مطالب ویژه

به یاد مرحوم استاد رحیم بردی جوادی

معلمی که راه رسم درست زیستن را به شاگردانش آموخت

پایگاه خبری اولکامیز – این مطلب به قلم محمد خوجه نویسنده پرتلاش انبارالومی در سوگ استاد و معلمش به رشته تحریر در آمده است :                                          روز پنجشنبه بیست و نهم مهر سال ۱۴۰۰ جشن عروسی پسر استاد رحیم بردی جوادی برگزار شد. استاد جوادی مدتی بود در بستر بیماری و دوره نقاهت را می گذرانید بعد از صرف شام عروسی مردم و مهمانان برای تبریک گفتن عروسی و جویا حال و احوال او به دیدن او میرفتند من نیز وارد اتاق اش شدم سلام دادم با لبخند و صدای رسا جواب سلام را داد و عروسی پسرش را تبریک گفتم و چند دقیقه گفتگو کردیم.

از حال و احوال اش جویا شدم همان روز حالش خوب بود به خاطر عروسی پسرش شاد و شور و نشاط عجیب داشت از مهمانان و شرکت کنندگان در مراسم عروسی تشکر میکرد و دیداری تازه میکرد و از دیدار دوستان و شاگردانش خوشحال بود.

اما این دیدار آخرین دیدار ما با او بود چرا که روز یکشنبه دوم آبان سال ۱۴۰۰ دار فانی را وداع گفت و شاهد عروج روح مطهر استاد بزرگوار رحیم بردی جوادی بودیم که جامعه فرهنگی و مردم شهر انبارالوم را به عزا نشاند.

مرحوم استاد رحیم بردی جوادی فرزند حاج مراد حاجی از طایفه توماج و متولد ۱۳۳۸ بود وی بعد فارغ التحصیل از دانشسرای مقدماتی انبارالوم به استخدام اداره آموزش و پرورش از میان این همه حرفه ؛ شغل معلمی را برگزیده بود. او به معلمی عشق می ورزید.

من افتخار شاگردی استاد بزرگوار مرحوم رحیم بردی جوادی را داشتم که در دوره دوم و چهارم ابتدایی را با خوشه چینی از خرمن علم و دانش او من را پربار ساخته بود و از محضر پرفیض دانش او بهره ها برده ام در مدرسه به عنوان مدیر و معاون مدرسه نیز فعالیت داشتند . او معلمی وظیفه‌ شناس؛ دلسوز؛ متعهد؛ متواضع؛ جدی؛ مصمم و مسئولیت پذیر و پرتلاش بود. خاطرات شیرین زیادی در دوره ابتدایی دارم.

خوب به خاطر دارم که در کلاس چهارم ابتدایی که معلم من مرحوم رحیم بردی جوادی بودند درس ورزش داشتیم زنگ ورزش به زمین فوتبال رفتیم و در آنجا یارگیری کردیم من به گروه استاد جوادی افتادم بازی شروع شد من و استاد آنقدر پاسهای خوب و دقیق به یکدیگر میدادیم و بازی خوبی را به نمایش گذاشتیم که باعث تعجب همگان شده بود او تا بحال بازی من را ندیده بود و حرکات و تکنیکها من را نگاه و نظاره میکرد انتظار چنین پاس ها و حرکات و تکنیک ها را از یک بچه ۱۱یا ۱۲ساله با اندام لاغر و جثه کوتاه را نداشت تا اینکه گروه ما حریف را برد و زنگ ورزش به پایان رسید وارد کلاس شدیم معلم آقای جوادی با لبخند وارد کلاس شد لب به سخن گشود و گفت: بچه ها آیا زنگ ورزش خوش گذشت دانش آموزان با صدای بلند جواب دادند: بله خیلی عالی بود معلم گفت : شما فقط یک بازیکن دارید آن تک بازیکن هم محمد خوجه است.

با این سخن معلم سکوت داخل کلاس را فرا گرفت . این سخن دلنشین و شیرین او در ذهنم ثبت و حک شد هنوز که هنوز از یاد نبردم این تشویق او به من انرژی و انگیزه در ورزش فوتبال ایجاد کرده بود او نه تنها معلم دلسوز و مسئولیت پذیر و بی ریا و بی آلایش بود بلکه یک ورزشکار و فوتبالیست و مربی فوتبال بود و تلاشهای زیادی و زحمات ارزنده در امر ورزش و به عنوان مربی و سرپرست به ورزش فوتبال انبارالوم کشید .

یک خاطره دیگر از استاد مرحوم جوادی یادم هست که او بازنشسته شده بود موقعی که کتاب تحت عنوان انبارالوم درگذر تاریخ نوشته اینجانب چاپ و منتشر شد به منزل او رفتم و یک جلد آن کتاب را به او تقدیم کردم استاد مرحوم جوادی گفت احسنت محمد جان یادم هست چقدر دغدغه نوشتن کتاب از زادگاهت انبارالوم را داشتید با نوشتن این کتاب به آرزوهایت رسیدی و یک کار فرهنگی خوب به ایل و مردم عرضه کردید و یک کار بزرگی و ارزشمند را انجام دادید آفرین ؛ موفق باشید.

من در جواب بلافاصله به او گفتم استاد هر چه دارم از شما معلمان دارم شما و همکارانتان من را در سرزمین دانش بارور ساختید شما بودید که دستم را گرفتی و مشق ادب و الفبای زندگی را برایم آموختید و از تاریکی بسوی نور عبور دادید و راهنمای کردید در حق من و شاگردانت معلمی کردید کار شما فراموش نشدنی و قابل ستودنی است .

او بعد از بازنشستگی از آموزش و پرورش عضو هیئت مدیره شرکت تعاونی روستایی شهر انبارالوم بود و در آنجا نیز فعالیت کرد.

استاد مرحوم جوادی به یک اندازه به تک تک دانش آموزان علاقه و توجه داشت و هر جلسه کلاس حرفی تازه برای گفتن و خلاقیت در کلاس درس داشت و طوری تدریس میکرد که تدریسش را با مثالها و بازی و سرگرمی جنبه مثبت ادغام میکرد این کار یکی از ویژگیهای یک معلم خوب است که باعث بالا رفتن جذابیت دانش آموز میشود.

استاد جوادی تنبیهات و تشویقات خاص خودشان را داشتند از رو دلسوزی تنبیه هم میکرد امروز چراغی در دست تک تک شاگردانش است که روشن اش ریشه در همان تنبیات و تعلیم و تربیت او دارد و تشویق و تحسین او بی اندازه بود چرا که او میدانست تشویق و تحسین برای دانش آموزان به منزله دوپینگ است .

او عاشق شاگردانش بود و الفبای زندگی و راه و رسم درست زیستن را به ما آموخت هر چه از این معلم دلسوز و متعهد بگوئیم کم گفته ام و خلاصه اینکه او وظیفه و رسالت تعلیم و تربیت را به خوبی و به نحو احسن انجام داد.                                      روحش شاد یادش گرامی باد.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا