
پایگاه خبری اولکامیز – آمان نظر راد زاده یکی از شخصیت های سیاسی فرهنگی هنری ترکمن صحراست که بی شک به پاس فعالیت ها و خدماتش نامش در تاریخ ماندگار خواهد شد. بخش دوم بیوگرافی و زندگینامه این چهره ی فعال فرهنگی هنری انتخاباتی تاثیرگذار سیمین شهری که در پاسخ به سئوالات خبرنگار اولکامیز به شیوه ی ساده ، روان ، صمیمی و جذاب به رشته تحریر در آورده است را در ذیل می خوانید :
کتابخوان قهار
سال ۱۳۵۰-۵۱ بود که یکی از دوستان در مسابقه رادیو گرگان برنده شدند و برایش چند جلد کتاب دادند. دوستم قصد فروش داشت که همه را خریدم. رمان های داستایوسکی بودند. قبل از آن بیشتر کتاب های پلیسی میخواندم بخاطر تشویق یکی از معلم ها در بناور. اما با خواندن رمان های داستایوسکی به دنیای جدیدی وارد شدم .در کتاب فروشی های گرگان به دنبال کتابهایی از این دست بودم که با کتابهای تولستوی. چخوف و ماکسیم گورکی آشنا شدم بعدا با کتابهای صمد بهرنگی و برتولت برشت. تا قبل از دیپلم گرفتن کتاب خوان قهاری شده بودم.
ترجمه شعر فتاح
با ورود به دانشسرای تربیت معلم گرگان با دوستان بیشتری آشنا شدم که همزمان شد با اعتراضات علیه رژیم پهلوی. سال ۵۶ به تشویق شهید اسدی عرب و جناب حسین کبیر ترجمه شعر فتاح مختومقلی فراغی را در نشریه دانشسرا به چاپ رساندم.
آخرین دیدار
آخرین دیدارم با اسدی عرب هیچوقت فراموش نخواهد شد. یه روز با اسدی به کتاب فروشی ها سر زدیم بعد رفتیم خونه حسین کبیر. پس از یکی دو ساعت نشستن اسدی عرب با کبیر خداحافظی کرد تا به روستای خود گز ( بندرگز) برود. باهم اومدیم ایستگاه مینی بوس شهاب بغل چهار راه عباسعلی. تا مینی بوس پر بشه زمان زیادی برد. در این مدت من منتظر ماندم تا بدرقه بکنم. سه بار از مینی بوس پایین اومد و بغلم کرد و گفت که شاید این آخرین دیدارمون باشد. هر چند خواستم مانع گفتنش بشم ولی باز میگفت که ساواک به دنبال من است هر آن احتمال دارد منو بکشند. درست دو روز بعد از آن خداحافظی بنده خدا را با پرتاب نارنجک به شهادت رساندند. و به این ترتیب وارد مبارزات ضد شاهی شدیم.
آغاز فعالیت انتخاباتی
در دوره دوم انتخابات مجلس فامیل دور ما مهندس آنه محمد غراوی که اجداد ما ارتباط نزدیکی باهم داشتند از گنبد کاندیدا شدند. مدتی به همراه پدرم گنبد بودیم تا برایش تبلیغات بکنیم.
دوره سوم انتخابات
دوره سوم در منطقه خودمان مهندس بسنجیده کاندیدا شدند. البته اون زمان من ایشان را نمی شناختم. آقایان جبار ایری و دکتر عظیم گل اومدند و ازم خواستند که برای ایشان فعالیت بکنم. چون ایشان را نمی شناختم قبول نکردم.با اصرار جبار که از دوستان صمیمی و قدیمی ام بود حاضر شدم شب ها در برنامه نویسی و پیشنهادات برنامه تبلیغی همکاری کنم. آن زمان نیروهای فعال سیاسی عرصه انتخابات برای جامعه ما ناشتاخته بودند.
دو پیشنهاد
اولین پیشنهادم این بود که از وجود چهره های شناخته شده عرصه ادبیات و هنر برای جذب مردم استفاده بکنیم. برای عملی کردن این برنامه مجبور شدم خودم دست به کار شوم و دوستان بزرگواری مثل ستار سوقی ، عیدی اونق و دوردی طریک و … را به صحنه بکشم. از طرفی تنها چهره شناخته شده عرصه انتخابات مهندس غراوی بودند. گفتم ایشان را نیز دعوت بکنید. چون شناختی از کاندیدا نداشتند باز مجبور شدم که خودم تماس گرفته از ایشان درخواست کنم . حضور شاعران و بخشی های منطقه و مهندس غراوی با اتفاق نورجان حاجی آق موج بسیار بزرگی ایجاد کرد.
تغییر زمان گردهمایی ها
از آنجا که پیشنهاد های من به ثمر می نشست انتظارات دوستان بیشتر شد. آن زمان اکثر کاندیداها بزرگترین گردهمایی بندرترکمن را مصادف با بازار روز هفتگی یعنی دوشنبه میگذاشتند. اما من اصرار داشتم که بعد از ظهر چهارشنبه باشد با تجمع تمامی طرفداران از تمامی مناطق. و این گردهمایی ها تاکنون به همان شکلی که برای اولین بار اجرا کردیم ، دارد اجرا می شود.
مسئولیت ستاد
همین کارها بود که پای مرا در تیم انتخاباتی بسنجیده، جبار ایری و عظیم گل محکم کرد و در دوره های بعد آشکارا وارد عرصه شدم و در دوره های پنجم و ششم که دکتر عظیم گل کاندیدا شدند من مسئول ستاد تبلیغات بودم و بعد از انتخاب ایشان در دوره ششم نیروهای فعال را ساماندهی کردیم .۲۱ نفر شورای مرکزی و ۸۱ نفر شورای هماهنگی و ۱۰ کمیته تخصصی.
در فراق یار
انتخاب رئیس ستاد و رئیس دفتر نماینده با برگزاری انتخابات در شورای مرکزی تعیین میشد که باز دوستان بنده را لایق دانستند و با صد در صد آرا انتخاب شدم. با شهید شدن دکتر گل مسئولیت خطیری به گردنم افتاد. با دلی شکسته و چشمی گریان به دنبال کسی بودیم که جایگزین دکتر گل شود.
آخرین فعالیت انتخاباتی
با شورای هماهنگی جلسه گذاشتیم تا از طریق انتخابات شخص کاندیدا را مشخص کنیم. جبار ایری و کنعانی کاندیدا شدند. رای اکثریت با جبار ایری بود.اما از آنجا که در دوره های قبل بخاطر ترس از رد صلاحیت دو نفر دیگر را نیز بعنوان آلترناتیو ثبت نام میکردیم. این دوره نیز که کاندیدای اصلی جبار ایری باشد شورای هماهنگی تصمیم گرفت که دکتر کنعانی و ناز محمد ولی پور را نیز بعنوان آلترناتیو ثبت نام نمایند. با رد شدن جبار ایری و کنعانی کاندیدای ما ولی پور شدند. باز شورای هماهنگی بنده را لایق رئیس ستاد و رئیس دفتری دانسته انتخاب کردند. این آخرین دوره فعالیتم در انتخابات مجلس بود.
برگشت به ادبیات و هنر
در دوره های بعد یعنی از سال ۱۳۸۵ فعالیت های سیاسی و انتخاباتی را کنار گذاشتم و دوباره بین دوستان قدیمی ام برگشتم و به ادبیات و هنرمشغول شدم. در حد توانم داستان کوتاه می نویسم و به ترجمه آثاری از از زبان ترکمنی به فارسی مشغولم. همکاری با گروه موسیقی سنتی ترکمنی را نیز کنار نگذاشتم. هنوزم با نواختن دوتار در کنار استادان این عرصه به موسیقی سنتی ترکمنی مشغولم.
ادامه دارد
www.ulkamiz.ir



