بازار معاملات در کشور ما

پایگاه خبری اولکامیز- آنه محمد مارامایی: امروزها اگر قصد ورود به بازار معاملات را داشته باشید باید قلب و وجودتان عین آدم آهنی یا ربات باشد اینقدر نوسانات آنهم جهشی رو به بالا رخ می دهد که هر انسانی تحمل این نوسانات را ندارد انگار نه انگار که مسئولی یا ناظری وجود ندارد که صد البته هم وجود ندارد که اگر هم باشد مثل مترسک های نصب شده در زمین های کشاورزی است که کشاورزان جهت ترساندن و حفظ محصولات کشاورزی خود میگذارند یا مثل ماکت ماشین های پلیس است که در جاده ها جهت ترساندن رانندگان اداره راهنمایی و رانندگی می گذارد. چون چند بار دزدان محصولات کشاورزی یا رانندگان آنها را می بینند.با بی خیالی وارد زمین کشاورزی می شوند.یا رانندگان تخت گاز می روند.
در بازار معاملات کشور ما هم حاکمان ومسئولان گرامی چنین وضعیتی مشاهده می شود و هرچه دلشان می خواهند اموال خود را می فروشند. دو تا مثال بزنم من در روز شنبه به نمایشگاه جهت خرید ماشین رفتم یک تیبای دو مدل ۱۴۰۰ قیمت کردم گفتند ۲۲۵ میلیون . یکشنبه زنگ زدم گفتم بیا قولنامه کنیم گفت ۲۳۵ میلیون .
روز دوشنبه رفتم جهت قولنامه که گفته بودم باز هم گران نشده بخرم .با غرور و حالت متکبرانه گفت ۲۴۵ میلیون .
گفتم آقا یعنی چه که هر روز ده میلیون قیمت را بالا می بری؟
گفت حاج آقا خدا شاهده که دوست ندارم بفروشم چون شما باجناق پسرعموی من هستی به شما می فروشم. چون برو نمایشگاههای دیگر ببین که اصلا ماشین نمی فروشند.
در این میان یک آقایی وارد نمایشگاه شد. نمایشگاهی گفت آقای فلانی از پنج ماشینی که در پارکینگ گداشته ای یکی را به این آشنای من بفروش. آن آقا گفت فلانی چی می گویی؟ خودت می دانی که تا چند روز دیگر فلان میلیون روی پنج ماشین من می آید.
بعد گفت الان خودت حساب کنید که روی ماشین های من ۸۰۰ میلیون در یک هفته آمده خوب اگر با این وضعیت بازار تا چند روز دیگه نگه دارم صددرصد دو میلیارد می آید. چون کارشناسان می گویند دلار تا اول دی ماه به چهل هزارتومان می رسد.
نمایشگاهی گفت با این وضعیتی که می بینم و تجربه ام می گوید امکانش زیاد است .
خلاصه من حقوق بگیر چند لحظه ای دلم به حال مردم جامعه خودمان سوخت که یک کارمند اگر دو ماه کار کند ده میلیون می گیرد اما بازاریان هر روز ده میلیون روی ماشین ها می کشند. بعد حکمرانان می گویند ای مردم شکر کنید که در کشور ما بخاطر تدبیر ماها امنیت وجود دارد و اگر ناشکری کنید وضع تان بدتر از این ها خواهد شد.
انسان خواه ناخواه با شنیدن این جملات گاهی خنده اش می گیرد و اگر کمی فکر کند گریه اش می گیرد که اینها چه می گویند ؟
ازخود می پرسم یعنی این آقایان معنای کلمه امنیت را نمی دانند. مگر نمی دانند که امنیت چند بعد دارد امنیت افکار و اندیشه. امنیت اقتصادی . امنیت شغلی. امنیت دفاعی. امنیت سیاسی امنیت فرهنگی .امنیت اجتماعی و… که متاسفانه مسئولان ما فقط وفقط به امنیت دفاعی کشورمان آگاه هستند. گرچه این نوع امنیت هم درکشورما کامل وجود ندارد. مثلا اگر جرأت دارید با اهل خانواده در نیمه های شب درخیابان قدم بزنید یا اگر جرأت دارید به جنگل ها و پارکهای خلوت جهت تفریح بروید یا اگر جرأت دارید اموالتان را درخیابان یا حتی اطراف خانه تان بدون نگهبان بگذارید و… که سریع متوجه می شوید که نمی توانید اموال و اهل خانواده تان را از دست نااهلان حفظ کنید.
آری وضعیت کشور ما متاسفانه ایچنین است وهمه مردم یا اکثریت مردم واقعا درمانده شده اند در گذران زندگی .اصلا نمی شود با عقل خدادادی واسه امورات زندگیمان برنامه ریزی کنیم. چرا؟چون واقعا درآمدها ومخارج زندگی قابل پیش بینی نیست.ماشالله قیمت اجناس واملاک درکشورما دفتر گینس را پر کرده.مثلا شنیده ایم قیمت یک کالای خوراکی معمولی مثل ماکارونی که تمام موادش الحمدالله درکشورخودمان تولید می شود ۲۴۷ برابر افزایش پیدا کرد.
وقتی افراد در کل جهان این نوع آمارها را می بینند صددرصد در جا سکته می زنند. چون در کل تاریخ بشر اینچنین تورمی مشاهده نشده است بعد حاکمان ومسئولان می گویند چون بیگانگان و کافران ظالم نمی توانند پیشرفت های کشورما را تحمل کنند جهت جلوگیری از پیشرفت کشورمان درتمام سطوح اغتشاش ها را بوجود می آورند وجوانان ومردم با مدارک فوق لیسانس ودکتر متوجه این امور نمی شوند وفقط حاکمان ومسئوران نخبه کشورمان متوجه توطئه استکبار جهانی هستند!
ما شنیده ایم که در تاریخ اصحاب کهف فقط اینچنین افزایش قیمت ها را دیده بودند گر چه باز آنها ارزش پول هایی که در دست داشتند ارزش طلا را پیدا کرده بود وچندان ضرری ندیدند .امامردم ما روزبه روز می بینند که هرچه پول در دستشان است بی ارزش وبی ارزشتر شده است. شاید شنیده اید که می گویند درکشور ونزوئلا مردم پول های انداخته شده در خیابان ها را جمع نمی کنند و متاسفانه الان هم وقتی به فرزندانمان جهت خوراکی صدهزار ریال می دهیم .فوری پیش مادرشان می رود ومی گوید مامان .مامان.
ببین پدرم چقدر خسیس است و فقط وفقط صدهزار ریال پول خوراکی می دهد! وآنگاه متوجه نگاه غضبناک وکنایه ای مادرشان بخود می شویم انگار که ما بلانسبت همه پدران درمانده درزندگی .آدم عقب مانده .بی عقل .یا بقول امروزیها بی کلاس و… هستیم که متوجه اوضاع بحرانی جامعه نیستیم. غافل از اینکه ما حقوق بگیران همه آگاهیم به اوضاع جامعه اما مجبوریم تا رساندن روزگارمان به آخرماه اینچنین شرمنده اهل خانواده بشویم.
خلاصه خداوند عادل ودانا خودش با کرمش به ما صبرو رزق وروزی دهد و انشاءالله به حاکمان ومسئولان هم قدرت تدبیر بهره مندی از عقل .دانش .هوش و…دهد تا آنچه را که در چهاردهه و اندی نتوانسته اند درجامعه بوجود آورند و دردهای مردم مظلوم کشورمان را درمان نمایند . به امید آن روز.
www.ulkamiz.ir



