یادداشت

برای ابتهاج که اینچنین دور است

پایگاه خبری اولکامیز – یوسف ایگدری: این پیامی بود که از مبارز ها و مبارزه ها گرفته بود، ” ایستادن ” .

شاید هم، نمی دانم  از تماشای دویدن اسب‌ها، آن زمان که یکی مانده به پیچ آخر سکان گزارشگری را به دست می گرفت تا نزدیکی های خط پایان که اینگونه صدای عطا کر طنین اندازتر شود ..

شاید هم اینقدر اسب‌سوارهایی که دائم بر بدشانسی غلبه می‌کنند و روی زمین می‌افتند و باز از رو نمی‌روند را دیده که افتادن در قالب دنیای واژگانش معنای و مفهومی نداشت..

وقتی اولین بار برای حرمت گذاشتن به افکار و تجربیات چند ده ساله اش در انتخابات مجلس، سلیمان هاشمی، او را سردار دلها نامید و گفت که باید او را از نو شناخت، آنها که قاچ زین قدرت و پول را سفت چسبیده‌ بوده بودند در مالیخولیای افکار و توهمات خود بر او و القاب دهنده اش چنان تاختند که گویی ملک و مُلک پدریشان را از کف داده بودند..

بعضی ها او را پاشنه آشیل ستاد هاشمی دانستند و بعضی ها او را تشنه پول و مادیات خواندند اما کمتر کسی از عشق او به فعالیت انتخاباتی و شور و شعورش سخن گفت..

و بعدها که در کوران انتخابات از ستاد هاشمیون جدا و گفتند به طیاریون پیوسته است..

نمیدانم امروز در نبودش و به پاس خدماتش این دو نفر بیانیه ای داده اند یا نه….

دعا میکنیم که خداوند قرین رحمت الهی اش نموده با اولیای خدا محشورش کند…

روحش شاد

www.ulkamiz.ir

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. سلام و عرض تسلیت به خانواده مرحوم ابتهاج و بستگان و دوستانش . جایی جنت بولسون .
    .
    ..
    چه بسیارند بزرگان و نامدارانی در این دیار و صحرا ، که خرمن هستی شان ، بی مفرّانه ، با داسِ بی رحمِ مرگ، درو می شود.
    .
    برای مرحوم مغفرت الهی، و برای بازماندگانش، صبر و طاقت آرزومندم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا