تأملی بر جوابیه دکتر سارلی به استاد عنصری
نباید به تاریخ صرفا با تفکر و بینش ترکمنی تکیه کرد

پایگاه خبری اولکامیز – دکتر سارلی عزیز، سلام و خداقوت. پاسخ جنابعالی نسبت به استاد عنصری عزیز را مطالعه نمودم. کاش در آن جلسه و انجمن بر اساس مستندات ابراز نموده و جبهه گیری نمی کردید. با واکنش جنابعالی نه تنها تنش ها رفع نخواهد شد بلکه بدتر نیز خواهد شد.
جسارت بنده را به بزرگیتان ببخشید. فقط میخواستم بگویم و بنویسم که ما نیازمند متخصص تاریخ اندیشه هستیم، باید با اصول علمی، تاریخ اندیشه موجود در حوزه تاریخ ترکمن را درست و فارغ از تعصب و خودخواهی و اعتماد به نفس کاذب و ارزشی بشناسیم. اگر هم میخواهیم دست چین کنیم، باید بعد از این شناخت باشد. البته بر سر مواردی که گفتم، اصرار ندارم، فقط از نظرم مهم شناخت درست واقعیت، شناخت سیستم تغییرات اجتماعی، هم در اصول کلی و هم با ملاحظه جامعه خودمان، و تفکیک آرمانگراییمان با شناخت درست واقعیت است.
به نظرم ما متنهای گذشتگان را با دقت نمیخوانیم و این اولین مشکل ماست. دوم اعتماد به نفس کاذبی در باره تاریخ ترکمن داریم و فکر می کنیم همه سرمایه های علمی لازم را داریم. اما اینطور نیست. در سایه تعامل و احترام متقابل می توان به نتیجه ی مطلوب رسید.
اما متاسفانه خیلی به روز فکر می کنیم و مناسبات فکری گذشته را درست نمیشناسیم. ما بیشتر به لایههای ظاهری کار داریم نه لایههای درون آن. به علاوه، عالمانه فرهنگ و تاریخ ترکمن را نمیشناسیم. بسیاری از متون را درست نمی خوانیم یا نمیفهمیم. هر زمانی مطابق میلمان از متون گذشته، گزینش میکنیم. بیشتر مصلحیم تا پژوهشگر، در حالی که اگر قرار است مصلح باشیم، باید اول پژوهشگر باشیم و واقعیت را درست بشناسیم.
با نظر جنابعالی از اینکه فرمودید تفکر و بینش ترکمنی حاکم باشد موافق نیستم. نباید صرفا به تفکر و بینش ترکمنی تکیه کرد. بلکه تاریخ و علم آن را فراتر از احساس و تفکر بومی نگاه کرد.
جنابعالی بهتر می دانید که ما (ترکمن ها) از نظر جغرافی و تاریخ چند نقطه تأثیر و تأثر در تاریخ دوره اسلامی و به ویژه در دوره معاصر از سوی مغول ها، ترک ها و روس ها و ایرانی ها و سیستانی ها و ………داشتهایم. اینها هم روی اندیشههای ما ترکمن ها اثر گذاشتهاند و هم از ما اثر پذیرفتهاند. البته اینها بعضی از نظر ارزشی یا سنجش بر اساس تأثیرگذاری، خوب هستند و برخی بد.
اما در مورد جانی قربانیان:
سلسلهٔ امرای جانی قربان
۷۳۹/۱۳۳۶–۷۵۹/۱۳۵۸.
این دودمان سلسهای از امرا بود که پس از درگذشت ابوسعید بهادرخان آخرین ایلخان مغول در قسمتی از ایران حکومت کرد. بنیانگذار آن امیر محمد بیگ جانی قربان است.
جمعیتی بودند از مردم فارس، ترک، ترکمن و ازبک در دشت خاوران، کلات، ابیورد، درگز و نسا. این جمعیت مانند سربداران سبزوار به منظور برانداختن سلسلهٔ مغول در قرن هفتم هجری در خاوران به وجود آمدند و فعالیت خود را آغاز کردند.
طایفهٔ جانی قربان به تدریج در آن منطقه قدرتی بهم رساندند شهرستانهای نسا، ابیورد، کلات، سرخس، مرو، هرات و بلخ را زیر سلطهٔ خود آوردند، و مرکز حکمرانی را کلات قرار دادند.
تیمور گورکانی در آغاز کار خود مدتی به زندان امیر علی بیگ برادر امیر محمد بیگ حاکم جانی قربان در کلات افتاد و بیش از یکماه در آن زندان ماند، تیمور در شرح حال خود از حیوانات موذی این زندان شکایت کردهاست ولی از امیر محمد بیگ برادر وی به نیکی یاد نموده است.
جانی قربانیها بیش از پنجاه سال فرمانروایی کردند، در رأس این جانی قربانیان ارغوان یا ارغون شاه حکمران نسا و ابیورد بودهاست. ارغوان شاه در دربند کلات بارویی به شکل مخروطی ناقص از آجرهای دندانهدار به ارتفاع هشت متر ساخته، که از این بارو، دیدهبانی میکردند، و هر گونه حرکت و رفتوآمد را به سهولت کنترل مینمودند. آثار این بارو هنوز هم در دربند کلات باقی است و به دربند ارغوانشاه معروف است.(۱)(۲)
۱_خاوران گوهر ناشناخته ایران ک مشتمل بر تاریخ و جغرافیای درگز و کلات، تهران، ۱۳۴۹. ص۲۷۸
۲_میرنیا، علی، ایل ها و طایفههای عشایری خراسان، تهران، ۱۳۶۹ ه.ش، ص۵۳
دکتر عزیز، لطفا از بنده حقیر دلخور نشوید. قصد جسارت نداشتم بنده هم معتقدم بازگو کردن قومیت ها در گروه های غیر تخصصی خوب نیست چرا که بدلیل عدم ظرفیت نقد، نتیجه ای جز حرمان، اندوه و تنش نخواهد داشت. هر چند که تقسیمات قومی، اشتباهی بزرگ می تواند باشد و ممکن است ملت و ملت هارا پارچهپارچه کند کاری که وامبری و امثال آنها کرده اند!!!!
اما می توان با تعامل و با رویکرد کاملا علمی و مستند و بر پایه ی منابع و مدارک، اقوام ترکمن و سایر اقوام موجود در آن را در قالب تاریخ محلی تحلیل و بررسی نمود. به یاد داشته باشیم که تاریخ محلی موضوع جدیدی نیست و به صورتهای مختلف از گذشتههای دور در تاریخنگاری فتوح، آثار جغرافیایی و جغرافیای تاریخی، سفرنامهها و شرح حال مشاهیر و اقوام گوناگون محلی وجود داشته است.
حتی به نوعی به شکل دودماننویسی در اساطیر و تاریخ بومی و حتی ملی هم قابل مشاهده است. ظهور اسلام، تجزیه خلافت اسلامی، گسترش حکومتهای کوچک و محلی و سلطه قدرت ها در گسترش تاریخنگاری محلی مؤثر بوده و به آن دامن زده است. در دورههای اخیر به دلیل افزایش سطح سواد و افزایش نخبگان محلی این نوع تاریخنویسی بیشتر مورد توجه قرار گرفته که هم جنبه مثبت دارد و هم میتواند پیامدهای منفی داشته باشد!!!!
زمان دیگر زمان گذشته نیست و صرفا با تاریخ نقلی نمی توان به بن مایه ی تاریخ رسید و بهتر است به جای تاریخ نقلی، تاریخ تحلیلی را مدنظر قرار داد……
کلام آخر اینکه اگر پایان نقد اثر را پایان کار فرض کنیم، مسلماً علم تاریخ و تاریخ علم گرفتار رکود و ایستایی می شود و زایش و بالشی در رشته های مختلف علم از جمله علم تاریخ صورت نمی گیرد. فرض چنین محالی بانگاهی گذرا به تاریخ و تداوم سلسله نقدها و پرسش ها، کاملاً اثبات می شود. اگر این چنین نبود شاید آثار برخی افراد که به انگیزه ی اثبات تناقض آموزه های تاریخی و فلسفی و غیره نگاشته شده بود بساط آن را برمی چید، اما دفاعیه ی برخی محققین در مقابل آن افراد که در حقیقت نقد محسوب می شود، مانع از خاموشی چراغ تاریخ برای همیشه شده یا حداقل آموزه های آن را برای نسل بعدی حفظ شود.
نمونه های بسیاری در تاریخ و نزد بزرگان و محققین داریم که تداوم نقدها به گشودن راهی نو در دانش یا چشم اندازهای جدید فراروی اهل علم و خرد انجامیده است. اینجاست که اندیشه ی کاوشگر انسان خلّاق به مرزهای نقد هم اکتفا نمی کند و آنها را طی می کند تا با عبور از آنها نقش اساسی را ایفا کنند. استادعنصری عزیز یکی از این محققین وارسته می تواند باشد و شایسته تقدیر.
پس نقد نه پایان یک راه بلکه می تواند آغازگر و اصلاحگر یک مسیر علمی درست باشد…….
با احترام و ارادت
خلیل الله صحنه، دبیرتاریخ
سایر منابع و مأخذی که در مورد جانی قربانیان و قراوناس ها نوشته شده را تقدیم میدارم:
۱_ جامعالتواریخ یا تاریخ رشیدی، تاریخ غازانی ازرشیدالدین فضلالله همدانی.
۲_ کتاب منتخب تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار(مشهور به تاریخ وصاف)
۳_ lib.eshia.ir
http://lib.eshia.ir › …
از دانشنامه جهان اسلام – بنیاد دائره المعارف اسلامی.
۴_ noorlib.ir
https://noorlib.ir › book › view › تا…
تاریخ رشیدی – بخش مقدمه صفحه ۱۵۰ – کتابخانه دیجیتال نور.
۵_ قراوناس عراقی و نقش آن ها در تحولات عصر ایلخانی
نویسندگان: علیرضا کریمی توحید شریفی
منبع: پژوهش های تاریخی دانشگاه اصفهان بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۳).
۶_ میرنیا، علی، ایلها و طایفههای عشایری خراسان، تهران، ۱۳۶۹ش. ص۵۳-۵۴.
۷_ تاریخ تیموریان، دانشگاه کمبریج.
ترجمه: یعقوب آژند.
www.ulkamiz.ir


