تأملی بر رمان « صاحبان سرزمین »

پایگاه خبری اولکامیز- دکتر ابراهیم کلته :
اخیرا رمان دو جلدی صاحبان سرزمین به قلم دکتر عبدالرحمان دیه جی نشر دیجیتال شده و در اختیار علاقمندان و دوستداران آثار این نویسنده قرار گرفت. رمان صاحبان سرزمین رمانی تاریخی از وقایع ترکمن صحرا در دهه های دوم و سوم قرن بیستم می باشد. این مقطع زمانی، از نظر وقوع حوادث مختلف در ترکمن صحرا فوق العاده مهم است.
حضور روس ها، جنگ جهانی اول، وقوع انقلاب ۱۹۱۷ ، ظهور رضاخان ، قیام های ترکمن ها بر علیه روس ها و رضاخان ، قلع و قمع مخالفین در ترکمن صحرا توسط رضاخان ( فتح صحرا ) و … از مهم ترین وقایعی است که در این دو دهه اتفاق افتاده و هر یک تاثیرات خاص خود را بر ترکمن صحرا گذارده است. به جرئت می توان گفت که اگر نویسنده ای بخواهد مقطعی برای تحریر یک رمان تاریخی از وقایع ترکمن صحرا برگزیند مقطعی بهتر از آنچه برای صاحبان سرزمین انتخاب شده ، پیدا نخواهد کرد.
رمان صاحبان سرزمین فقط یک رمان تاریخی نیست. داستان زندگیست. نقل فرهنگ و جغرافیای ترکمن صحراست. نویسنده با قهرمانانش زندگی کرده و با شادی آنها خندیده و با غم آنان می گرید، همراه آنان می خروشد و همراه آنان دل نگران می شود و این احساسات را خیلی زیبا بیان می کند . بطوری که وقتی اغوزخان ( قهرمان داستان) از شادی فریاد می زند، کل موجودات صحرا در شادی او همنوایی می کنند و حتی رودخانه ها نیز به خروش در می آیند و وقتی اتفاق بد رخ می دهد، ابرها می گریند و خورشید از ناراحتی پرده ای از ابر بر رخ می کشد.
همچنین نویسنده سعی کرده است که در لابلای وقایع مختلف اعم از جشن و عزا، آداب و سنن ترکمن ها را بیان نماید. از این رو می توان آن را مجموعه ای مردم شناختی نیز تعریف کرد. ادبیات شفاهی ، بازی ها ، اعتقادات و باورها و … به خوبی به صورت یک فیلم به تصویر کشیده می شوند.
همچنین نویسنده از بسیاری از نمادها در رمان بهره می برد. برای مثال قوچ که در فرهنگ ترکمن نماد قدرت بوده ( از این رو جوان برومند را قوچ یگیت می نامند) بارها در دیالوگ شخصیت های رمان استفاده می شود و یا گرگ که یکی از اسطوره های ترکمن ها است، بارها مورد استفاده قرار می گیرد.
بنا به روایت هایی که در کتب مختلف آمده ، بنا بر یک افسانه اوغوز که نوزادی یتیم بوده توسط گرگ ها نگهداری و بزرگ می شود و همچنین یموت ( یکی از ایلات بزرگ ترکمن ) به معنای گرگ می باشد. نویسنده بارها به صورت سمبلیک از این موضوع استفاده می کند. اغوزخان داستان ( کودک یتیمی که والدینش را روس ها کشته اند) توسط قورت گلدی بزرگ می شود که بیان نمادین افسانه ی فوق می باشد و نیز آنجا که اوغوزخان و دوستانش بر سر دو راهی شک به دو می شوند این گرگ خاکستری است که آنها را راهنمایی می کند. اگر چه در اینجا ذهن خواننده به طرف روح حاجی بابا می رود ولی در واقع نویسنده در اینجا به صورت ظریفی به جایگاه گرگ و اسطوره ی فوق اشاره می کند.
استفاده از عوارض مختلف جغرافیایی ترکمن صحرا ( مخصوصا جایی که سلحشوران ترکمن برای اختفاء در دشت صاف ترکمن در شمال غرب استرآباد از مسیر کهنه گرگان استفاده می کنند) نشان دهنده ی تسلط نویسنده بر طبیعت صحراست. این بهره گیری از عوارض جغرافیایی محدود به غرب صحرا نبوده و از کوموش دپه تا مراوه و حتی جرگلان را در بر می گیرد و این ضمن آنکه بر زیبایی رمان می افزاید ، حاکی از دقت و مطالعه ی نویسنده است.
در بخش اطلاعات تاریخی اما انصافا رمان به یک کتاب کامل تاریخ برای این مقطع می ماند. اگر چه نویسنده در داخل رمان سعی کرده وقایع مهم را مستند نماید و آدرس منابع مورد استفاده را داده است ولی دقت و وسعت اطلاعات ارائه شده نشان می دهد که گستره ی وسیعی از کتاب ها برای نگارش کتاب مورد مطالعه قرار گرفته و حتی از تحقیقات میدانی نیز استفاده شده است.
البته اگر به دیده ی یک منتقد تاریخ به کتاب نگاه کنیم ممکن است که بتوان ایرادهای زیادی را بر آن وارد کرد و مثلا گفت که فلان اتفاق ها که همراه هم نبوده اند و توالی زمانی داشتند. این ممکن است درست باشد ولی اگر نویسنده آنها را رعایت می کرد که آن وقت رمان نبود . کتاب تاریخ بود. ولی نویسنده سعی کرده است که این موارد را نیز تا حد امکان رعایت کند.
البته رمان خالی از ایراد نیست و این امر البته که منطقی است و هیچ کاری هم نمی تواند خالی از اشکال باشد. شاید اولین ایرادی که به چشم می خورد ایرادات تایپی و بعضا ویرایشی باشد. البته در چنین حجم عظیمی از کار ( مضاف بر هزار صفحه ) هر قدر که دقت شده باشد وجود این نوع اشکال ها اجتناب ناپذیر است. با این وجود بنظر می رسد که رمان به یک نمونه خوانی و تصحیح دقیق نیاز دارد.
مواردی نیز وجود دارد که نیامدن آنها نمی تواند ایراد تلقی شود ولی بنظر می رسد که اگر لحاظ می شد رمان را زیباتر می نمود. زمانی که مبارزات سلحشوران ترکمن بر علیه روس ها به تصویر کشیده می شود ، صحبتی از کنسول روس ها در استرآباد( گریگرایف و سپس رشیداوف) و کمیسر روس ها در استرآباد( لاوروف) نشده است. در صورتیکه آنها در سرکوب تراکمه نقش محوری داشتند.
همچنین از دخالت های وزیر مختار روس در قفقاز و فرستاده ی ویژه ی آنها ( ژنرال پاتایف) و بسخوهایی که ترکمن ها در مسیر حرکت او گذاشتند صحبتی نشده است.
همچنین از زمین خوارانی که با حمایت روس ها در ترکمن صحرا به اشکال مختلف مبادرت به آزار و اذیت ترکمن ها می نمودند( آوانس و کوچلان) و تشکیلات لیانازوف در نزدیکی قره سو و … صحبت نشده است.
با وجود این همه اصطلاحاتی که نویسنده در رمان استفاده نموده از واژه ی زیبای «بسخو» به معنای کمین استفاده نشده است.
در کوچ های عشایر ترکمن استفاده از شتر به جای گاری کاربرد وسیع تری داشته و آسان تر نیز می باشد. چرا که گاری ها از هر جایی نمی توانند رد شوند و سرعت حرکت آنها نیز کند است و این امر مخصوصا برای کوچندگانی که در فرار از دشمن نیاز به جابجایی سریع دارند اهمیت بیشتری پیدا می کند. لذا اگر در کوچ های داخل دشت ( نه مناطق کوهستانی و جنگلی شرق ) از شتر استفاده می شد ، رمان زیباتر می گردید.
آنجا که شورای یاشولی ها تصمیم به تدوین پیش نویس قانون می گیرند، جای تحصیلکردگان علوم جدید خالی است. نویسنده می توانست از افرادی مثل حاجی خان اغوزی که حتی همکاری هایی با عثمان آخون داشتند و در دوره ی رضاخان در تهران زندانی و در همانجا کشته شد، استفاده نماید. حتی با کمی پس و پیش کردن تاریخ می توانست از حقوقدان ترکمن آناقلیچ بابایی ( که او هم جزو زندانیان سیاسی پهلوی اول می باشد) استفاده نماید. اگر چه نمی توان برای این کار نویسنده خرده گرفت ولی انجام آن شاید رمان را زیباتر می نمود.
اگر چه در رمان از ضرورت اتحاد با جنبش جنگل صحبت می شود ولی اشاره ای به حضور نمایندگان آنها در کوموش دپه و گنبد و سپس استرآباد که در دوره ی عثمان آخون رخ داد ( و آنها ملاقاتی با عثمان آخون در گنبد داشتند) نشده است. اشاره به این موضوع همراه با استناد به منابع معتبر( همچون مخابرات استرآباد ) می توانست بیانگر گستردگی ارتباطات عثمان آخون باشد.
در صفحه ی ۴۸۴ از بالا بودن مهریه ی زن بیوه در میان ترکمن ها ( البته در مقام شوخی بین اوغوزخان و اراز و گوندوغدی ) صحبت شده است . ولی این نقل اشتباه است. در واقع مهریه ی بالا در صورتی است که مرد بیوه یا متاهل بخواهد با دختر باکره ازدواج نماید. اگر زن بیوه و مرد مجرد باشد( چنین مواردی کمتر اتفاق می افتاد)، مهریه پایین تر از حد معمول است و اگر هر دو بیوه باشند ، مهریه توافقی است.
بالاخره اینکه به عنوان نکته ی پایانی می خواهم موردی را در رابطه با اوغوزخان عنوان کنم. این جوان شخصیت یک جوان پرشور و نترس ترکمن را نمایندگی می کند. او هم فردی است مانند سایر جوانان ترکمن: زلال ، مردم دوست ، شجاع ، پرشور و البته کمی خام که بتدریج در طی جریانات رمان پخته شده و بعد از مرگ سردار آنا گلدی به یک رهبر نظامی تبدیل می شود.
ولی او یک فرد فرا زمینی نیست. مانند سایر افراد اطرافش علائقی دارد و آسیب پذیری هایی. مانند دیگران خوشحال می شود ، ناراحت می شود ، آسیب می بیند، عاشق می شود ، … و خلاصه اینکه هر آنچه در دیگران وجود دارد می توان با کمی شدت و ضعف در او نیز دید.
او پرورش یافته ی جامعه ی ترکمن است. علائق ، نحوه ی تفکر ، رفتار و .. خود را از جامعه ی ترکمن و افراد اطراف خود می گیرد. با این وجود سرزدن یک رفتار از اوغوزخان کمی عجیب بنظر می رسد.
در صفحات ۲۰۷ و ۲۰۸ جلد ۱ ، اغوزخان که به بازتوزیع دام های بازپس گرفته شده مشغول است، به موردی برخورد می کند که صاحبان دام ها دام خود را شناخته و ادعای مالکیت می کنند. ولی اغوزخان با تبعیت از تفکر توماس مور ایده ی به هر کس به اندازه ی نیازش را به پیش می برد.
اغوزخان همانطوریکه خودش نیز بارها تاکید می کند به عنوان یک سرباز تابع نظرات روحانیونی چون عثمان آخون است. ولی چرا به یک باره به طرف تفکر اتوپیای مور غش می کند. آیا این نحوه ی عمل با واقعیات جامعه ی آن روز صحرا و تفکرات دینی رهبرانش ( که عثمان آخون آن را نمایندگی می کند ) همخوانی دارد؟ یا اینکه نویسنده می خواهد پیام خاصی را از به خواننده بدهد؟
در خاتمه اینکه همه ی مواردی که ذکر گردید از زیبایی و ارزش رمان نمی کاهد. این کار حقیقتا یکی از آثار فاخر در رمان های تاریخی است و حقا می توان آن را در ردیف رمان هایی مانند چنگیزخان واسیلی یان قرار داد. این رمان همچنین می تواند به عنوان پایه ای برای ساخت یک سریال تاریخی زیبا باشد. در خاتمه برای این نویسنده ی گرانقدر آرزوی توفیق نموده و امیدوارم که در آینده باز هم شاهد نشر آثار فاخر این نویسنده ی توانا باشیم.
www.ulkamiz.ir




رمانى بسیار زیبا با فرازى تاریخى
که از کانال نویسنده پیگیرى و مطالعه کردم
موفق باشین
متشکرم جناب دکتر کلته عزیز، هم نکات مثبت و هم نکات منفی کار را در نظر گرفته اید. نقد باید به این شکل باشد. امیدوارم نوآموزانی که فقط دنبال عیبجویی هستند نقدهای اساتیدی چون شما را الگوی خود قرار دهند.