یادداشت

جامعه و نعمت های الهی

پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی، عضو تحریریه اولکامیز

در دنیای ما انسان ها جریانات.امورات و… وجود داشته اند که وقتی آنها را در ذهن و خاطرات مان مرور کنیم یک حالت خاصی در وجودمان بوجود می آید که این امورات حاصل موقعیت هایی در زندگیمان بوده که برایمان پیش آمده است .

چندی پیش در جمعی نشسته بودم با دوستان به یاد دورانی که باهم بوده ایم .صحبت می کردیم . یکی از آنها با هم بودن ها در سفرهایی است که هر کدام دنیایی ازخاطرات شیرین زندگی ما بودند.

خاطراتی که حاصل با هم بودن . باهم سفر کردن. باهم نشستن باهم همکلام شدن و… است .بقول معروف اینها اموراتی هستند که باعث نشاط .شادی‌ تقویت روحیه. عشق به دنیا و زندگی و… می شود..

الحمدالله امروزه  امکانات دراین امور زیاد هست. چون وجودمان سالم.نعمات زندگیمان فراوان.امکانات زندگیمان خوب و… است.

گرچه این نوع امورات میان انسان ها بدلیل شرایط خاص هرگروهی متفاوت است .ولی الحمدالله برای هرانسانی این نوع امور به یک طریقی مهیاست.

اگر درجامعه به افراد ونزدیکان خود بنگریم افرادی هستند که بیشتر ازافراد دیگر به این نعمت باهم بودن .باهم نشستن و…زیاد اهمیت می دهند.این افراد همیشه دردوران زندگیشان حداقل درهر ماه یک یا دو جلسه دراین امورات دارند.

جلساتی که درآن باهم درمکانی خاص چه درمنازل خودشان .چه درمحیط اطراف زندگیشان مانند جنگل ها.مراتع.مراسمات.کنار دریاها…باهم جمع می شوند.وبا تهیه امکانات ساده ونه چندان پرهزینه خاطرات خوشی برای خود واهل خانواده بوجود می آورند.

بنده هم الحمدالله درزندگیم ازاین امورات خیلی زیاد با دوستان بوده ام . بخصوص در طول چنددهه گذشته.اما امروزه مانند گذشته بدلایل گوناگون ازجمله بالا رفتن سنم زیاد نمی روم.

منظورم سفرهای گروهی که درسال به کل مناطق کشورمان می رفتم حقیقتش من دردهه شصت به بعد. یک گروه۱۴ نفره ایرانگردی تشکیل داده بودم .

ازآن سال تا همین چند سال پیش که کرونا آغاز شد من در سال دو دوره تعطیلات نوروز و آخرهای شهریور ماه با این جمع که سرپرستش بودم به کل ایران سفر کردم . ازجنوب غرب آبادان  وخرمشهر بگیریدتا شمال شرق کلات نادر وازجنوب شرق چاه بهار تا شمال غرب ارومیه  ودرمناطق داخلی درکل شهرها واستان های  کشور .کوه. دشت. دریا و…

چه آن زمانی که ماشین شخصی نداشتیم وچه آن زمانی که ماشین شخصی داشتیم با همان گروه ۱۴ نفره به سفر رفته ام.

درکل این سفرهای سه یا چهار دهه ای پرازخاطرات بود که الآن گاهگاهی فیلم آنها را درخانه  نگاه میکنم برایم بسیارخاطره انگیز است.

گروه ما آنقدر این سفرها را رفته بود که همگان می دانستند ما آن دوره ازسال در سفر هستیم دراین مدت خیلی ازافراد دوست داشتند با ما بروند اما بخاطر محدودیت جاومکان من میگفتم اگر کسی ازافراد گروه نیاید من میتوانم آنها را ببرم .

یادم هست دراوایل سفرهایمان . مینی بوسی را با کرایه روزانه ۳۰ الی۶۰ هزارتومان درهرروز دربست می گرفتم وچند صندلی مینی بوس را بازکرده بجایش فرش می انداختم تا‌کسانیکه بخواهند دراز بکشند و استراحت کنند و…آنجا راحت باشند.

اما بعدازدهه۸۰ مینی بوس کمتر دربست کردیم بجای آن با ماشین های شخصی خودمان به سفر رفته ایم.سفرهایی که ما را با فرهنگ.آداب ورسوم و… مناطق مختلف کشورمان آشنا می کرد.

بهرحال قصدم ازبیان این خاطرات این است که مردم باید درموقعیت هایی که شرایط برای دیدن مناطق کشورمان مهیاست. استفاده کنند تا تجربیات بیشتری کسب کنند دراینجا فقط یک نمونه ازخاطرات سفرمان را بیان می دارم.

حدودا سال  ۱۳۸۵ ما با چند ماشین در سفرهای ایرانگردی  بودیم  به شهر تویسرکان رسیدیم  وجهت خوردن غذا وخواندن نماز درپارکی که آرامگاه پیامبرحضرت حیقوق(ع) هم درآنجا بود. پیاده شدیم‌.

مشغول انجام امورات‌خودمان بودیم که یهو متوجه شدیم دراطراف مان حدودا ۲۰ الی ۲۵ موتوری و… جمع شدند.حقیقتا ما کمی نگران این وضعیت شدیم.فورا با گرفتن شماره تلفن به ۱۱۰ زنگ زدم.

بعد از چند دقیقه مأموران آمدند من جریان را توضیح دادم .بعد مأموران پیش موتوری ها و… رفتند وآنها را پراکنده کردند  مأموران گفتند حاج آقا آنها فکر کردند شماها چینی هستید و ازدیدن شماها در شهرشان تعجب کرده بودند به همین خاطر دور شما جمع شدند.ما هم با حالت خنده ازاین افکار آنها ازمأموران تشکر کردیم و…

خوب همین موارد هرکدام تجربه هایی می شود که بدرد ماانسان ها می‌خورد.

یا الآن که سنی ازماگذشته ودیگرآن نوع سفرها برایمان زیاد امکانپذیر نیست حداقل دردرون استان گلستان به جاهای دیدنی آن برویم وایام زندگی خود واهل خانواده خودمان را با این نوع سفرها بخوشی بگذرانیم.

الحمدالله دراستان خودمان هم هرنوع مکان برای سفرکردن وجوددارد .درتابستان ها دریا وجنگل درزمستان ها دشت ومرتع.ودربهار وپاییز همه اینها  وجوددارد.

انشاءالله که عزیزان قدرنعمات الهی را بدانند وازنعمت بزرگ باهم بودن وبا هم رفتن و…بهره ببرند.

اگر بعد از خدا قرار بود به چیز دیگری کُرنش کنیم ، آن چیز مطمئنا عقل بود.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا