خاطرات حج عمره (قسمت دوم)

پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجم لی
دوست حقوقدانم دکتر احمد مراد پور وکیل مدافع روزنامه نگاران و فعالان سیاسی گفت ما از شما انتظارات بیشتری داریم. شما به عنوان روزنامه نگار گزارش روزانه ات کفایت نمی کند. تو احساس خود را از دیده هایت بنویس. با دیدن بیت الله چه احساسی به شما دست می دهد. آیا شما را متحول می کند؟ تو دیده هایت را تجزیه و تحلیل کن. یک چیز معرفتی جدید ارائه بده که با دیگران تفاوت داشته باشد. دید و احساس جدیدی به دیگران بده که ارتقاء فرهنگی و معرفتی را سبب شود.(نقل به مضمون از سخنان مرادپور)
دوستان وهاب سارلی و عاشور رعوفی و علی کیان و لطیف ایزدی و محمود رحیمی باز هم برایم آرزوی موفقیت کردند که سفر خوبی در پیش داشته باشم.
دوست روزنامه نگارم آقا مزدک بهروش گفت من نگرانم که ممنوع الخروج باشی که شما را از فرودگاه برگردانند. گفتم نه مشکلی نیست یکی از فامیل بررسی کرد و گفت هیچ مشکلی نیست راه باز است.
فک و فامیل و همسایه ها همه تا پاسی از شب جمع شده مانده بودند تا ما را به سوی مصلای نماز جمعه گنبد بدرقه کنند. خیلی هم با ما به گنبد آمدند بعد از حرکت ما به گرگان، به خانه بر گشتند.
من از همه شان باز هم تشکر و قدردانی می کنم به خاطر ما دچار سختی و زحمت شده اند. همه دوستان و فک و فامیل سفارش می کردند برای ما هم دعا کنید.
من هم بعضیها را به اسم و فامیل و بعضی ها که اسمشان یادم نمی افتاد به صورت عمومی دعا کردم و برایشان سلامتی همراه با شادی آرزو کردم. در مورد خواست مراد پور و درخواست دعای دیگران نظرم را در پایان به صورت تحلیلی خواهم نوشت. فعلاً به کلیات بسنده می کنم. فکر می کنم این یادداشت های کوتاه حدود سی یا سی و پنج قسمت خواهد شد که هر روز منتشر می کنم.
۲۰ مهر ۱۴۰۴
www.ulkamiz.ir



