خاطرات حج عمره (قسمت سوم)
پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجم لی
از فرودگاه گرگان حرکت کردیم. ابتدا سرعت هواپیما کُند بود، بعد به محض اینکه خلبان پدال گاز را فشار داد هواپیما از زمین بلند شد. گفتم عجب، من اول خیال می کردم هواپیما سرعتش را افزایش می دهد و بعد براثر افزایش هر چه بیشتر سرعت هواپیما، باد زیر بال هواپیما را می گیرد و بلند می کند. بعد گفتم سیستم هواپیما آن چیزی که در کودکی و جوانی و پیری و ک…………… در ذهن من بود تفاوت دارد.
خلاصه تا می توانستم دعا می کردم هواپیما سقوط نکند. تا صحیح و سالم به مقصد برسیم. اگر هم سقوط کند روی دریا و کوه سقوط نکند تا جسد ما نصیب گرگان و ماهیان نشود. آرزویم این بود که روی زمین صاف ساده و ایستاده و خوابیده بمیریم. خیلی ترسیده بوده بودم. چون برای اولین بار بود که سوار هواپیما می شدم. از ایران هم هنوز خارج نشده بودم. به قطار هم چند سال پیش سوار شده بودم. از تارق تورق و سر و صدای قطار هم می ترسیدم، نکند از آن آهنهای کلفت یکی در برود، ما وسط بیابان ولو بشویم.
هر موقع اتوبوس هم سوار شوم یک چکش کوچک برای شکستن شیشه های ثابت اتوبوس توی ساکم می گذارم. چون موقع تصادف درب های جلو اتوبوس مچاله و باز نمی شوند. آن موقع این چکشها به درد می خورند. خلاصه هر چیزی اولش ترسناک است. هر چیزی ناشناخته باشد ترسناک می شود. معلوم بود که من از لحاظ فیزیکی و عملی و دیدنی حدود ۱۵۰ سال از دنیا عقب بودم. هنوز توی هتل هم نخوابیده بودم.
برای اولین بار بود توی هتل می خوابیدم. هر جا می رفتم توی مسافر خانه می خوابیدم یا توی ماشین یا توی چادر یا توی پارک یا روی زمین صاف خدا داده. اصلاً من در داخل هم زیاد اهل مسافرت نیستم. هنوز خیلی از مناطق و جاهای ایران را ندیده ام. این عیب بزرگ من است.
خلاصه بعد از سه و نیم ساعت به فرودگاه جده رسیدیم. محل فرودگاه همه جا شیک و تمیز بود منِ دهاتی هیچی ندیده و از آسمان افتاده و هاج و واج و حیران و نگران، همه جا را نگاه می کردم که چه خبر است؟ نکند بهشت که می گویند همین جا باشد. رفتم وضو بگیرم شیرِ آب پیچ و اهرم ندارد. گفتم آبِ این شیر چه جوری می ریزد؟
قبل از اینکه به پرسم و رسوای عالم بشوم، یهو یادم افتاد که قبلاً حاجیان از مکه برگشته می گفتند، شیرهای آب عربستان چشمان الکترونیکی دارند، به محض اینکه دستت را زیر دریچه آب ببری می ریزد. بله حدسم درست بود. دستم را زیر دریچه آب بردم آب ریخت. به محض اینکه دستت را بکشی آب قطع می شود. این برای مناطقی که از کمبود آب رنج می برند، طراحی شده است. به اضافه برای کسانی که بیشتر یا اندکی، قدر آب را می دانند. خیلی ها هم هنوز نمی دانند آب مایه ی حیات است. خلاصه مخترعان کفار شرق و غرب دستشان درد نکند برای ما مسلمانان فکر همه چیز را کرده اند.
1404/۷/۲۱
منبع – کانال نویسنده
www.ulkamiz.ir



