دیدار با عرازمحمد طلبه؛ نویسنده و خادم مسجد – قسمت دوم

پایگاه خبری اولکامیز – ادامه سخنان حاج عرازمحمد طلبه نویسنده کتایهای دینی و اما جماعت مسجد قوجقی شهر گنبد رابه قلم آنه محمد مارامایی در ذیل می خوانید:
معرفی استاد:
استاد من مرحوم آتجان آخوند قوجقی است ایشان شاگرد استاد مرحوم نورمحمد آخوند نوری زاده است.استاد پس از فارغ التحصیلی پیش برادرش رحمان حاجی می آید وازاو تقاضا می کند که یک مسجد برایش دراین محله درست کند.
رحمان حاجی با زحمت وتلاش آخر زمینی از آقایی بنام ایمری خریده درسال ۱۳۴۱ شمسی خریده ومسجدرا درست می کند بعدازچند سال درسال ۱۳۴۷ حوزه را تأسیس می کند.
ستادم چون تاجر واهل معاملات بود وبزبان عربی کاملا تسلط داشتند به کشورمصر هم مهاجرت نموده درآنجا با یک زن مصری هم ازدواج مینماید والآن یک پسرش درآنجا زندگی میکند.
استاد دردوران تحصیل وتدریس خیلی به مسایل دینی ومذهبی تعصب داشته است .استاد درچندمراسم با قاطعیت ازدین ومذهب دفاع می نماید.
بیان چند نمونه ازآن بنظرم دراینجا مناسب می باشد.:
روزی درنمازعید درزمین دارایی نرسیده به پل گدم آباد دررابطه با نحوه برخورد بعضی ازروحانیون تذکراتی می دهد ومی گوید: شما نباید با ایراد گرفتن ازحرکات.رفتار.پوشش و…جوانان را ازدین گریزان نمائید.
روزدیگری درکتابخانه عمومی شهرمان گنبد برعلیه گروههای انحرافی سخنان تندی می زند که حتی بعدها ازطرف آنها تهدید می شوداستاد می فرماید شمایی که الان منحرف شده اید مسلمانهستید مسلمان زاده هستیداما الآن بخاطر جریان های غیر اسلامی ومنحرف که ازجاهای دیگر به شهر ودیارمان آمده اند از دین گریزان گشته اید.
روزدیگری درجلسه با امام جمعه شیعه شهرمان که خواهان امضاء صورتجلسه شورای روحانیون اهل سنت بودند ورئیس آن شخص خودش بود.مخالفت می نماید ومی گوید چطور شورای اهل سنت است که رئیس آن شیعه است ؟
روز دیگری شهربانی گنبد بخاطر اعتراض گروه بهائی ها همه روحانیون دیارمان را جمع میکند وازآنها می خواهد که اذان صبح را آهسته بگویند تا مزاحمت برای مردم ایجاد نکنند.
روحانیون ازجمله استاد نوریزاد بسیارعصبانی شده اعلام می کنند که ما اگر مشکل این باشد از این به بعد نه تنها اذان صبح را آهسته نمی گوئیم بلکه با صدای بلندتری هم خواهیم گفت.
استاد فارغ التحصیل دانشگاه تهران بود.بنابه تقدیر الهی درسال ۱۳۹۲ شمسی پس ازحدودا ۷۰ سال خدمت دینی ومذهبی ازدنیا میروند.
خاطره دیگرمن ازدوران خدمتم دراین مسجد وحوزه دررابطه با پوشیدن لباس روحانیت بود.
روزی عمویم منو خواست وگفت من می خواهم بابرگزاری مراسمی شما را روحانی نمایم من گفتم با استاد مشورت نمایم .روزی جریان را به استادم گفتم او گفت:
آیاشما با پوشیدن لباس روحانیت تغییر می نمائید؟ من گفتم نه .او گفت:پس همین جور باش ونیازی به پوشیدن لباس روحانیت نیست چون با این وضعیت جوانان ازشما بیشتر استقبال میکنند. من هم ازخیر پوشیدن لباس روحانیت گذشتم.
اما در رابطه با عراز محمد طعنه همکار فرهنگی خودمان بگویم که ایشان دو مرتبه کتاب مرا خواستند تا از آن تکثیر کنند و…من گفتم باشد اما من بخاطر اینها زحمات زیادی کشیده ام. تا اینکه کتابی بنام تحفهالرسول نوشته بود و اسم من را هم بخاطر نبودن جا و فضا ننوشته بود.
روزی اتفاقی من در مصلی گدم آباد متوجه شدم که آقای حامد طلائی منو صدا می زند.پیش او رفتم و در آنجا با همکارم عراز محمد طعنه که آقای طلایی معرفی کرده بود آشنا شدم . من خودم را معرفی نمودم و دلیل ننوشتن اسم خودم را از او پرسیدم کهگفت چون اسامی زیاد بود جا نبود. بعد کتاب دوم مرا هم گرفت و با عنوان گام به گام در حج چاپ کرد و اتفاقا این سری اسم منو نوشته بود و….
سؤالات همکاران ازاستاد طلبه:
دربخشی ازنشست هریک ازهمکاران ازاستاد سؤالاتی نمودند واستاد با صبر وحوصله جواب مختصر دادند اما سؤالات:
سؤال بنده:
آیا استاد قوجقی دراموردینی ومذهبی قاطع بودندودرامورسیاسی هم فعالیت داشتند؟
استاد دراموردینی ومذهبی قاطع بودند وبا هرجریان انحرافی ازجمله اموری که به دین ومذهب مضربودند مقابله می کردند وبا کسی تعارف نداشتند حتی مقامات حکومتی.اما درسیاست چندان فعالیتی نداشتند.
حاج آقا نبوی زاذه:
آیا اسم استاد قوجقی، عبدجان آخوند بود .چون من چنین شنیده ام؟
اسم استاد مرحوم آتجان آخوند است نه عبد جان که بعضی چنین می گویند.
حاج آقا دانایی:
من سؤالی ندارم فقط سپاسگزارم از بانیان چنین جلسات دینی: بنظرمن هم چنین دیدارهای وبحث وگفتگوهایی در اموردینی و مذهبی در جامعه ضروری است.
حاج آقا کوچکی:
درشهر ودیارمان درهرنوبت نماز.زیادوبا فاصله اذان گفته می شود چه باید کرد؟
در رابطه با گفتن چندین اذان درشهر ودیارمان بایدبزرگان ومسئولان شهرودیارمان تصمیمات اصلی رابگیرند.چون اذان های بافاصله زمانی زیاد دریک شهردرست نیست.
حاج آقا خوجملی:
آیا درقرآن گفته شده که اگر کسی نماز نخواند جهنمی است؟
درهیچ جای قرآن نگفته است که کسی که نماز نخواند جهنمی است اما با توجه به احادیث وروایت ها فرد نماز نخوان درآخرت دچار عذاب های بزرگ خواهد شد.
اکبر پیرا:
آیا درهنگام عجله داشتن میتوان خودمان اذان گفته نماز بخوانیم وبه سفر برویم؟ سؤال دوم: اگر یک نفر به نماز جماعت نرسد آیا تکبیر باید خودش بگوید ونماز بخواند؟
دررابطه با گفتن اذان درهنگام عجله داشتن باید دقت نمائیم که اگر وقت اذان شده ومطمئن هستیم که درکل شهر یک مؤذن اذان گفته پس گفتن اذان لازم نیست اما مطمئن نباشیم باید درزمان اذان خودمان اذان بگوئیم ونماز بخوانیم .
درمورد سؤال دوم: اگر درمسجد به نماز جماعت نرسیدیم می توانیم خودمان بدون گفتن تکبیر نماز بخوانم اما گفتن تکبیر در چنین موقعیتی مستحب است اما اگر درخانه باشیم حتما باید تکبیر راگفته نماز بخوانیم.
خلاصه:
این نشست صمیمی ودرفضای پرازمعنوی وروحانی بافرارسیدن زمان نماز عشاء بپایان رسید.
آقای ایزدی به نمایندگی ازفعالان رسانه ازاستاد تشکر نمودند.و توفیقات بیشتر ایشان درراه خدمت به نسل های جامعه بخصوص حوانان ازدرگاه ایزد منان مسئلت نمودند.
پس ازآن همگی به داخل نمازخانه رفته نماز جماعت را به امامت استاد طلبه اقامه نمودیم .سپس به داخل اتاق دیگری وارد شدیم که پراز کتاب های دینی و مذهبی بودند .
درآنجا استاد قبول زحمت نموده به تک تک حاضران سه کتاب خودشان را اهدا نمودند ودرآخر هم با گرفتن عکس دسته جمعی همگی ازاستاد خداخافطی نموده بطرف منازل خود حرکت کردیم..
ان شاءالله که خداوند طاعات وعبادات همگان را قبول نماید وبه خادمان وفعالان دینی ومذهبی طول عمر بیشتری دهد تا به جامعه خدمت بیشتری نمایند وچراغ های علم و دانش را همیشه منور سازند. پایان
www.ulkamiz.ir








