روایت عطر ایثار «آمنه آق» معلمی سرشار از عشق و زیبایی

پایگاه خبری اولکامیز- زهرا قزلسفلی؛ خبرنگار: زندگی «شهیده آمنه آق» معلمی با عطر سرشار ایثار، مهربانی، عشق و زیبایی درون از تبار اقوام ترکمن انقلابی گلستان بوده که میتواند الگوی معلمان نسل جوان و آینده این مرزوبوم باشد.
شهیده «آمنه آق» از بانوان معلم اقوام ترکمن اهل سنت گلستان بود که در ۱۲ تیرماه سال ۱۳۴۸ در گنبد به دنیا آمد و در آخرین روز مناسک حج ابراهیمی در روز دوم مهرماه ۱۳۹۴ در خیابان ۲۰۴ صحرای منا براثر گرما، ازدحام جمعیت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
در هوای سرد زمستانی از جادههای پر از درختانی با برگهای زرد عبور کرده و وارد شهرستان گنبدکاووس شدیم و با گذر از خانههای بافت سنتی محله ترکمن نشین شهر به خیابان شریعتی غربی میرسیم، پیدا کردن آدرس خانه شهیده آمنه آق یکی از شهدای منا کار سختی نیست از هر کس که بپرسی با شور و هیجان راه رسیدن به خانه ایشان را میدهد و در آخر دختر جوانی که چارقد ترکمنی بر سر داشت و در آن حوالی در حال گذر بود با لهجه ترکمنی زیبا ما را به سمت خانهای نقلی سنتی هدایت میکند.
زنگ خانه را میزنیم، بانوی جوانی با روسری و لباس قرمز بلند با طرحهای سنتی ترکمنی به استقبالمان میآید، سلام کردم که با گشادهرویی جواب سلامم را با لهجه زیبای خود داد و با خوشرویی گفتند من عروس شهیده هستم بفرمایید، خیلی خوشآمدید. وارد حیاط خانه که میشوم و با گذر از تابی که در جلوی خانههای بیشتر اقوام ترکمن مشهود بوده و با گذر از درختانی با برگهای ریخته زردرنگ اطرافش همراه با نسیم غروب یک روز سرد زمستانی که سوز آن صورتم را نوازش میکند لحظهای عطر گلهای محمدی به مشامم میرسد و گویی به بهشت زمینی پای گذاشتم.
وارد خانه میشوم که پسر جوان و خواهر شهیده آق با گشادهرویی به استقبالمان میآیند و دعوت به نشستن روی فرشهای زیبای ترکمنی میکنند، درون خانه شهیده آق بازهم همان عطر محمدی میآید گویی در بهشت وارد شدیم.
اولین بار است که ساکنان این خانه را میبینم اما گویی به مهمانی اقوام نزدیکم رفتم و کنار سفره ترکمنی مینشینم و خواهر شهیده با همان مهماننوازی ویژه قوم ترکمن برایم چایدارچینی میریزند و میگویند «هوای بیرون سرد است و شبهای زمستانی طولانی، از خودتان پذیرایی کنید، این شیرینیها تازه پختهشده است، بفرمائید…».
زلیخا خانم خواهر شهیده آمنه آق با لبخندی بیان کرد: خواهرم همیشه عاشق پذیرایی از مهمانان بودند و اعتقاد داشتند باید مهمان احساس کند در خانه خودش است و یکی از ویژگیهای قابلتوجه ایشان بوده که با دیدن هر مهمانی لبخندشان برای ما متجلی میشود.
وی اظهار داشت: همیشه از کودکی شوخطبع، دستودلباز، مهربان، خوشاخلاق و یاریگر دیگران بود و بیشتر دوست و فامیل هم بیشتر از این ویژگیهای شاخص ایشان بهویژه مأنوس شدن ایشان با قرآن یاد میکنند.
وی بیان کرد: آمنه بچه زرنگ فامیل در همه مباحث بهویژه درسهایش بود بعد ازدواج در کنار تربیت فرزندانش در مدارس هم مشغول به تدریس شده و پیوسته عاشق یاددادن، یادگرفتن و درس خواندن بودند بعد گذراندن دورههای نهضت پنجشنبه و جمعههای خود را اختصاص به رفتن به تربیتمعلم شهید بهشتی گنبد داده و با همان اشتیاق با نمرات عالی مدرک فوقدیپلم را گرفتند و برنامه داشتند تا دکتری پیش بروند که مدرک شهادت را دریافت کردند.
این خواهر شهید گفت: کلاس قرآن که میرفتیم یک قلک بزرگی داشتند که هرروز بعد کلاس قرآن در آن پول میانداختند یک روز متوجه شدم کنار آن قلک جادویی پاکتی را با چسب محکم چسباندن کنجکاو شدم و پرسیدم با لبخند همیشگیاش گفت «خواهر صداتو در نیار، خودم میدانم و خدا گوشوارههایم را کنار قلک به نیت خیرات گذاشتم».
زلیخا آق افزود: همیشه در کلاسهای قرآن زودتر از همه سؤال و جواب میکرد تا باقی همدورهایها نترسند و بدون خجالت راحت جواب دهند، همیشه برایم جالب بود مطالبی را که ما فکر میکردیم حداقل یک ماه زمان باید بگذاریم تا یاد بگیریم در همان کلاس حفظ میکردند و وقتی شبانه در خانهاش برای تمرین درسهای قرآن جمع میشدیم بهخوبی به ما هم آموزش میدادند.
سعید آق آتابای افزود: بیشتر کلاسهای قرآن برگزار میکردند و در کنار آن به دانشآموزانی که مشکل درسی داشته اشکالاتشان را رفع میکردند.
وی اظهار داشت: چهار صبح به عشق کودکان روستاهای اطراف ازجمله کرند از منزل حرکت میکردند تا آنجا تدریس کنند و دانشآموزانی که مشکل مالی داشته برای آنها هدیه میفرستادند.
وی بیان کرد: خودمان ثروت آنچنانی نداشتیم ولی بیشک در نداری کمک کردن ارزش بیشتری دارد.
این فرزند شهید همچنین گفت: پدرم اوستا بود و سقفهای مردم را درست میکردند و در آن روزگار روزانه حقوق کارگرها پرداخت میشد، مادرم همیشه تأکید داشتند اوستا حقوقشان را زودتر بده یا بیشازحد بده تا هوای خانوادههایشان را داشته باشند.
وی اظهار داشت: مادرم اهل آرایش نبود و نظرشان این بود زیبایی درون در زیبایی بیرون افراد تأثیرگذار خواهد بود.
وی بیان کرد: چون فرهنگی بودن پاداش سنوات داشتن و در وصیتنامه قید کرده بودن، یکدرصدی را به برادرم که وضع مالی خوبی ندارد پرداخت شود.
این پسر شهید درحالیکه بغضکرده میگوید: صبح پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ پدر و مادرم درحالی که درکنار هم در حال عزیمت از منا بهسوی جمرات بودند در نیمهراه عبور از این گذرگاه جان خود را از دست دادند و همه زندگی آنها امروز برای من درس است.
وی افزود: همه خصوصیات پدر و مادرم کامل شبیه هم بود و در آخر هم در کنار یکدیگر شهید شدند ولی من این روزها تنها آرزویم این است که بار دیگر دور یک سفره جمعشویم.
استان گلستان از تنوع قومی؛ مذهبی و نژادی با آداب و فرهنگهای گوناگون برخوردار است ولی همه آنها به سرزمین خود عشق میورزند و در اعتلای وطن همنظرند که جلوه گری آن در هشت سال دفاع مقدس بهخوبی نمایان است.
از لحاظ فراوانی شغل بیشترین شهدای گلستان را قشر کشاورز با بیش از ۶۰۰ شهید تشکیل میدهند و پسازآن دانشآموز با ۵۳۱ شهید، کارگر با ۴۰۰ شهید، پاسدار با بیش از ۳۰۰ شهید، ارتشی با ۲۰۰ شهید و کارمند با بیش از ۱۲۵ شهید است.
همچنین بیشترین شهدای اعزامی استان گلستان از یگان ارتش جمهوری اسلامی ایران با یک هزار و ۴۰۰ شهید، بسیج با یک هزار و ۲۰۰ شهید، سپاه پاسداران نزدیک به ۸۰۰ شهید و ژاندارمری حدود ۲۰۰ شهید بوده است.
استان گلستان بیشترین شهدا را سال ۱۳۶۵ با ۸۰۰ شهید داشت و ناگفته پیداست که در این سال عملیات بزرگی همچون کربلای چهار و پنج صورت گرفت.
محل شهادت شهدای استان گلستان در ۷۷ منطقه جنگی ثبتشده که بیشترین فراوانی با نزدیک به ۴۰۰ شهید در شلمچه، بیش از ۲۵۰ شهید در مریوان، بیش از ۲۰۰ شهید در منطقه فاو عراق و حدود ۲۰۰ شهید در پاسگاه زید عراق بوده است.
شهدای استان گلستان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون (سال ۱۳۹۸) حدود ۴ هزار شهید است که بیشترین آن با یک هزار و ۴۰۰ شهید از شهرستان گرگان و سپس ۵۰۳ شهید از گنبدکاووس هستند.
www.ulkamiz.ir



