یادداشت

سکته مرغان

پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی :

در زندگی ما انسان ها گاهی متوجه حرکات و اعمالی از مردم جامعه می شویم که آدمی را متعجب می سازد. نمی دانم دلایل این نوع حرکات و اعمال چیست؟

آیا دلایل آن سادگی مردم است.کم سوادی مردم.باطن پاک و…؟ دراینجاچند نمونه ازاین موارد را بیان می دارم.

درچند سال پیش یک همکاری از شهرستان مینودشت تعریف کرد که درزمانی که سریال جومونگ پخش‌می شد.درقسمتی که جومونگ ناپدید می شود.درروستای تخته مینودشت یک زن روستایی خیلی ازگم شدن جومونگ ناراحت شده ونذری می دهد که جومونگ با دعای مردم در نذری. پیدا شود!

یا درشهر وروستایی که یک خانواده درحال تماشای  فیلم تلویزیونی بودند. بهنگام شلیک گلوله توسط یک هنرپیشه ای درتلویزیون. زن فوری کودکش را بغل کرده به یک سمتی دورتر از جلوی تلویزیون می برد .ومی‌گوید پسرم برو کنار یه موقع گلوله به شما نخورد.

یا دریک سینمایی درشهرودیارمان یک مردی وقتی در پرده سینما ماشینی به سمت تماشاگران می آید آن مرد ازجایش بلند می شود وخودش راکنارمیکشد.چون چند مرحله این حرکت را انجام می دهند چند نفری می گویند عموجان چرا همه اش ازجایت بلند می شوی وجلوی دید مارا میگیرید.آن مرد می گوید می روم کنار تا ماشین به من نزند.

یادرهنگام پخش فیلم وسریال هندی .نفراتی با دیدن صحنه دردناک همچون آواره شدن کودک یتیم و…یکسره گریه می کنند .ازآنها پرسیده می شود فلانی چرا گریه می کنید؟ آنها می گویند دلم بحال این کودک می سوزد که چرا این همه دردها را باید تحمل کندچون نمی توانم کاری برای او انجام دهم گریه میکنم.و…

بهرحال عامل این نوع حرکات و اعمال دقیقا نمی دانم چیست؟

درچندروزقبل ازعیدقربان  که درخانه ام چندتا مرغ  وخروس نگه می داشتم .آنها را به روستا بردم تا بهنگام دید وبازدید ها مزاحم مهمانان نشوند.تا اینکه دوروز پیش به همان روستا جهت همدردی با یک صاحب عزایی رفتم وبعدش گفتم دیگه بس است مرغ هایم را به خانع خودم بیاورم وبیشتر مزاحم آن بنده های خدا نشوم.

درست زمانی که مرغ وخروس  های من ومرغ وخروس های آن بنده خدا درداخل قفسه بودند .با روشن کردن لامپ خواستم مرغ وخروس های خودم را بگیرم وبیاورم.

تا اینکه آن فرد روستایی مرا دید و گفت حاج آقا الآن مرغ  وخروس های خودتان را نبرید.گفتم حالا که به عللی این روستا آمده ام ببرم بهتر است. او گفت نه چون اگرالآن مرغ وخروس های خودتان را بخواهید بگیرید مرغ وخروس های من می ترسند وسکته خواهند کرد!

من گفتم مگر مرغ  وخروس ها انسان هستند که ازترس سکته کنند؟

او با قاطعیت گفت بله حتما سکته خواهند کرد.

من گفتم فلانی من درعمرم نشینده ام که مرغ وخروسی ازترس سکته کند.

او گفت نه من چندین مرحله سکته مرغان را  دیده ام.

من هم گرچه کمی خنده ام گرفت اما بحرمت اینکه چند روزی مرغ وخروس های مرا نگه داشته بود چیزی نگفتم .وازخیر آوردن مرغ وخروس هایم گذشتم. بعد درمسیر به شهر که می آمدم به باور آن بنده خدا خنده ام گرفت که چطور حیوانات همانند انسان ها ممکن است سکته کنند؟

بهرحال تا اینکه امروز صبح رفتم ومرغ وخروس های خودم را آوردم ودرقفسه ای که درخانه ام داشتم گذاشتم.

خوب این سؤال هنوز درذهنم است که آیا مرغ وخروس ها سکته می کنند؟ من که تا بحال نشنیده ام..

اما کمی مرا بفکر فرو برد که آیا ممکن است مرغ وخروس ها ازترس سکته کنند ؟ آن هم درشبی که با روشن کردن لامپ ها عین روز شده است؟

این هم یکی ازحرکات واعمال عجیب مردمان ایران زمین است که انسان نمی تواند آنرا هضم ودرک کند.

خلاصه اینکه اگر درجوامع کمی به اعمال. حرکات ها.حرف ها و… مردم دقت نمائیم به موارد زیادی برمی خوریم که مارا کمی به تفکر وا می دارد.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا