هنر قالیبافی و فرهنگ نهفته در آن

پایگاه خبری اولکامیز – حاجی نظر آق بندئی ، فرهنگی فعال گنبدی و یکی از یاران اهل قلم اولکامیز در یادداشتی نوشت:
در سال های نه چندان دور ، به ندرت خانه ای در ترکمن صحرا بود که دار قالی در آن بر پا نباشد .
این دار های قالی علاوه بر اشتغال زایی و در آمد برای خانواده ها قسمتی از جهیزیه دختران دم بخت را نیز تشکیل می داد .
مساعدت و کمک در بافت قالی جزئی از فرهنگ منطقه بود که بدون چشمداشتی به کمک همدیگر انجام می شد.
هنگامی که بافت قالی به انتهای کار می رسید، مادر یا مادر بزرگ خانواده به فرزندان خردسال اطلاع می داد که در زمان مشخصی دار قالی بریده خواهد شد در این زمان علاوه بر زنان و دخترانی که در بافتن آن تلاش کرده و سهیم بودند و حالا قرار بود نتیجه کار خود را ببینند ، کودکان خرد سال شور و شوق بیشتری داشتند .
چون دار های قالی به صورت افقی و روی زمین خوابیده بود مادر و یا مادربزرگ خانواده در زبر این قالی ها سکه ها و یا چیزهای دیگر خردی که برای خردسالان ارزشمند بود جا سازی می کردند که بعد بریدن تارهای انتهایی و ابتدایی در زیر این قالی بافته شده نمایان می شد و آنها سهم خردسالان بود.
دلیل گذاستن این سکه ها و دیگر موارد چه می تواند باشد جز این که نتیجه کار و تلاش و صبر برای پایان کار مزد و پاداش و بی کاری و تنبلی افسوس و ناراحتی و حتی زمینه ای برای آموزش فرزندان که در کنار بافندگان صبور بود و ایجاد مزاحمت و مانع کار آنها نشد.
مادر بزرگ خانواده و یا یکی از اهالی که خبره فروش قالی بود آن را به دوش انداخته و در بازار شهر می گرداند تا به بیشترین قیمت به فروش برساند و در قبال فروش آن مزدی هم خود دریافت نماید .
فروشگاه های فراوانی که در هر کدام از خیابان های شهر مشاهده می شدند که وظیفه فروش ابزار و تار و پود و خامه های قالی را بر عهده داشتند که باورش برای دهه شصت به بعدی ها بسیار سخت است .
رنگ رزان محلی که در پاتیل های بزرگ و به صورت سنتی در حیاط محل زندگی خود با رنگ های متنوع نقش بسزایی در تنوع رنگی بافندگان داشتند . ۱۳ آبان ۱۴۰۰
www.ulkamiz.ir



