مطالب ویژه

قهرمانانی در هیأتِ مادری و همسرانی وفادار

حکایتِ تکاملِ عشقی که از نگهبانیِ یک دل، به نگهبانیِ یک نسل می‌رسد

پایگاه خبری اولکامیز –

در ستایش اقدام مؤسسه فرهنگی هنری سارلی (جناب دکتر اراز‌محمد سارلی و همراهان گرامی ایشان)
و  قدردانی از حلیمه جکه مصدق و دیگر زنان بلندمرتبهٔ ترکمن‌صحرا

الف) مقدمه

نخست، خاطره‌ای از یکی از آشنایان دربارهٔ واپسین روزهای شهریار، شاعر بزرگ:

مرحوم شهریار  اواخر عمر در بخش اعصاب بیمارستان امام خمینی تبریز بستری بود. کشیک دانشجویی داشتم. گاهی می‌رفتم و کنار تختش می‌نشستم. صحنه‌ای غم‌انگیز بود؛ جسمی فرسوده، پوستی بر استخوان، موهایی سفید و ژولیده، و تنهایی‌ای سنگین.

در تمام آن مدت، ندیدم که  کاسبان و تجار تبریز حتی یک لیوان آب برایش بیاورند.
به قول حافظ:
امروز که در دستِ توأم مرحمتی کن
فردا که شوم خاک، چه سود اشک ندامت
درویش مکن ناله ز شمشیرِ احبا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

و امروز، همان‌جا که آن شاعر بزرگ در تنهایی زیست، کاسبان و بازاریان، با آبِ طلای ۲۴ عیار و زربفت، از تصویر استاد شهریار ثروت‌ها می‌اندوزند؛ بی‌آنکه به یاد آورند که قدرشناسی، زمانی معنا دارد که صاحبِ قدر در میان ماست.

ب) ستایش یک اقدام شایسته

در این میان، اقدام جناب دکتر سارلی و همراهان ایشان در قدردانی از حلیمه جکه مصدق به عنوان یکی از زنان بلندمرتبهٔ ترکمن‌صحرا، اقدامی شایسته، به‌موقع و درخور تحسین است.

ج: روایت قهرمانی و بلندمرتبگی مادران فداکار و همسران وفادار ترکمن صحرا 

مادران ترکمن بسیاری چون:
حلیمه  جکه مصدق، امان دایزا (مادر مرحوم نازمحمد پقه)، حسل دایزا، مادر تاشجان بالا (دوست صمیمی نازمحمد پقه)، اجر گلجه (همسر مرحوم ملا کاکا در روستای کوزه لی، که حدود پنجاه سال چراغ خانهٔ ملتِ کاکا و فرزندانش را روشن نگه داشت)، هاجر دایزا عارفی در گنبد، تازه گل دایزا توسلی در دوگونچی  و ده‌ها همسر و مادر قهرمان  دیگر؛
در جای جای ترکمن صحرا ، گومش تپه، بندرترکمن، آق قلا، گنبد،کلاله، جرگلان، مراوه تپه.و روستاهای ترکمن صحرا در آلتین توغماق، آرخ، خواجه نفس، قرنجیک، کوزه لی، آزاد تپه، یلمه سالیان، قانقرمه، سارلی، ارازمحمد اخوند.،.چپرقویمه، دوگونچی،… دهها سال نگهبان چراغ خانواده بودند.

این زنان همگی قهرمانانی بلندمرتبه در هیأتِ مادری فداکار و همسری وفادارند.
زنانی که با از دست دادن همسر، نه فرو ریختند و نه عقب نشستند؛ بلکه خود، ستون استوار خانواده شدند و قهرمانانه زندگی را برای فرزندانشان ساختند.
این رنج مقدس و پایداری بی‌ادعا، ستایشی به وسعت تاریخ و عشقی به ژرفای فرهنگ ترکمن می‌طلبد.
نام‌هایشان گوناگون است: حلیمه، هاجر، امان دایزا، حسل، اَنّه، زلیخا…

اما روایت، یکی است:                                                                                                                                   شبی که چراغ خانه ناگهان خاموش می‌شود و او، خود، ماه روشنی‌بخش آن خانه می‌گردد.
او نه با شمشیر، که با سکوتی پُر از گفتار می‌جنگد؛
با چشمانی که هم اشک می‌ریزند و هم راه را روشن می‌کنند؛
و با دستانی که هم نان می‌پزند و هم سرنوشت می‌سازند.

قهرمانیِ او نه در صحنه‌های پرهیاهو، که در سحرخیزی‌های بی‌توقع،
در دوختن جامه‌ای نو برای عید،
در پختن نانی که بوی امید می‌دهد،
و در قصه‌گفتن از پدری که رفت تا در خاطره‌ها بماند، تجلی می‌یابد.

او «عیال» است،
اما گاه از «ارکَک» بلندتر می‌ایستد؛
نه از سر رقابت، که از سر تکاملِ عشق.
عشقی که از نگهبانیِ یک دل، به نگهبانیِ یک نسل می‌رسد

د) کلیپ ویدیویی؛ روایت استقامت

کلیپ ویدیوییِ قدردانی از خانم مصدق، اثری عمیقاً تأثیرگذار بود.
آقای دکتر سارلی در متن همراه کلیپ می‌نویسد که طی دو دیدار با فاصلهٔ زمانی، با همسر مرحوم استاد عبدالقادیر آهنگری دیدار داشته است:
در دیدار نخست (حدود ۱۳ سال پیش)، او را بانویی مصمم می‌یابد که پس از فقدان همسر، به‌تنهایی مسئولیت هدایت خانه و پرورش هفت فرزند را بر عهده گرفته است.

در دیدار اخیر، با گذشت حدود چهل سال از آن فقدان و با وجود کهولت سن، همچنان او را محکم و استوار می‌بیند.
همین استقامت، الهام‌بخش قرائت شعری از کریم قربان‌نفس در نشست بزرگداشت استاد آهنگری می‌شود؛ شعری که تأکید دارد گاه «عیال»، از «ارکک» بلندمرتبه‌تر می‌ایستد، چرا که نگهبان کانون خانواده و استمرار عشق است.

ه) الهام‌بخشی رویداد و مفاهیم کلیدی آن 

این رخداد و متن همراه آن، بر چند ارزش عمیق فرهنگی و اجتماعی تأکید دارد:
1. نقش محوری زن در خانواده؛ به‌عنوان ستون اصلی خانه در سخت‌ترین شرایط.
2. وفاداری و عشق پایدار؛ تجلی‌یافته در دهه‌ها پایداری بی‌وقفه.
3. حفظ یاد پیشکسوتان؛ به‌مثابه تلاشی فرهنگی برای صیانت از حافظه جمعی.
4. پیوند شعر و زندگی؛ جایی که ادبیات، زبانِ ستایش واقعیت می‌شود.

و) جمع‌بندی

این زنان، تاریخ شفاهی و زندهٔ مردم ما هستند.
ثبت و ستایش داستان زندگی هر یک از آنان، حفظ گنجینه‌ای از عشق، تاب‌آوری و معنای راستین «خانواده» است.
یاد زحماتشان گرامی باد
و روح آنان که به همسرانشان پیوسته‌اند، شاد.

رخداد قدردانی و نوشتار ادیبانهٔ دکتر سارلی، سروشی از قهرمانی آرام و بی‌ادعاست؛
قهرمانی که در قالبِ مادران فداکار و همسران وفادار تجلی یافته است.
اقدام، موسسه سارلی بیش از آنکه یک گزارش خبری باشد،
ادای احترامی ادبی،عاطفی است که بر پایه‌های استوار خانواده، عشق و مسئولیت‌پذیری در فرهنگ ترکمنی، نوری ماندگار می‌تاباند.
باشد که سنتی برای قدردانی از قهرمانان بی ادعا و خادمان فرهنگ،خانواده و اخلاق در ترکمن صحرا شکل دهد.

تدوین:
دکتر محمد نظری
محقق پسادکتری و وکیل پایه یک دادگستری
5 دی۱۴۰۴

* عکس از گوگل اخذ شده است

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا