مروری بر مفهوم عارضه خود حق پنداری در جامعه ترکمن صحرا

پایگاه خبری اولکامیز – از مهمترین چالشهایی که پیش روی جامعه ترکمن صحرا در حال تشدید است، گذاردن خود در جایگاه «حق مطلق» و تعبیر رقیب یا جریان ناهمسو و اشخاص نزدیک به جریانهای «رقیب» و «ناهمسو» به «باطل» است؛ رویدادی که در سالهای پیش روی نیز با شدت بیشتری خواهیم دید.
«مطلقگرایی» یکی از رویکردهایی است که تحقیقا و تقریبا نفی میشود و این «مطلقگرایی» سوای «مطلقگرایی اخلاقی» است. در واقع آنچه مورد اشاره قرار میگیرد، عمدتاً «مطلقگرایی» در «عملکردها» و «روشها»ست تا «مطلقگرایی در ایدئولوژی»؛ به عبارت سادهتر، آنچه محل بحث است، نوع کنش و واکنشهای جریانهای گوناگون با اعتقاداتی زیر یک چتر ( مثل دیوان اشعار مختومقلی ایشان)است.
در جامعه ترکمن صحرا نیز هرچند چنان رویکردهای رادیکالی نیست، در مجموع «مطلقگرایی» یک فرهنگ و رویکرد جاری برگرفته از «خودحق پنداریِ مطلق» است. این «خودحق پنداری» بدین گونه است که یک یا چند جریان، منش و روش خود را «عین حق» میداند و در مقابل منش و روش دیگر جریانها را «باطل» یا «قریب به ابطال» تعبیر کرده و به طور کامل یا نسبی رد و طبیعتاً بر پایه همین نگاه، رفتارهایش را تنظیم میکند.
وقتی در چنین رویکرد «مطلقگرایی» بیندیشیم، با کنار همان گذاردن گزارههای متناقض رفتاری و گفتاری در بلندمدت، میتوان این قاعده را ثابت کرد که این شیوه نه اعتقاد، بلکه روشی است که این جریانات نیز در کنه باورهایشان، اعتقادی به آن ندارند.
در واقع «خودحق پنداری مطلق»ی که در سایه «مطلقگرایی» برای برخی اشخاص و رفتارهایشان ذکر میشود، حتی اعتقاد راسخ بسیاری از سردمداران این جریانها نیز نیست، ولی چون سادهترین روش برای منکوب کردن جریان رقیب برایشان تصور شده، بدان دست یازیدهاند.
این رویکرد در دو شق کردن ساحات فرهنگی و اجتماعی و قرار دادن مردم مقابل یکدیگر (ایجاد تفرقه) نقش اساسی دارد و میبینیم که فرهنگ «خودحق پنداری» در سطح جامعه نیز توسعه یافته و بسیاری از عموم را ـ به رغم تکیه بر گفتار منطقی ـ نمیتوان در بسیاری از کشمکشها و تقابلات اقناع نمود و به تغییر اندک جهتگیری فکری و عملی متقاعد ساخت و طبیعتاً چنین برخورد خشکی از سوی دو طرف و عدم انعطاف پذیری منطقی، منجر به تنشهایی میشود که همیشه نیز در سطح کلامی خلاصه نمیشود.
از این حیث، به نظر میرسد نخبگان خواسته یا ناخواسته با چنین خودحق پنداری ، موجب رضایت مطلق گروهی شدهاند که گمان میکنند همه تصمیمها و برآیندهای تصمیماتشان مثبت است و از آن است که موجب نفی تصمیمات گروهی شدهاند که لزوماً تمام تصمیماتشان منفی نیست و خدمات مثبتی نیز داشتهاند.
این رویکرد بیگمان در سالهای پیش روی بیش از این نیز دامن زده خواهد شد، چرا که برخی جریانات قائل بر این هستند که با چنین ممیزهای دقیقی، مردم یکی از دو رویکرد را برگزینند و حد میانی نماند و متأسفانه پمپاژ گفتارهای خرد به سطح جامعه (متناسب با اولویتهای حیاتی مردم) برای گرایش دادن عامه مردم به یکی از دو سنگر در حال وقوع است.
با این اوصاف، اگر قرار باشد این فضاسازی از هر دو سو استمرار یابد، دیر یا زود شاهد بازتولید رفتارهایی نه چندان عقلایی بر مبنای «خودحق پنداری مطلق» خواهیم بود که سطح و کیفیتش قابل پیشبینی است.
از این حیث اگر واقعاً برای جامعه هدف و مصالح ان ارزشی قائل هستیم، توقع میرود از «خودحقپنداری» ـ که دامنه تنازعاتش از بعدی قابل پیشبینی و از ابعادی، غیرقابل عمقسنجی است و در عمل نمود مییابد ـ پرهیز کرد و جامعه را به سمت نقد نسبی و پذیرش نسبی سوق داد و کارکرد گروهی را «بد مطلق» یا «خوب مطلق» تعبیر نکرد.
جامعه بیش از هر زمان در این دوران و در سالهای پیش رو به چنین فضایی نیاز دارد و شاید پیشزمینه تحقق پذیرش خطای خود و عمل نیک دیگری، غلبه بر «از خود مرسی بودن درون» است که کار چندان آسانی نیست.
لذا بهتر است از این توهم دانای کل بودن درباره دیوان مختومقلی جهت گل الود نمودن اب ( ایجاد تفرقه )به قصد ماهی گرفتن، جدا خودداری نمایند.
نویسنده : مخاطب فرهیخته اولکامیز
www.ulkamiz.ir



لطفآ برای من نا آشنا به موارد فوق گروه های مختلف را به صورت مصداقی و زمینه اختلاف آنان را ذکر نمایید.با تشکر
سلام . منطور از این دو گروه علاقمندان حضرت مختومقلی ایشان عبارتند از ان دسته از علاقمندان که ایشان را شاعر عرفانی (مسلط به زبان های عربی , فارسی و ترکمنی ) می دانند و دسته دیگر انهایی هستند که مختومقلی را فقط شاعر تک بعدی ترکمن … طیب الله انفاسکم