وقتی تختها خالی اما صف بیماران بیپایان است!

پایگاه خبری اولکامیز – عاشرمحمد رئوفی خبرنگار و فعال فرهنگی و اجتماعی
امروز به بیمارستان تأمین اجتماعی گنبد کاووس مراجعه کردم. در نگاه اول همهچیز عادی به نظر میرسید، دو پزشک عمومی مشغول معاینه بودند، صف داروخانه و پذیرش هم با وجود شلوغی بهخوبی جلو میرفت. اما وقتی به بخش تزریقات و پانسمان رسیدم، صحنهای دیدم که قلبم را به درد آورد.
تمام تختها خالی بود، اما صف بیماران مثل سیلی آرام و خسته پشت در و راهرو نشسته بودند. فقط دو پرستار، یک آقا و یک خانم، باید بار تمام این بیماران را به دوش میکشیدند. یکی مجبور بود ثبت پروندهها را انجام دهد و دیگری در میان تزریقها و پانسمانها میدوید. گاهی از شدت فشار، همان پرستار مجبور میشد کار ثبت را هم خودش انجام دهد.
بیماران هر کدام با درد و اضطراب آمده بودند، یکی از شدت فشار خون بالا نگران جانش بود، دیگری از کمر درد به خود میپیچید، بعضی با زخم و جراحت منتظر پانسمان بودند… اما همه یک نقطه مشترک داشتند: انتظار طولانی و فرساینده. بیماران حتی بیش از یک ساعت ایستاده یا نشسته در صف، چشمبهراه پرستاران مانده بودند.
اینجا تنها کمبود دارو یا پزشک مشکلساز نیست، بلکه فریاد بیصدای کمبود پرستار شنیده میشود. پرستارانی که با تمام توان و عشق خدمت میکنند، اما توان جسمی و روحیشان در برابر این حجم از بیمار بهسختی تاب میآورد.
از مدیریت محترم بیمارستان و مسئولان مربوطه تقاضای جدی داریم:
لطفاً برای این مشکل اساسی چاره فوری بیندیشید. بیماران دردی بهجز بیماری خود دارند, دردی به نام انتظار طاقتفرسا. اجازه ندهید مردمی که با هزار امید به بیمارستان مراجعه میکنند، رنجی مضاعف را تحمل کنند.
این وضعیت نیازمند نگاه ویژه و فوری است. تأمین پرستاران بیشتر در بخش تزریقات و پانسمان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
www.ulkamiz.ir


