پاسخ آخوند پقه به جوابیه دوم آخوند بهلکه

پایگاه خبری اولکامیز- دانیال آخوند پقه در پاسخ به جوابیه ی دوم محمد جان آخوند بهلکه در خصوص وجوب قربانی در عید قربان مطلب ذیل را ارسال نمود که در پی می آید :
سلامی دوباره خدمت دنبال کنندگان گرامی سایت و کانال اولکامیز .
از اینکه با حوصله مطالب را دنبال می کنید ممنونیم، به بزرگیتون ببخشید که مصدع اوقاتتون شدیم .
اصل بحث بر سر این بود که آیا حد نصابی هست که بتوان گفت هر وقت اموال مازاد یک شخص به آن برسد شخص ثروتمند محسوب شده و قربانی بر آن شخص واجب است در غیر اینصورت نه…؟
تصریحی که از پیامبر آمده این است که خط فقر دارا بودن ۱۴۰ مثقال نقره و یا ۲۰ مثقال طلا یا دارا بودن کالاهایی معادل این دو که مازاد از حاجات اصلی (مسکن، وسایل نقلیه، وسایل کسب و کار، اثاث متزل، پوشاک ووو ) باشد، هست. یعنی هر کس کمتر از اینها داشته باشد فقیر هست، لازم نیست قربانی کند، لازم نیست زکات بدهد و میتواند زکات و عشر هم بگیرد.
اگر کسی اینها را داشته باشد ثروتمند محسوب میشده و قربانی هم تبعا لازم میشده…
بنده عرض کردم ۱۴۰ مثقال نقره ی آن زمان ارزشش معادل ۲۰ مثقال طلای آن زمان بوده است، بدین جهت هر دو را بطور یکسانی ملاک فقر و ثروت قرار دادند.
در ادامه گفته ام که این دو با تغییر زمان و شرایط اقتصادی ملاک خوبی برای تشخیص فقر و ثروت نیست، ۱۴۰ مثقال تقریبا ۲۰ میلیون تومان ، یعنی هر کس دو قالی اضافی داشته باشد قیمتش به این میرسد و ثروتمند محسوب شده و بر وی قربانی نیز لازم است!
۲۰ مثقال طلا تقریبا ۹۰ میلیون تومان ، اگر این را ملاک قرار بدهیم یعنی هر کس ۸۰ میلیون تومان هم داشته باشد قربانی لازم نیست!
از این عجیب تر میتواند بعنوان فقیری زکات هم از اغنیا بگیرد!
قضاوت با خودتان .
آخوند بهلکه نیز گفته اند این گفته تان با نص پیامبر مخالف هست و عقل در مقابل نص کارایی ندارد
باید گفت نصوص بر دو نوع است :
نصی که بر مبنای عرف گفته شده مثل اینکه پیامبر گفته صدقه فطریه را از گندم و جو و خرما… بدهید. در اینجا پیامبر طبق آذوقه رایج زمان خودش گفته بدین خاطر علما گفتند که اگر برنج یا پول هم بعنوان صدقه فطریه داده شود درست است.
یا پیامبر گفته گندم به گندم را وقتی با یکدیگر معامله کردید با پیمانه بصورت مساوی معامله کنید. اما الان وزنی معامله میشود و هیچ ایرادی ندارد، چون پیامبر طبق عرف خود بیان کرده است.
این نوع احکام که مبنایش عرف و عادت مردم هست با تغییر زمان و شرایط، تغییر می یابد.
اما در مقابل احکامی هستند که جزو ثوابتات هستند و هیچ تغییری نمی یابند چون اصلا طبق عرف و عادت مردم بیان نشده و خود حکم مستقل و مقصود هستند، مثل اجرای عدالت، قصاص و یا دیه و حد زنا و خمر وووو
حالا ببینیم حد نصابی که پیامبر برای ثروتمند شدن (۱۴۰ مثقال نقره ) بیان کردند جزو متغیرات هست که بر طبق عرف و عادت گفته شده یا ثوابت هستند که با تغییر شرایط و زمان نیز تغییر نمی یابند؟
جواب این با اندکی تامل معلوم هست، خط فقر طبق مکان و زمان تغییر میکند، هر ساله با این حجم از رکود و تورم اقتصادی چطور بتوان گفت خط فقر ثابت است و از زمان پیامبر همان ۱۴۰ مثقال نقره است ؟!!
در ضمن ارزش ۱۴۰ مثقال نقره ی زمان پیامبر با ۲۰ مثقال طلا برابری میکرده، آیا الان برابر است؟
تقریبا اکنون به یک چهارم ارزش ۲۰ مثقال طلا نزول پیدا کرده!
پس معلوم شد که خط فقری که پیامبر با دارا بودن ۱۴۰ مثقال نقره یا کالایی مازاد معادل آن ترسیم کرده بر طبق عرف خود بوده که آن زمان با ۲۰ مثقال طلا برابری میکرده. و به هیچ عنوان نمی توان با خط فقر ۱۴۰۰ سال پیش، خط فقر الان را نشان داد.
در نتیجه گفتم که کسی که به راحتی بتواند قربانی کند و نسبتا دارا است قربانی کند در غیر اینصورت برایش قربانی لازم نیست.
ایشان گفته اند : لا اجتهاد مع النص
بله اجتهاد و عقل گرایی در مقابل نص درست نیست، اما این در مقابل نصی هست که جزو ثوابتات هست نه نصوصی که بر مبنای عرف و عادت بیان شده است.
بحث دومش هم چنانچه قبلا گفتم مربوط به اموال تجاری هست نه بحث قربانی.
انفع للفقیر یعنی چه ؟
آیا بصورت لزومی مگر گوشت قربانی بین فقرا تقسیم می شود که بگوییم هر چه که به نفع فقرا هست باید آن نصاب ملاک قرار داده شود.
www.ulkamiz.ir


