مطالب ویژه

پاسخ لطیف ایزدی به جواد عموزاد

راست بنشینیم و راست بگوییم   

پایگاه خبری اولکامیز – هفته گذشته پاسخی دیگر با تیتر ( جوابیه  گرگان پرس به جوابیه مدیر الکامیز ) در رسانه ها منتشر شد. بر خود لازم دیدم که در راستای شفاف سازی ، آگاهی بخشی و تنویر افکارعمومی به مواردی که ادمین این رسانه اشاره کرده اند پاسخ بدهم . البته پاسخ به این مطلب از دو منظر فردی و صنفی قابل توجه است. نقد از رسالت بلافصل حرفه ی خبرنگاری است و اما نقد عاری از توهین و تخریب باید جان مایه کلام و نظر او باشد.

حال که جناب عموزاد خلیلی خود در هیئت مدیره خانه مطبوعات استان گلستان مسئولیت دارند، شایسته بود با دعوت از خبرنگار فارغ از حواشی با گفتمان حمایتگرانه و درصورت لزوم تضارب آرا نسبت به تلطیف فضا کمک میکردند، اساسا یکی از دلایل شکل گیری این تشکل حمایت از اعضا می باشد.

اینک به موارد گفته شده بند به بند پاسخ می دهم :

آقای عموزاد گفتید : ” بنده در دوره قبلی خانه مطبوعات در پی شکایت شهردار مراوه تپه‌ از شما با ایشان و حتی خانم خلیلی دفتر امور شهری استانداری  تلفنی صحبت کرده تا بلکه مشکل بین شما حل شود.الانم خانه مطبوعات حامی اعضای خودش هست وپیگیری لازم را انجام می دهد اما اقای ایزدی شما به عنوان عضو خانه مطبوعات کی به هیات ریسه خانه مطبوعات نامه یا تلفن زدیدکه چنین‌ مشکلی برایتان پیش آمده، تقاضای حل آن را نمایید. “

 

پاسخ – اگر به این گزاره که خبرنگاران چشم و گوش جامعه هستند، باور داشته باشید میتوانم این ادعای شما را زیره به کرمان بردن بنامم ! مگر میشود چنین برخورد وهن آمیز با یک خبرنگار صورت بگیرد و اصحاب رسانه به ویژه عضو هیئت مدیره خانه مطبوعات از آن بی خبر باشد و یا منتظر فریاد کمک او خلوتی برای خویش اختیار کند؟!!

 گرچه مراتب احضار و بازداشت بنده به آقای مسعود کاظمی عضو دیگر هیئت مدیره خانه مطبوعات و همکار شما  اطلاع رسانی شد. بدون تردید شما نیز در جریان امور قرار گرفتید. هر چند شما و آقای علمدار دیرهنگام و آن هم بعد از یک هفته از حادثه تماس گرفتید و دریغ از کمترین اشاره به اقدامات صورت گرفته از سوی آن تشکل صنفی !

 

نوشتید : ” شما که خود را عضو خانه مطبوعات می دانید و ما را ملزم به خدمت به خودتان چرا در سه سال گذشته که ارشاد بنا به دلایل واهی مانع ثبت خانه و  خدمت رسانی هیات مدیره به اعضا شد حتی یک کلمه هم ننوشتید و از هیات مدیره قانونی که با رای اکثریت اعضا انتخاب شدند حمایت نکردید. “

پاسخ – لطفا  فرا فکنی نفرمائید، به قول ما ترکمنها ” راست بنشینیم و راست بگوییم”. در زمانه ای که رسانه تحت مدیریت شما و رسانه ای که سردبیر آن هستید از هر فرصتی و روزنه ای به دنبال تخطئه و تخریب سایت و کانال اولکامیز بودید بنده با کدامین حس و انگیزه به مطالبه احصاء شده شما کمک می نمودم؟!!

کدامین فصل مشترک مواضع و دیدگاه فی مابین می توانست چنین توقعی را به ذهن متبادر نماید و در عمل اجرایی کند؟! به راستی آیا سوابق قبلی شما می تواند تداعی گر این مساعدت و حمایت باشد؟!

 

مرقوم نمودید : ” نگارنده توضیح آن را لازم می داند اینست که گفتید اگر همفکران شما بازداشت یا احضار شوند باز هم شما سکوت می کنید ، این‌ موضوع را نویسندگان الکامیز ، ارتانیوز و کانال های همفکر و همسو شما مدام دارند تکرار می کنند و تخریب خانه مطبوعات جدید را در دستور کار قرار داده اند، جالبتر اینکه شماها از ارشاد استان که همفکر و همسو باشماست درخواست پیگیری کارتان را نمی کنید اما از خانه مطبوعاتی که هنوز شکل درستی به خودش نگرفته هر روز می خواهید که کارتان را پیگیری کند! “

پاسخ – خانه مطبوعات استان به عنوان یک تشکل صنفی و مدنی باید از چنان ظرفیتی برخوردار باشد تا همه سلائق بتواند آن را ملجاء و پناهگاه خویش بدانند و دوام و قوام آن تابعی از برخوردهای منعطف و فارغ از سوء گیری های سیاسی صرفا در راستای حمایت از حقوق صنفی اعضای خود باشد.

متاسفانه اداره کل ارشاد متولی وزارتی امر خبر و رسانه نیز زمانه این حادثه را در کمال سکوت سپری کردند که جز اظهار تاسف دلیل و توجیهی به این انفعال قابل استماع نیست !

یادمان باشد با یافتن اندک سوژه ای از اولکامیز آن را بهانه تاختن و تخریب این سایت و کانال  از ناحیه رسانه های همسو قرار دادید و اما نهایت تنگ نظری و خودخواهی است که حمایت اندک رسانه های مستقل از اولکامیز را برنمی تابید و به دنبال متهم کردن آنها هستید.

 

گفتید : ” قابل توجه شما اقای ایزدی و همه این دوستان!  جناب آقای حمید دلدار خبرنگار و مدیر سایت کلاله خبر که از همفکران من است و شما او را خوب می شناسید ، روز شنبه همین هفته (۱۱ اردیبهشت)با حضور در دادسرای کلاله دو ساعت مورد بازپرسی قرار گرفت تا به شکایت خلیل سعدی شهردار سابق کلاله پاسخ دهد در حالیکه همه‌ میدانند حق با این خبرنگار بود و شهردار تخلف کرده بود. “

پاسخ – این حوادث از نظر ماهیت حقوقی کاملا مستقل از یکدیگر است. دلدار شیخی شاکی خصوصی دارد ولی بنده به عنوان خبرنگار از ناحیه دستگاه قضایی جلب و احضار شده ام و به قول فلاسفه این قیاس از نوع مع الفارق است لطفا اگر به دنبال حمایت و پشتیبانی نیستید سرنوشت بنده را به مورد نامتجانس گره نزنید! بهتر است در خصوص ادمین کلاله خبر منتظر روند قضایی مطابق موازین قانونی باشید و از پیشداوری پرهیز نمائید زیرا قاضی استقلال رای دارد.

 

نوشتید :  ” حمید دلدار شیخی ( ادمین کلاله خبر )  شلوغ کاری نکرد ، عده ای رو دور خود جمع نکرد تا به دیدار امام‌جمعه،  فرمانده انتظامی ومعاون استاندار برود ، دنبال قهرمان سازی نبود ، مثل مرد به دادگاه رفت و جواب بازپرس را داد اما نمی دانم چرا شما علاقه دارید موضوعات اینچنینی را در فضای شلوغ و آشفته پیگیری کنید . “

پاسخ: اگر با پرهیز از پیشداوری و با چشمانی پاک و حقیقت نگر، با نگاه عمیق و فراگیر و جامع به روند و نوع پیگیری هایی که بنده در خصوص آنچه که بر یک خبرنگار فرهنگی با دو دهه سابقه فعالیت رسانه ای بنگرید، درخواهید یافت که در اصل از جایگاه خبرنگاری و حرمت قلم و رسانه دفاع شده است نه اینکه به دنبال غوغا سالاری و حواشی بوده باشد.

آقای عموزاد ، بنده اهل جنجال و غوغاسالاری نبوده و نیستم ، بیهوده فرافکنی نکنید و اتهام نبندید. راقم این سطور اعتقاد راسخ دارم که کرامت و منزلت و حقوق انسانها باید رعایت شود . آیا به زعم شما باید نسبت به هتک حرمت و ظلم روا داشته در حق خود خاموشی برگزینم و در مقام پیگیری و اعاده حرمت و حیثیت برنیایم ؟

متخلفان و خاطیان باید شرعا و مطابق موازین قانونی پاسخگوی اعمال و رفتارشان باشند ، کما اینکه سرهنگ علیفر فرمانده نیروی انتظامی گنبد در اقدامی نیکو و پسندیده بابت رفتار نامتعارف و به زعم بنده آلوده به خشونت مامورین اعزامی پلیس فتا به درب منزل برای جلب و احضار اینجانب در جمع خبرنگاران عذرخواهی و دلجویی کرد. اگر چنانچه این مسئله ، با جدیت مورد پیگیری قرار نمیگرفت آیا این احقاق حق صورت می گرفت؟!!

ضمن اینکه پر واضح است اقدامات انجام گرفته صرفا در راستای دفاع از جایگاه جامعه خبری است. بنده در شگفتم که چرا شما به عنوان عضو یک نهاد حقوقی – صنفی به جای حمایت و پشتیبانی و دلگرمی از اعضای خود، توصیه به صبر و سکوت و گذشت دارید؟!!

آقای عموزاد داستان دلدار شیخی با بنده بسیار متفاوت است. بنده خبر صحیح و واقعی را ، آن هم پس از گذشت چهار روز رسانه ای کردم و اما ناعادلانه به اتهام نشر اکاذیب بازداشت شدم  ولی ایشان شاکی خصوصی دارد.   

نوشتید : ” توصیه ام‌ به شما اینست که حتی اگر در حق شما اجحاف شد و صدمه ای به آبروی شما وارد شد، از منیت ها عبور کرده و مسببان را ببخشید ،بنده هم‌ بارها احضار شده و شاید به تندی هم‌با ما برخورد شد اما رویه ما سکوت،  همراهی و شکیبایی بود. “

 

پاسخ – بنده اولین بار نیست که به دادگاه فرا خوانده می شوم و نیک می دانید که این جانب  در حرفه خبرنگاری و امور رسانه ای حداقل بیشتر از جنابعالی تجربه دارم. جهت اطلاع اعلام کنم که تاکنون چهار بار به دادگاه احضار شده ام و مطابق قانون مکلف به پاسخگویی بودم که پرونده سیر حقوقی و قانونی خود را طی نموده است و الحمد لله هنوز محکوم نشده ام .

تاکنون همواره صبر و شکیبایی پیشه نموده و با مسائل اجتماعی و حواشی آن با سعه ی صدر برخورد کرده ام و از این که مطابق قانون به دستگاه قضایی فراخوانده شوم ،هیچ شکوه و شکایتی ندارم و اما اعتراض و رنجش خاطر من نسبت به فرآیند احضار و جلب در نزد همسایگان و مقابل دیدگان اهل خانواده و دست بند به دست انتقال به مرجع امنیتی است که این اقدام می توانست آخرین اقدام جلب و احضار باشد نه اولین آن که می توانست احضار تلفنی و ارسال احضاریه.

جناب عموزاد خلیلی، برای فهم و دریافت احساس واقعی بنده ، مخاطب باید قبلا با چنین شرایطی مواجه شده باشد تا درک عمیق از پیامدهای ناگوار این رخداد تلخ باشد. آیا تاکنون خود با این وضعیت مواجه گشته اید؟

از بدو ورود به عرصه ی مقدس خبرنگاری و رسانه، با خود عهد کردم که با نفس اماره و خودخواهی مبارزه نموده و خود را مکلف به حق گویی و حق طلبی ، رعایت قانون و هنجارهای جامعه نمایم که ارجح آنست با پرهیز از هر گونه پیشداوری ،قضاوت در این مورد را به مخاطبان فهیم  واگذار کنیم.

به یاد آوریم این آیه قرآن را :

 لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا / ترجمه : خداوند، آشکار کردن گفتار بد را دوست نمى‏دارد، مگر از کسى که به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست.

در پایان در مطلب اولی با تیتر ( چند نکته با الکامیز و مدیرش ) که در گرگان پرس بنام مصطفی رضایی منتشر گردید و بنده را در کمال تعجب ، غربزده ، رفیق باز و . . . . خوانده اید که البته به آن پاسخ  داده ام ، دوست دارم بدانم مصطفی رضایی کیست؟

راست حسینی تقاضا دارم این پدیده ی روزنامه نگاری در استان گلستان را به مخاطبان و جامعه رسانه ای معرفی کنید.

برای بنده جای سئوال است که آیا مطلب اولی را مصطفی رضایی  نوشته است یا کسی دیگر نوشته و بنامش منتشر کرده است ؟

البته با کنکاشی که از دوستان روزنامه نگار و اصحاب رسانه گرگانی ام بعمل آوردم گویا روزنامه نگاری بنام مصطفی رضایی اصلا وجود خارجی ندارد و اگر هم کسی به این نام باشد اصلا روزنامه نگار نیست بلکه یکی از دوستان جنابعالی است.

به همین سبب این مسئله بر ما مشتبه شده است که نویسنده واقعی آن متن توهین آمیز شما بوده اید و لا غیر. باشد که حدس و گمان بنده اشتباه باشد. قضاوت را به خداوند دانا واگذار میکنم که « هو اللطیف الخبیر » . به راستی او ناظر بر اعمال همه بندگان است و بهترین قاضی.

والسلام

لطیف ایزدی ، خبرنگار و مدیر اولکامیز 

ترکمن صحرا ، شنبه  هجده اردی بهشت ۱۴۰۰

www.ulkamiz,.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا