چند نکته در باب جشنواره شعر ترکمنی عندلیب

پایگاه خبری اولکامیز – دکتر آنه محمد دوگونچی : برادر نازنینم لطیف ایزدی، خبرنگار و مسئول کمیته اطلاع رسانی دومین جشنواره شعر ترکمنی عندلیب دو سئوال برای من مطرح کرده اند:
۱- به نظرشما برگزاری جشنواره شعر ترکمنی عندلیب چه اهمیتی دارد؟
۲- برای پربار شدن جشنواره چه پیشنهادی دارید؟
هر چند من طبیب هستم و بطور حرفه ای در زمینه ادبیات قلم نزده ام، با این حال نکات ذیل را به عرض می رسانم:
یکم – در یک دهه اخیر خوشبختانه نشریات ادبی واجتماعی ترکمن های ایران رو به تزاید بوده واین مایه ی خوشحالی ست زیرا تکثّر دیدگاه ها وآراء باعث غنای فرهنگی میگردد نشریاتی همچون ترکمن دیار، ترکمن نامه، یاپراق ،فراغی و… منتشرشده اند. رسانه وبخصوص رسانه های مکتوب ملاطِ پیوند وپیوستگی آحاد جامعه است.انسان موجودی اجتماعی ست و نیاز به این ارتباطات دارد.
دوم – سئوال اول برمیگردد به اهمیت معرفی نه تنها عندلیب،بلکه همه ی چهره های ادبی وفرهنگی.فعالین فرهنگی منطقه برای معرفی همه چهره های ادبی باید اهتمام ورزند.یادآوری باعث تداوم خاطره است وخاطره است که هویّت ما راتشکیل میدهد.هویت در دنیای پر تلاطم امروز قطب نمای زندگی فردی واجتماعی ماست اگر گذشته را نشناسیم آینده ای هم نخواهیم داشت.
سوم – اهمیت ادبیات
شاید پیشرفت مادی وتکنولوژیکی این باور غلط را بوجود آورده باشد که ادبیات اولویت ما نیست این برداشت اشتباه است.بقول لشک کولاکوفسکی فیلسوف و متالّه لهستانی، آدمی نه فقط به تخیّل بلکه به اسطوره هم نیاز دارد.
ضمن اذعان به نیازهای مادّی(که شکی در آن نیست ) نیازهای روحی ومعنوی قدرت مندتر وسازنده تر است.هر چند تشنگی روحی انسان پایانی نخواهد داشت واین شاخصِ نوعِ انسان است.دریک قیاس کلی اگرنیک بنگریم درهرسرزمینی هزاران ثروتمند آمدند ورفتند واثری از آنان برجای نماند ولی چهره های ادبی وهنری که در خدمت نیازهای روحی آدمیان بوده اند همواره زنده اند، ثبت است برجریده عالم دوامِ ما.
چهارم – ما درتاریخ پر فراز ونشیب خود،که دربسیار موارد پُرِ آب چشم بوده ، اسطوره کم نداشته ایم منتها چهره ی پاک آنها پشت غبار فراموشی از دیده ها نهان است.برمحقّقان جوان ترکمن فرض است که درراه زدودن این غبار وغفلت همّت بحرج دهند.دوستانی که دررشته های علوم انسانی بخصوص ادبیات درس میخوانند باید بفکر تصحیح انتقادی ومتدولوژیک آثار این چهره ها باشند.درادبیات ایران خودمان استادی یگانه وسخت کوش وبسیار باسواد حضور دارند، استاد دکتر شفیعی کدکنی. ایشان با دهه ها تلاش ومرارت وزیر پا نهادن اقصی نقاط جهان وتفحّص درکتابخانه های سراسر دنیا، چهره ی تابناک پیران خراسان را به ایران وجهان شناسانده اند.تصحیح تذکره الاولیاء عطار واسرارالتوحید ابوسعید ابوالخیر از شاهکارهای تصحیح متدولوژیک درایران معاصراست.دانشجویان ترکمن که بسیار بادوق وسخت کوش هستتد از ااین اُلگو عبرت بگیرند ونسخه هایی منقّح ومعتبر از آثار بزرگان ادبیات ما تدارک ببینند.
پنجم – تاثیرِ اخلاقی وتربیتی اسطوره ها
از خُلق وخو ومنَش ترکمن های سده های پیشین اطلاعات کافی در دست نیست یا من خبر ندارم.هرچنددر یادداشت های سیّاحان قرون ماضی که تجربه زندگی درمیان ترکمن ها را داشته اند به نکات جالب ومثبتی برمیخوریم ازجمله از آرمینیوس وامبری سیّاح مجارستانی درکتاب سیاحت درویش دروغین.
درقرن بیستم محقّقی آمریکایی بنام ویلیام آیرونز که درسال های ۱۳۶۰ و۱۳۷۰ بین ترکمن هازیسته ویک تحقیق میدانی قوم نگاری درمورد ترکمن ها داشته، میگوید شما هیچوقت ودرهیچ نقطه ترکمن صحرا تنها وبی سر پناه نمی مانید همه جا ترکمن ها هستند وهمه آنها درنهایت گشاده دستی وصداقت ومهمان دوستی از شما مراقبت خواهند کرد.کتاب ایشان تحت عنوان ترکمن های یموت توسط همشهری فرهیخته مان جناب دکتر محمدامین کنعانی سلیس وروان به فارسی ترجمه شده است( ترکمن های یموت ویلیام آیرونز ترجمه دکتر محمد امین کنعانی استادگروه اجتماعی دانشگاه گیلان،نشر افکار ۱۳۸۶)
در دوران معاصر برخی جنبه های اخلاقی ترکمن ها شناخته شده ومشهوراست.البته حواس مان هست که درچنبره خود شیفتگی نیفتیم ودرضمن جایگاه خودرا بدرستی ارزیابی نماییم.ترکمنان عموماخوش خُلق،ملایم وپای بند به قول وقرار هستند.من درشهرها واستان های مختلف زیسته ام هرجا که ترکمن ها زندگی کرده اند درمحل زیست شان تاثیر مثبت بجا گذاشته اند واین مایه ی سربلندی ست.بسیاری از جنبه های مثبت اخلاقی ما نشات گرفته از آموزه های اسطوره های مان بخصوص حضرت مختومقلی ست. مختومقلی آتا اسطوره ای ستُرگ وبی بدیل است.سرتاسر دیوان اودریایی از شور وعشق ودلدادگی واخلاق و آزادگی ست که درترانه های ترکمنی جاودان گشته
او به تنهایی یک ملت ویک تاریخ است آیینه ی تمام نمای قوم ترکمن باتمام دردها رنج ها حسرت ها وشادی ها واشک ها ورشادت های حماسی.اوچکیده وعُصاره قوم ترکمن است.از دل این قوم برخاسته وبه اوعزّت وآزادگی وآبرو بخشیده.اگر درادبیات فارسی چهارستون بزرگ مولانا سعدی حافظ وخیام به این ادبیات هویت داده اند،آتا مختومقلی به تنهایی رسالت این چهارتن را بدوش میکشد،اوبرای ما همه چیراست اخلاق،ادب،رندی،شوروسودا،عشق وشیدایی.اوتندیسی ست با چهارسویه وچهره. فراترازهمه ی اینها،یک نکته ی دیگر هم هست وآن سوز ودردی ست که کمترشاعری واجدآن است واین برخاسته از شرایط زیستِ دردناک اوست. اوبا امانت تمام درد وسوز و آرزوها وآرمانهای ما را بیان کرده.شاید درد وسوز او را نشود به هیچ زبانی ترجمه کرد.
ما ترکمن ها بایدبخود ببالیم که سایه ی چنان اسطوره ای برسرِ ماست ومیتوانیم هرلحظه ازچشمه ی جوشان هنر لایزال او بهره ببریم
انسان وطبیعت تاثیر وتاثّر متقابل دارند ویکدیگررا می سازند.خاک ترکمن صحرا متبرّک است که میوه ای چون مختومقلی به بشریت هدیه آورده ،وبسا نازنینان دیگر معلمان ،مدیران ،هنرمندان و. .
منشِ آدمیان محصول ژن ومحیط است وفرهنگ مجموعه ی مواریث مادی ومعنوی باشندگان یک سرزمین است که در تعاملی سازنده، ذخیره معنوی آنها را سنتز میکند.فرهنگ پارادایم هرجامعه ای رامیسازد که مجموعه ی کُد های رفتاری وترجیحات هرقومی ست.پارادایم وروحیه حاکم بر رفتار ترکمنان برآمده از تجارب غنی فرهنگی آنان است.مجددا تاکیدمیکنم غنای فرهنگی ومنشِ اخلاقی ترکمنان برگرفته از آموزه های اسطوره های آنان است.باشد که این سرمایه روز به روز فزون تر وشکوفاتر گردد.
ششم – پیشنهاد میکنم یک گزارش تفصیلی در مورد معرفی چهره تابناک ترکمن صحرا استادستار سوقی درمجله ترکمن دیار تهیه واین شاعربزرگ ومردمی به خوانندگان معرفی شود.
هفتم – برای جناب لطیف ایزدی که چهره ای سخت کوش و خدوم هستند آرزوی توفیق وتعالی دارم.
۲۸ بهمن ۱۴۰۱ رشت
www.ulkamiz.ir



با سلام. ملت ما به وجود فرهیختگانی مانند دکتر آنه محمد دوگونجی می بالد. مثلی معروف می گوید: “اؤیه گره ک بولان چئرا، متجیده حارام دئر” ما همیشه یاد دکتر جلیل قیادی را بزرگ خواهیم داشت، چرا مرحوم به محروم نگه داشته شدگان تورکمن جرگلان تا آخرش خدمت شایانی کرد، شما دکتر دوگونچی هم آیا بهتر نیست بجای رشت، تشریف بیاورید و در به تورکمنهای محروم نگه داشته شدگان خدمت نمائید.این فقط یک پیشنهاد دوستانه است. البته که باید امکانات را در نظر گرفت.
باید خدمتتان عرض کنم عندلیب شاه اثر تورکمنی را آفرید، اوغوزنامه عندلیپ، همان قدر و قیمت را دارد که فردوسی برای فارس زبانان، بنابراین باید این شاه کلید ادبیات تورکمن را بهتر و بهتر بشناسیم. سایت اولکامیز بخشی را ویژه تاریخ و ادبیات کلاسیک تورکمن اختصاص داده به شناساندن آنها اقدام نماید.
به درستی اشاره فرمودید که انسان به اسطوره نیاز دارد. اسطوره هایی مثل تانگریانیسم و شامانیسم، اوغوزنامه، قورقوت آتا، کروغلی(گؤروغلی در تورکمنستان)… را آموخت و اشاعه داد.
تحقیقات میدانی ویلیام آیرونز استاد جامعه شناسی و اتنیک نگاری دانشگاه نورت وسترن آمریکا در سال ۱۹۷۵ در بین تورکمنها بیشتر روی ازدواج و کوچ روی و شیربها دور می زند. می توانست بیشتر تأیر بسته شدن مرز و تأثیر منفی بر اقتصاد تورکمن اشاره بکند که کار نشده است.
موفق باشید.
سلام . این عنوان شما ارنالی برایم خاطره انگیز است و مرا یاد اقای امین اله گلی می اندازد که عنوان ارنا را استفاده می کرد … اگر فضولی نباشد این مرکز مطالعات ترکمن بیس دانشگاهی دارد یا امثال هم ؟ خصوص است یا دولتی یا خصولتی ؟ معهذا در مورد کامنت تان درباره عندلیب شاه و مقایسه ش با فردوسی ملاحظاتی هست که در صورت تمایل ارایه نمایم … ضمنا جناب ، امثال ویلیام ایرونز دیگر به تاریخ پیوسته اند و اگر تحقیقات میدانی شان کمبودی دارد ، همت مرکز مطالعات ترکمن و … را می طلبد … همانطور که به نام اتش بدون دود ، اسمان و ریسمان باقت که فاقد هر گونه ارزش تاریخی است بلکه سفسطه و قلب واقعیات بود ولی حداقل دنیای خود راساخت و خ هفدهم امیر اباد به نامش … در خدمتم
اقای ارنالی سلام فکر می کنم شما همان اقای پاریاب هستید که قبلا پیج ترکمن تاربخ در اینستاگرام را می چرخاندی