گزارش اجمالی هشتاد و نهمین نشست انجمن جیحون + تصاویر

پایگاه خبری اولکامیز – آنّادُردی کریمی:
جمعه ۲۸ شهریور آخرین هفته تابستان ۱۴۰۴ بود. مشتاقان و علاقمندان به فرهنگ و ادبیات و تاریخ ترکمن در محل خانه فرهنگ شهرداری گنبد برای شنیدن سخنرانی استاد محمد قُجُقی با عنوان درآمدی بر شناخت قبیله یوموت در هشتادونهمین نشست انجمن ادبی جیحون شرکت کردند.
حکیم بهرامی مجری این مراسم ضمن خوشامدگویی به حضار محترم و پس از خوانش شعری از کمینه شاعر ترکمن از هنرمند فقید ترکمن مرحوم آی محمد آی محمدی و نقش او در رشد و گسترش تئاتر ترکمن یاد کردند و نام و خاطره او را گرامی داشتند.
سپس مطالب مختصری درباره زندگینامه و فعالیتهای فکری استاد محمد قجقی مطرح کردند. در ادامه این موارد را با هم میخوانیم:
محمد قُجُقی فرزند شاهجان در ۱۸ دیماه ۱۳۲۷ در گنبد کاووس به دنیا آمدند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۷ در رشته تاریخ دانشگاه شیراز / پهلوی سابق پذیرفته شدند.
پس از اخذ لیسانس، دوره خدمت نظام را در دبیرستانهای گنبد کاووس، به تدریس مشغول شدند. در این دوران به علت کمبود دبیر، ایشان علاوه بر تاریخ، دروسی چون جغرافیا، جامعهشناسی، زبان انگلیسی، ادبیات فارسی و علوم اجتماعی را نیز تدریس کردند. پس از اتمام این دوره، با عزیمت به تهران، دوره تافل زبان انگلیسی را در انستیتو سیمین گذراندند و در امتحان تافل زبان انگلیسی نمره لازم را کسب کردند. برای ادامه تحصیل به ترکیه سفر کردند.
ولی پس از مدتی اقامت در آنجا و گذراندن یک دوره آموزش زبان ترکی استانبولی به علت بیماری پدر ادامه تحصیل مقدور نشد و به ایران بازگشتند و در وزارت آموزش و پرورش استخدام شدند. در دبیرستانها و مراکز تربیت معلم به تدریس پرداختند.
علاقه وافر ایشان به کسب دانش سبب شد که که در سال ۱۳۷۴ پس از گذشت ۲۳ سال از اخذ لیسانس تاریخ از دانشگاه شیراز برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد وارد دانشگاه فردوسی شدند . محمد قجقی پایان نامه خود را با عنوان اوزون حسن آققوینلو و مشی سیاسی و نظامی حکومت داری وی، را زیر نظر استاد فقید دکتر ابوالفضل نبئی نوشتند.
استاد محمد قجقی یکی از اشخاص مؤثر و تاثیرگذار در انتشار فصلنامه وزین یاپراق بودند. آثار تألیفی و ترجمههای ایشان علاوه بر این فصلنامه، در نشریات مختلفی چون فصلنامه فراغی، نشریه صحرا، گل صحرا، ترکمننامه، دانش صحرا، تاریخ و پژوهش، میرداماد، ماهنامه ترکمن دیار و…. به چاپ رسیده است. در این ارتباط عمده فعالیت ایشان در زمینه ترجمه مقالات از زبانهای ترکی استانبولی و انگلیسی بوده است. بیش از ۸۰ ترجمه مقاله و تألیف در کارنامه استاد به ثبت رسیده است.
استاد محمد قجقی در دو کنفرانس در کشورهای ترکیه و قزاقستان نیز شرکت کردهاند.
یکی دیگر از جنبههای فعالیت فرهنگی ایشان در بنیاد مختومقلی فراغی میباشد. ایشان یکی از مؤسسین این مرکز فرهنگی بوده است و کلاسهای مختلف در دوران مدیریتشان در این موسسه برگزار شده است. به ویژه نقش بارز محمد قجقی در راهاندازی وبلاگ بنیاد مختومقلی فراغی ستودنی است.
در حال حاضر نیز به ترجمه رساله دکترای رسول شخصی مشغول هستند. این رساله با عنوان XIX. YÜZYILDA HAZAR ÖTESİ TÜRKMENLERİNİN SİYASİ, SOSYAL
EKONOMİKVEKÜLTÜREL YAPISI
این رساله پژوهشی در باره ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ترکمنان ماورای خزر در سده نوزدهم میلادی است و در سال ۲۰۲۰ در دانشگاه آنکارا دفاع شده است. در این رساله در مجموع مطالب بکر و ارزشمندی درباره موضوعات نام برده شده آمده است. تلاش نویسنده بزرگوار و مترجم محترم در این راستا قابل ستایش میباشد. امیدواریم بزودی شاهد چاپ این اثر ارزشمند باشیم. دوستان علاقمند برای آشنایی کامل با زندگینامه و آثار استاد محمد قجقی و همچنین دیدگاههای دیگران درباره ایشان میتوانند به ویژهنامه گرامیداشت استاد محمد قجقی، فصلنامه فراغی شماره ۸۷ پاییز ۱۴۰۱ مراجعه کنند.
انجمن ادبی جیحون از جناب استاد محمد قجقی که دعوت انجمن را برای سخنرانی پذیرفتند، از صمیم قلب سپاسگزار میباشد.
جناب قجقی ضمن احوالپرسی و سپاسگزاری از حضور حاضران در ابتدا به رساله دکترای رسول شخصی اشاره کردند که در این رساله به نکات مهم و ارزشمندی اشاره شده است که در برخی موارد در کتابها و آثار پژوهشی توجه کمتری به آن موضوعات شده است. در ضمن از مقالهای که جناب آنادردی عنصری درباره قوم ترکمن نوشتهاند، نام بردند و آن مقاله را ارزشمند دانستند و بر این نکته تأکید کردند که در سخنرانی از این مقاله نیز سود جسته است. علاوه بر موارد ذکر شده از کتاب دو جلدی فردوس الاقبال نام بردند که متاسفانه در ایران به چاپ نرسیده است. در این کتاب میتوان مطالبی را درباره ترکمنها و در ارتباط با بحث امروز درباره یوموتها یافت. در ضمن ایشان به این نکته مهم اشاره کردند که پژوهشگران باید در ایران به تاریخ نگاری ترکمنها با جدیت بیشتری بپردازند، چرا که در باره بسیاری از موضوعات مرتبط به ترکمنان مطالعات همه جانبه صورت نگرفته است. و در ضمن توصیه کردند ما باید با یکدیگر روابط صمیمانه و دوستانه داشته باشیم و از آثار چاپ شده، با خرید و مطالعه آنها حمایت بکنیم.
در ادامه از رساله دکترای مراد ایللیف هم نام بردند که به شجره ترکمنان پرداخته است. و مطالعه آن را مفید دانستند.
این تز دکترا با عنوان زیر در سال ۲۰۱۰ در ترکیه نوشته شده است.
TÜRK TARİHİNDE ŞECERE GELENEĞİ: TÜRKMEN ŞECERELERİ ÖRNEĞİ
سخنران از سفرنامه بلوکویل نام بردند که به نظر ایشان یکی از بهترین سفرنامهها در ارتباط با ترکمنان میباشد، چرا که این افسر فرانسوی به مدت چهارده ماه در بین ترکمنان مرو زندگی کرده است و با آنها از نزدیک آشنا بوده است و با وجود اسارت در میان ترکمنان نگاه و قضاوت منطقی و درستی داشته است. خوشبختانه این سفرنامه از سوی دو تن از مترجمان با عنوانهای جنگ و اسارت در مرو و همچنین در اسارت ترکمنان به زبان فارسی ترجمه شده است. در ضمن ایشان کتاب گزارش ها و سفرهای ناپییر افسر انگلیسی را هم کتاب قابل قبولی دانستند.
کتاب ترکمنهای ایران اثر بیبی رابعه لوگاشوا نویسنده ترکمن هر چند که در ارزیابی برخی موارد متأثر از نگاه سوسیالیستی است ولی با این وجود نویسنده ترکمن مطالب بسیار مفیدی را در کتاب خود مطرح میکند.
در ادامه، سخنران هشتاد و نهمین جلسه انجمن ادبی جیحون، توضیحات مفصلی درباره وجه تسمیه یوموت و همچنین طوایف و جایگاه آنان ارائه دادند که ما در زیر خلاصهای از سخنان ایشان را میآوریم.
اکثریت ملل دنیا و شاید همهی آنها، در دورهای مشخص از تاریخ خود، مرحلهی تقسیم شدن به عشیره و قبیله را تجربه کردهاند. به علت شرایط اجتماعی و اقتصادی، این تقسیم شدن، در برخی از آنها که به شیوهی کوچ نشینی میزیستهاند، مثل قزاقها، قرغیزها، باشغورتها و ترکمنها، مدّت زمان بیشتری دوام آورده است . عشیرهها و قبایل ترکمن در آثار محمود کاشغرلی، مبارکشاه، رشیدالدین فضلالله، یازیچی اوغلوعلی، سالار بابا خریداری و ابولغازی ذکر و ثبت شده است.
در دیوان لغات الترک، محمود کاشغرلی، در بین اسامی طوایف ترکمن، نام آنهایی که پس از حملات مغولان دُچار تحوّلات شدهاند و اینکه اکثر آنها به کشورهای همسایه گریختهاند و بقیهی آنها، با گروههای قومی جدید، ترکیب شده، طوایفی چون تکه، یوموت، گوگلن، اَرساری، ساریق، سقار ، آلیلی، اولام، سُرخی و امثالهم را بوجود آوردهاند. اطلاعات منظم و معقولی ارائه شده است… در خصوص مفهوم قومی_ نژادی اسم یوموت، در بین دانشمندان دیدگاههای گوناگونی وجود دارد.
برخی از مورّخین توجّهها را به یادداشتهای تاریخی مربوط به قبیلهای که نام یوموت داشته است و مرتبط به دورههای بسیار پیشتری بوده جلب مینمایند از این تاریخدانان ی. آ. زویف، به زمانهای خیلی پیشتر اشاره دارد و مینویسد ریشههای اصلی نام یوموت (Yum /yumut) است و تأکید کرده است که آن هم میتواند Hun/ Gunn باشد. یک رشته از پژوهشگران مینویسند که در سنگ نوشتههای اویغور اسم YumuT/ umuT آمده است. رادلوف مینویسد “یموت” به معنای “جمع شدن دورِ هم” است و این کلمه در سنگ نوشتههای اویغور آمده و به معنای توده و انبوه و ازدحام بوده است. وامبری هم در مورد توده و انبوه بودن، شرحی آورده است.
در زمان استیلای اعراب، قبایل اَرساری، ساریق و سالیر، در بیابانهای واقع در شرق آمودریا زندگی میکردهاند. قبایل تکه، گوگلن و یوموتها هم شاید در دورهی چنگیزخان و تیمور به قلمرویی که امروز در آن میزیند، آمده باشند.
یوموتها یکی از قبایل بزرگ ترکمن هستند و مردمی که به این قبیله منسوب هستند اکثر جمعیّت مناطق (ولایت) بالکان، داش اوغوز را تشکیل میدهند. قبایل یوموت از لحاظ شیوهی سخن گفتن، لباس پوشیدن، صنایع دستی و غذا و امثالهم تفاوتهایی با هم دارند. آنها به دو گروه تقسیم میشوند: یوموتهای غربی (بالکان) و یوموتها شمالی (داش اوغوز) در برخی از منابع به صورت شاقادام(شاه قدم) و یا یوموتهای غربی و داش اوغوز و یا یوموتهای شمالی، به دو بخش تقسیم میشدهاند. بخش بزرگی از آنها در ترکمن صحرای ایران و در اطراف اترک و گورگن زندگی میکنند البته در افغانستان و قاراقالپاقستان هم دیده میشوند. تشکیل یوموتها به صورت طایفه، ضرورتا مدّتها پس از استیلای مغولان صورت پذیرفته است. زیرا در منابعی که قبل از شجرهی ابوالغازی” نوشته شده است، نامی از گروه قومی “یوموت” دیده نمیشود…
سلطانشاه آتانیازوف مینویسد که یوموتها به دو شاخه بزرگ بایرامشالی (اوتلی تمیر) و قاراچوقا (گوتلی تمیر) تقسیم میشوند از آنها شاخه بایرامشالی به طوایف اوکوز، اورسوقچی، اوشاق و شاخهی قاراچوقا هم به طوایف جعفربای و شرف و آتابای (چُونی) تقسیم میشوند. هر قبیله به طوایف و آنها هم به “اوباها” تقسیم میشدند.
به یوموتهایی که در شرق دریای خزر و برخی از جزایر زندگی میکنند یوموتهای گرگان (بعضا استرآباد) به یوموتهایی که در سمت دیگر بیابان یعنی مناطق نزدیک به آمودریا (جیحون) زندگانی مینمایند یوموتهای خیوه گفته میشود.
در پایان برخی از سوالات از سوی شرکت کنندگان مطرح شد که سخنران به آن سوالات پاسخ دادند.
جمالالدین صحنه نیز از آق قلا مهمان ویژه این جلسه بودند. ایشان که به تازگی رمان گرگ دریا نوشته عبدالرحمن اونق را با عنوان دنگیز مؤجگی به زبان ترکمنی ترجمه کردهاند، توضیحاتی مختصری درباره ترجمه آثار عبدالرحمان اونق ارائه دادند. ایشان گفتند تا به حال هشت کتاب از رمانها و داستانهای عبدالرحمان اونق را به ترکمنی ترجمه کردهام. در ترجمه گرگ دریا زحمت خودم را کشیدهام هرچند ممکن است ایراداتی هم داشته باشد و امیدوارم دوستان و علاقمندان کتابهای ترجمه شده را مطالعه کنند.
مجری جلسه از طرف انجمن ادبی جیحون از مسئولان محترم خانه فرهنگ شهرداری گنبد به خاطر همکاری صمیمانه آنها با این انجمن از صمیم قلب سپاسگزاری کردند.
www.ulkamiz.ir






