
پایگاه تحلیلی خبری اولکامیز – تهیه و تنظیم : عظیم قرنجیک :
مقدمه : پس از اضمحلال کمونیسم و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و در نتیجه پایان جنگ سرد، جهان در انتظار ندا و صدایی برای استقرار نظم نوین جهانی بود. خاتمی با هوشمندی تمام منادی «گفتگوی تمدنها» شد. و در زمانه خود ، جوانه های امید خاصی را در جان و دل ها شکوفا کرده بود.
البته جامعه جهانی نیز از آن استقبال کرد و سازمان ملل آن را شعار سال(۲۰۰۱) خود قرار داد. هر چند ارج و قرب این پیشنهاد، و نقش ایران در ارائه آن به خوبی در داخل کشور درک نشد و به آن سان که درخور و شایسته اش بود، پرداخته نشد .
در پی فروپاشی شوروی که پایان جنگ سرد را رقم زده بود ، یکی از نظرات جنجال آفرین در محافل علمی و غیرعلمی ، نظریه ” برخورد تمدنها “ی ساموئل هانتینگتون بود .به اعتقاد وی، در پایان جنگ سرد دوران رقابت های ایدئولوژیک خاتمه می یابد و دوران جدیدی به نام عصر «برخورد تمدنها» آغاز می شود. طبق این نظریه، مشعل رهبری جهان از نظر سیاسی در قرن آینده در دست آمریکا و اروپا خواهد بود.
البته ، این نظریه با انتقادات گسترده ای روبرو گردید، و نظرات مختلفی به دنبال داشت ، یکی از نظراتی که در سطح گسترده ای با استقبال دولتها و ملتهای جهان مواجه شد ، نظریه ” گفتگوی تمدنها “ی آقای خاتمی بود، البته گفتگوی تمدنها توسط متفکران دیگری از جمله روژه گارودی نیز، نزدیک به دو دهه پیشتر از آن مطرح شده بود. که به نوعی فراخوانی برای ایجاد زمینه تفاهم ملت ها، و دارای ویژگی نقد سلطه غرب بر جهان امروز بود .
آقای خاتمی در مقابل نظریه برخورد تمدنها، ابتدا گفتگوی ملت ها و سپس گفتگوی تمدنها را مطرح کرد و در زمان دولت اصلاحات ،در سطح جهان موقعیت بارزی برای جمهوری اسلامی ایران رقم زده بود. وی در مصاحبه ای تمدن را پاسخی دانسته که انسان نسبت به هستی و جهان و انسان دارد و آن را تلاشی برای برآوردن نیازهای انسان معرفی کرده بودند.
وی همچنین در مصاحبه معروف خود با تلویزیون CNN “عقلانیت مفاهمه ای” را به جای ” عقلانیت ابزاری ” پیشنهاد کرده بود.
به هر حال، پیشنهاد ایران در خصوص گفتگوی تمدنها، ابتدا از طرف پارلمان اروپا، و سپس از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد پذیرفته شد. مجمع عمومی در تاریخ ۱۳۷۷/۸/۱۳ به اتفاق آراء پیشنهاد رئیس جمهوری اسلامی ایران را در مورد نامگذاری سال ۲۰۰۱ میلادی از سوی سازمان ملل به عنوان ” سال گفتگوی تمدنها ” تصویب کرد.
نظریه گفتگوی تمدنها ، در واقع آغاز یک راه باشد که اگر به جد گرفته می شد ، با درس آموزی از گذشته، می توانست موجبات بهبود زندگی بشر را فراهم نماید.
آقای خاتمی معتقد بود: ” گفتگوی تمدنها می خواهد پایان زندگی سرشار از تبعیض، دورویی، جنگ و ویرانی را اعلام کند و راه تازه ای در زندگی بشر آغاز کند، راهی که باید با همت و تلاش نسل نو پا، به صلح و آشتی بیانجامد. زندگی مطلوب، زندگی خالی از دروغ، تزویر، زور و تبعیض است و این خواسته فطرت آدمی است. گفتگوی تمدنها در واقع آغاز راه شکوفایی فطرت انسانی است، انسان ذاتاً عدالت خواه و زیبا پسند است.”
به عقیده وی؛ ” با طرح گفت و گوی تمدنها، تنش زدایی و دعوت جهان به صلح و مبتنی بر عدالت نه تنها در درون خودمان نوعی مردم سالاری را تجربه می کنیم، بلکه منادی صلح، تساوی، عدالت، حذف تقلید و زور در روابط بین الملل هستیم.”
ایشان نظر بر این داشت که ؛ ” طرح گفتگوی تمدنها، دعوت به یک نظام جدید در دنیای امروز است. نظامی که بر اساس تساوی ملت ها و بر پایه عدالت باشد. ما دمکراسی و مردم سالاری را صرفاً در درون خودمان نمی خواهیم، بلکه تلاش می کنیم که از مجرای گفت و گوی تمدنها در نظم نوین جهانی نظام مردم سالاری بین المللی حاکم شود. بر همین اساس است که ما سیاست تنش زدایی را به عنوان محور سیاست خارجی مطرح می کنیم.”
راهبرد آقای خاتمی در دراز مدت، تکیه بر گفتگوی تمدنها، و راهبرد کوتاه مدت او، تأکید بر پویا شدن سیاست خارجی و خروج از حالت انفعالی بود. وی در سطح داخلی بحث قانون گرایی و جامعه مدنی را مطرح کرد، و در سطح خارجی، افقهای جدیدی در روابط با سایر کشورهای جهان ایجاد نمود .
با توجه به ملاحظات بالا ، معلوم می شود طرح ایده گفتگوی تمدن ها ثمرات زیادی هم برای کشور و هم برای جهان دربرداشته است. به عنوان نمونه می توان به برخی از ثمرات آن اشاره نمود:
۱- کاهش تهدیدات علیه ایران.
2- نشان داد که ایران دارای نگرش صلح جویانه است.
3- زمینه را برای اعتماد سازی در سیاست خارجی ایران فراهم کرد.
4- غرب نتوانست الگوی مقابله با اسلام گرایی را دستمایه ای برای تهاجم نظامی به ایران نماید.
شاید ایرادی که بر نظریه گفتگوی تمدنهای آقای خاتمی وارد بوده ، این باشد که این طرح و ایده، در آن زمان هنوز به شکل یک نظریه منسجم در نیامده بود، و شاید هم مقصود آقای خاتمی از ارائه گفتگوی تمدنها تنها یک پیشنهاد و راهکار بوده باشد .
با این وجود ، طرح این نظریه از سوی رئیس جمهور دوران اصلاحات، در راستای تقویت امنیت جهانی، تنش زدایی در سیاست خارجی ایران و مجموعاً جهت فرهنگی کردن سیاست داخلی و خارجی انجام شده بود .
اکنون که این نظریه به محاق رفته ، شاید این بیان حکیم عمر خیام مصداق پیدا کرده باشد :
” آنانکه محیط فضل و آداب شدند / در کشف دقیقه، شمع اصحاب شدند ، ….. / گفتند فسانه ای و در خواب شدند .
منبع – روزنامه گلشن مهر (شماره ۲۲۷۷ ) چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
www.ulkamiz.ir



