تورکمن صحرا

داغ سرو رعنا

پایگاه خبری اولکامیز – احمد شاهسواری شاعر گنبدی: این غزلم را تقدیم میکنم به تمام هموطنان عزیزم و همشهری هایم در تر کمن صحرای عزیز به مناسبت درگذشت جاوید نام جهان پهلوان صابر کاظمی.

ترکمن صحرا به داغِ، سروِ رعنایش نشست
تا ابد از درد صابر، بندِ دلهامان گسست

صابرِ ای جان نرود عشق تو از خاطر ما
میشود دل ز خیالت همه جا سرخوش و مست

ای فلک بار دگر دستِ تو رو شد به جفا
مهر او را چه کنی چون که بدلها همه هست

آتشی بر دل و بر خرمن جانها زده ای
ما نباشیم فلک مثل تو بد کینه و پست

یاد او را همه جا در دل و جان زنده کنیم
چون که عشقش بشود مستی صد جام الست

گویمت بار دگر ای فلک از ریشه بدان
نام او را ببریم تا به ابد بر سر دست

عشق صابر بشود حک به ابد بر دل ما
گر چه ما شهره ی شهریم بر آن مرده پرست

تا قیامت داند این خیاطِ شاعر از درون
ترکمن صحرا به داغِ سروِ رعنایش نشست

🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀

شاعر:احمد شاهسواری (خیاط)

پاییز ۱۴۰۴
گنبد کاووس، ترکمن صحرا
🥀🥀💔💔😓😓

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا