ادبیات

کتاب جدید آنادردی کریمی منتشر شد

پایگاه خبری اولکامیز – آنّادُردی کریمی که ایشان را بیشتر به عنوان پژوهشگر فرهنگ عامه ترکمن و مترجم می‌شناسیم؛ دستی هم در زمینه سرایش شعر کوتاه به زبان فارسی دارد.

اولین مجموعه شعرهای کوتاه ایشان در  اسفند ۱۴۰۴ با عنوان «نزدیک است طلوع انگور» از سوی انتشارات چارکوچه به بازار نشر راه یافت. در این کتاب ۱۰۱ شعر کوتاه از این شاعر به چاپ رسیده است.

شعر کوتاه شعری است که بیشترین پیام و مضمون را در کوتاهترین سطرها با رعایت اعجاز ایجاز بیان کند. و « شعر کوتاه – با همه کوتاهی- در خود تمام می‌شود. هر آنچه را شاعر می‌نویسد – با همه فشردگی- چنان است که در ذهن خواننده، شعری کامل است و چیزی در آن ناگفته باقی نمانده» است.

در این نوشتار کوتاه نمی‌توان به همه ابعاد و محتوای اشعار کتاب پرداخت. در اینجا به برخی از مضامین کتاب به اختصار اشاره می‌کنیم.

اشعار کوتاه شاعر در قالب شعر سپید سروده شده است.
تاب بیاور
باغبان پیر
نزدیک است «طلوع انگور»

شعر بالا اولین شعر این مجموعه است. شاعر در این شعر از باغبان پیر که عمری سپری کرده است، می‌خواهد که درنگ کند و باغ و درختان را ترک نکند. ناامیدی و یأس به خود راه ندهد. چشم باز کند و منتظر بماند؛ چون که طلوع انگور نزدیک است و زندگی همچنان ادامه خواهد داشت.

در شعر دیگر درختی خشکیده است، که نه سبزی در آن دیده می‌شود و نه نشاط و شادابی و به زودی باید هیزم اجاق‌ها شود. اما از نگاه شاعر عمر درخت به پایان نرسیده است. چون هنوز جوانه‌هایی هستند که از آن درخت و یا از کنار آن، روزی درختی سبز خواهند شد.
جوانه‌ای
سربرآورده
زیر پای درخت خشکیده

در شعر دیگر، شاعر، شادمان است که تبر هنوز به دامن کوه نرسیده است و در آنجا درختانی هستند که به زندگی ما معنا می‌بخشند.
چه خوب
نرسیده پای تبر
به دامن کوه

شاعر در برخی از شعرها نگران و مضطرب به نظر می‌رسد. با دقت در این شعرها می‌توانیم آه و افسوس شاعر را بشنویم.
بهار آمده است. شاعر در پی سبزی و شادابی و بوییدن گل‌هاست. به باغچه می‌رود تا از بوی گل‌ها و زیبایی آنها سرمست شود و شور و شوق زندگی در رگ‌هایش جریان یابد. افسوس و افسوس که می‌بیند در این بهار مانند بهار پیشین گلی در باغچه نیست. وجود شاعر پر از آه و حسرت می‌شود و چنین می‌سراید:
بهار پیشین
پر از گل بود
باغچه.

مگر می‌شود شاعر بود و نگران محیط زیست نبود. مگر می‌شود نامت شاعر باشد و خطای بزرگ انسانی را در نیل‌کوه استان گلستان نبینی. نیل‌کوه، کوه زیبای استان گلستان. بهشتی از بهشت‌های ایران. اما چندین سال است که نفس‌هایش را کارخانه سیمان بریده است و ما آدم‌ها غافل از روح سبز آن، گلویش را به سختی فشرده‌ایم و زخمی مهلک بر سینه آن گذاشته‌ایم.
زخمی مهلک
بر سینه‌ی نیل‌کوه
کارخانه سیمان

شاعر از دیدن شعله‌های آتش در دشت، پریشانی پروانه‌ها، وجودش را غمی عمیق فرا می‌گیرد.
آتش در دشت
پریشان
پروانه

از بازی کودکان در میدان مین نیز نگران است و ترس و نگرانی خود را چنین نشان می‌دهد:
بازی کودکان
در میدان مین
آه….

عشق و شیدایی عنصر جدایی ناپذیر از شعر همه شاعران جهان است. کریمی هم در این مجموعه چندین شعر در ارتباط با عشق دارد. سه نمونه آن را با هم می‌خوانیم:
چه زیبا می‌خندی
امروز هم فرشته‌ای
قلبت را بوسیده
***
چه نیازم به خورشید
به ماه و ستاره
تو چراغ منی
**
زیبا
ماه و ستاره
زیباتر تو و لبخندت

می‌توان به موضوعات دیگر نیز پرداخت، ولی هدف ما معرفی اجمالی این اثر است. در پایان چند شعر دیگر از کتاب «نزدیک است طلوع انگور» را با هم می‌خوانیم:
در آغوش پدربزرگ
غرق خواب
عصا
**
مگر باد و باران
به سراغت بیایند
ناشناس خفته در گور
***
از رؤیای بیابان گریخته
باران
سبزه
درخت
پرنده
***
هنوز در آسمان بود
ماه
«در صبح تیرباران»
***

**علاقمندان عزیز می‌توانند این کتاب را از کتابفروشی قابوس (فرهاد قاضی)، گنبد چهارراه وحدت خریداری کنند.

لطیف ایزدی

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا