پاسخی بر یادداشت توانگری

پایگاه خبری اولکامیز : غفور خوجه شاعر خوش قریحه و فعال فرهنگ و ادب تورکمن در باره یادداشت محمد توانگری که با تیتر ( استادان ناحیتی و ادبیات ناحیتی؛ تکرار و کسالت ) در سایت اولکامیز منتشر شد پاسخ ذیل را ارسال نمود که در پی می آید، با ذکر این نکته که انتشار این مطلب لزوما به معنای تایید آن نیست :
یاغـشئ یامان بـــۇلمـاز مــألیـم
هــر کـــیم اؤز بیلِننه عالئم (ماغتئمغولی)
کسی که از ادبیات ترکمنی هیچ بهرهای نبرده، چگونه میتواند در موردش قضاوت کند، به نظرم بهتر است برای امتحان هم شده حداقل یکبند شعر ترکمنی را بدون غلط بخواند تا در مورد ۸۰۰ سال ادبیات شفاهی و کتبی نظر بدهد و یکباره در آقتوقای پیاده نشود! کسی که با تولیدات آکادمی علوم ترکمنستان آشنا نیست و چندوچون زبان معیار و ادبیات ترکمن را نمیشناسد، حداقل اراده کند و به آسانترین و سهلالوصولترین چیز بسنده کند و آن اینکه از همین امروز فایلهایی از تاریخ و ادبیات ترکمن را آرشیو و مطالعه کند، شما که هیچندارید! چگونه میتوانید در موردش بنویسید. حتی PDF کتابی که من چاپ کردم که بخوانید منجمله کتاب دستور توصیفی زبان ترکمنی (نوشته فیلیپ اشمر کا بلاشه؛ مترجم: اسلام هورن) را برای یکبار هم در بحث دستوری مطرح نکردید، چه در نوشتههایتان چه در محاوره .
گذشته و حال ما را تاریخ خواهد نوشت، تاریخ روشنگری، تاریخ روزنامهنگاری، تاریخ فعالیت شعر ترکمنصحرا و … آیا ما با زحمات آقایان یوسف آزمون که عمری را در زبان و اتیمولوژی زبان ترکمن کمر همت گماشته و آقای عنصری که در تاریخ و ادبیات ترکمن مقالات بسیاری دارد و آقای مشهد قلی قزل که در تحقیقات میدانی فولکلور، نامهای ترکمنی، شناخت طوایف و معرفی شاعر بال قزل و شاعران ترکمن و مختومقلی شناسی هنوز هم فعالیت چشمگیری دارند و همچنین آقای ابراهیم بدخشان که نگاه تازه به چشماندازهای شعر نو ترکمن دارد، در کنفرانس اینستاگرامی به مناسبت گرامیداشت مختومقلی که معلوم نیست شما بینندهاش بودید یا خیر، کارزار « استاد ـ استاد» به پا کردهایم.
به نظرم ارزش پاسخ به این انتقاد را ندارید، چون ترازوی شما خالی از ادبیات ترکمن است و ما دوست داریم در کارزار پاسخ «برد، برد» فکر کنیم. شما که حامل اطلاعات در مورد شعر شاملو هستید و هر وقت از ادبیات ترکمن سخن به میان آید، زود حرف شاملو را پیش میکشید، یعنی چیزی بعد این ندارید! چرا از نیما و توللی و نادر پور و فروغ و خیل عظیم شاعران دهههای سی تابهحال حرفی ندارید، وقتی در یک کفه ترازو از ادبیات ترکمن هیچ ندارید، چرا اینگونه قضاوت میکنید.
این بزرگان کتاب ناظم حکمت به زبان ترکمنی ترجمه بایرام جوتدی را شاید ۳۰ سال پیش خواندهاند، چرا به بیسوادی محکوم میکنید؟ یعنی دکتر آزمون که علاوه بر اشعار ناظم حکمت، نگاه پژوهشی به شاعر دارد، ازنظر شما! چه عرض کنم. بهتر آن است بهاندازهی قدتان ببرید و بدوزید. ترجمه ترکمنی کتاب ناظم حکمت هنوز موجود است، شاید شما هیچ ورقی هم نزدید! علاوه بر کتابهایش، نامههایش و خیلی از اشعارش را به زبان ترکی و فارسی این اساتید خواندهاند.
بیایید درروی کاغذ زندگی نکنیم، زندگی خیلی ملموستر از آنی است که فکر میکنیم، شما از خیلی چیزها ایراد و سخن به میان میآورید، ظاهراً در رنج و سختیهای زندگی ملموس هیچ نقشی ندارید، چو ن در تولید و معیشت نقشی ندارید. فقط و فقط زندگی روی کاغذ … لطفاً از لاک خود بیرون بیایید. بیایید از این « یک بام و دوهوایی» خلاص شوید! و راه خود را پیدا کنید! شما یکبار میخواهید اشعار مختومقلی را خود ترجمه کنید و در انتشارات «نگاه» به چاپش بسپارید، یکبار میگویید وقت آن رسیده که باید «بیانیه شعر نو ترکمن» را « من باید» بنویسم! « در دیزی باز است، حیای گربه کجاست»! نمیدانم چگونه و به تشویق چه کسانی به این جسارت فضیح دستیافتهاید.
فعلاً کلمه « وضوع» را از « وضوح» در نوشتهتان تشخیص دهید که در کیبورد موبایل و لب تاب این دو حرف «ح» و «ع» خیلی فاصلهدارند. بار معنایی Information را با Data بسنجید. چهبسا زبان غنی ترکمن از این معادلات زیاد دارد، هرکدام با بار معنایی گسترده. چگونه این ادبیات را «کسالتبار» میشمارید که «مانع تولید و رشد نسلهای جدید و تازهنفس شده» شما حداقل یکبار هم شده خوانش اشعار توسط نسل جدید را گوش کنید و یا تولید شعر و نثر ترکمنصحرا را با چشم باز ببینید، آیا به زحمات این گلهای خودرو ، مدرسان زبان، شاعران جوان و در صنعت موسیقی باغشیها ، کمانچه نوازان، نوازندگان دوتار و علاقهمندان به این صنعت نظری دارید یا فکر میکنید ناگهان همه را از چین وارد کردهایم!
لطفاً به تأثیر و تولید ادبی ۱۰ سال اخیر نگاهی نو بیفکنید که اگر تأثیر خیلی از بزرگان ترکمنصحرا نبود این بقا و دوام امکانپذیر نبود. شما که هیچ ارادهای به یادگیری زبان و ادبیات ترکمن ندارید، چرا اینگونه قضاوت میکنید؟
www,ulkamiziran


