ادبیات

دورسن – قسمت اول

پایگاه خبری اولکامیز – ناصر اونق غراوی:

بادهای گرم نارلی با آب شورش و راههای ارتباطی ناهموارش  همیشه در طول تاریخ بوده و الان هم هست دریغ از یک آسفالت گرم که جاده ها قابل تردد باشد فقط وعده هایی که هیچ وقت اجرا نشد.
دورسن  از خانه پدری و خانواده اش خیلی دور شده بود و تنها کسی که آنجا برایش آشنا بود عمه اش است ,که خیلی دورسن را دوست داشت و تسلی بخش دوریش بود.
دورسن تا جان در جانانش داشت کار میکرد از قالی بافی تا دامداری  و کشاورزی و همیشه در گرمای نارلی به چاروا میرفت وبرای دوشیدن و چرای گوسفندان و گاوها کمک میکرد.
دلتنگی های دورسن از جنس دوری و غربت و درد بود اما همیشه سکوت و صبوری و بردباری میکرد تا زندگی اش را بسازد .
دورسن مظهر واقعی صبوری بود .چندین ماه دوری خانواده و زادگاه اش جایی را که بزرگ شده بود و در کودکی پابرهنه بازی میکرد را تحمل میکرد و تمام درد هایش را به خودش میریخت .
هیچ کلمه ای را برای ستایش صبوری واقعی دورسن پیدا نکردم جز اسم زیبای خودش دورسن .

گوشه ای از صفات  زیبای دختران صحرا که روی نقوش قالی دردهایشان  را به بادهای صحرا می سپارند و صدای بی صدایان هستند.
امیدوارم نسل های جدید با الگو گیری از دورسن ها درس هایشان را خوب بخوانند تا موفق شوند.
دورسن روی دار قالی …..
(ادامه در قسمت بعدی )

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا