اخبار

جنبش خشونت پرهیز

پایگاه خبری اولکامیز – بیانیه احمد زید آبادی برای آغاز به کار جنبش عدم خشونت ذیل عنوان نیروی چهارم منتشر شد
هموطن! به جنبش «ما خشونت پرهیزیم» بپیوند

«نیروی چهارم»؛ عنوانی است که احمد زید آبادی با استفاده از آن تلاش می‌کند به‌زعم خود زمینه کنشگری عمومی مبتنی بر عدم خشونت را فراهم سازد. اما در عین حال تاکید می‌کند که اطلاق عنوان نیروی چهارم به آن نه به معنای ایجاد یک خط‌کشی تازه سیاسی بلکه تنها نامی است که همه ایرانیان دردمند با هر مرام و عقیده‌ای می‌توانند به شرط اعتقاد به عدم خشونت به آن بپیوندند و کنشگری خود را ذیل آن تعریف کنند. زید آبادی در فرازهایی از بیانیه‌ای که با هدف معرفی این جنبش منتشر شده، می‌نویسد: «این وطنِ زخم‌خورده و دل‌شکسته از جور روزگاران، با یک چشم خون و با یک چشم اشک، دست تمنایش را به سوی فرزندان شریف خود دراز کرده و آنان را به قیام و جنبشی برای نفی خشونت فرا می‌خواند.» باید دید واکنش‌ها به این فراخوان برای نفی خشونت توسط زید آبادی آیا بازخوردهای مناسبی پیدا خواهد کرد یا اینکه در بطن این همه هیاهو و صدا، مسکوت باقی می‌ماند.

احمد زید آبادی، فعال سیاسی و مدنی در فراز ابتدایی این بیانیه می‌نویسد:

«آنچه را «نیروی چهارم» نامیده بودم، از استعداد لازم و کافی برای تاسیس جنبشی قدرتمند و تاثیرگذار و خشونت‌پرهیز در ایرانِ امروز برخوردار است. نیروی چهارم یک خط‌کشی سیاسی نیست. تنها نامی است برای همه ایرانیان دردمند از هر قشر و طبقه و گروه و جناح با هر نوع گرایش اعتقادی و سیاسی به شرط اعلام برائت‌شان از به‌کارگیری ابزار خشونت‌آمیز علیه هموطنان و همنوعان خود.

ایرانیان شرافتمند! دو نیروی خشونت‌گرا در درون و بیرون نظام، حیات و بقای کشور ما را هدف گرفته‌اند. اگر مرعوب و مقهور آنها شویم، کشورمان ویران می‌شود، حمام خون به راه می‌افتد و نسل‌های آینده‌مان یا به کلی می‌سوزند یا اسیر و آواره می‌شوند. از همین روست که سلاح خشونت‌گرایان دو سوی ماجرا، ایجاد رعب و وحشت از طریقِ تهدید و اهانت برای سکوت و فرار ماست. باید به آنان نشان دهیم که ما فرزندان رستم دستانیم، از ترسِ نعره دیوان و زوزه گرگان، ساکت نمی‌شویم و فرار نمی‌کنیم. شجاعانه می‌ایستیم و با جنبشی خشونت پرهیز، آنان را سر جای خود می‌نشانیم.

این وطنِ زخم‌خورده و دل‌شکسته از جور روزگاران، با یک چشم خون و با یک چشم اشک، دست تمنایش را به سوی فرزندان شریف خود دراز کرده و آنان را به قیام و جنبشی برای نفی خشونت فرا می‌خواند. جنبش خشونت پرهیز بنا به ماهیت و هدف خود، از سازمان و رهبر و رسانه فراگیر و پشتوانه مالی بی‌نیاز است. کافی است خود را عضو این جنبش اعلام کنیم و در دایره آن قرار ‌گیریم؛ دایره‌ای که پست و بالا و رییس و مرئوس ندارد و همگان در حلقه آن، برابر و همسطح و همراه یکدیگرند.

این جنبش محتاج گردهمایی هم نیست. پیوندی است بین قلب‌ها که «روحیه جمعی» می‌سازد و چون شبحی بر فراز جامعه ما به پرواز درمی‌آید و سرنوشت را تغییر می‌دهد.

میهن خسته ما با زبانِ بی‌زبانی از تمامی فرزندان دل نگرانش، از کوچک و بزرگ و نام‌آور و گمنام درخواست دارد با هر وسیله که در دست دارند، حضور خود در جنبش خشونت پرهیز را اعلام کنند، برایش هشتگ بزنند، هشتگش را ترند کنند، برایش شعر و سرود سرآیند، بنویسند و تبیین کنند، سمبل و نماد و پرچم بسازند و جای جای وطن را از بوی خوش آن عطرآگین کنند.

ما سینه‌های‌مان را در چشمه‌های مهر از کین و نفرت می‌شوییم، سنگواره‌های ذهنی‌مان را در برابر نور آسمان‌ها ذوب می‌کنیم، بندهای خمودگی و افسردگی و ترس را از وجودمان می‌گسلیم، مرد‌ه ریگِ خشونت را در دل خاک مدفون می‌سازیم و با وجدانی آسوده و آرام، بر هر نوع ظلم و جور و ستم و اجحاف و تبعیض و اهانت، تحت هر عنوانی، متمدنانه می‌شوریم و مغلوبش می‌کنیم.

ما به داد وطن می‌رسیم، آن را در برابر هجوم خشونت‌گرایان تنها نمی‌گذاریم، عزیزترین میراث‌های آن را جانی دوباره می‌بخشیم، در دنیا سربلند و سرافرازش می‌کنیم و روح مفاخرش را از خوارزمی و رودکی و فرودسی و بیرونی و فارابی و بوعلی و نظامی و سهروردی و سنایی و رازی گرفته تا خیام و عطار و مولانا و سعدی و حافظ و… آرامش می‌دهیم.

با پایبندی کامل به اصول جنبش ضدِ خشونت، گاندی و لوترکینگ و ماندلا را هم در گور شرمنده می‌سازیم! بوی عفونتِ خشونت و خصومت و بدخواهی و خودخواهی، خود رسواگر خویش است. دهانی که گشوده شود، افشاگر نیات درون است، چراکه به قول مولانا:
«بوی کبر و بوی حرص و بوی آز
در سخن گفتن بیاید چون پیاز
گر خوری سوگند من کی خورده‌ام
از پیاز و سیر تقوی کرده‌ام
آن دم سوگند غمازی کند
بر دماغ همنشینان بر زند»

ما چون نسیم بهاری بر این سرزمین خواهیم وزید و بوی عفن خشونت و ستایش خشونت و تقدیس خشونت را از آن خواهیم زدود.

وعده همه ما اعلامِ پیوستن به «جنبش خشونت پرهیز» از همین لحظه، با هر ابزاری که دراختیار داریم.

خواهشمندم از کمک به بازنشر این نوشته دریغ نکنید. خداوند این سرزمین و مردمش را برکت دهد.»

منبع : روزنامه اعتماد ، شماره ۵۳۳۴ – ۱۴۰۱ چهارشنبه ۴ آبان

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا