تورکمن صحرا

در فقدان دو انسان شریف

پایگاه خبری اولکامیز – امروز عصر در فضای مجازی دو خبر تلخ دیدم که مرا متاثر ساخت. گر چه مرگ حق است ولی در وداع نیکمردان وجود آدمی از غم و اندوه پر می شود.

فوت کریم عالم ربانی آخوند امانی قرنجیک و درگذشت شهروند روزنامه فروش آنه بردی طعنه.

حاج کریم آخوند آمانی قرنجیک متولد ۱۳۳۹ شمسی بود. پدرش نیز یک روحانی بود.

او شاگرد واعظ نماز جمعه های آق قلا ، استاد آق محمد آخوند پورامان قرنجیک بود و پس از او راه  استاد را ادامه داد و  مدیریت  حوزه علمیه احمدی روستای قرنجیک پورامان را بر عهده داشت  و به تعلیم و تربیت طلاب همت گماشت. چند دهه با خلوص و مجاهدت در راه اشاعه علوم دینی کوشید و سرانجام در چهارم مرداد دعوت حق را لبیک گفت و  در آرامگاه آلیتن توقماق مدفون شد.

کریم آخوند، دایی دوست اهل رسانه  ام مرحوم عثمان اکرامی بود. در مراسم ترحیم او با این بزرگوار آشنا شدم و بعدها چند بار توفیق همنشینی با وی ایجاد شد. نگاهش به مطبوعات و رسانه مثبت و دلگرم کننده بود. به شعر و ادبیات علاقمند و به مباحث دینی اجتماعی دلبسته بود. با روحانیون دیگر فرق داشت.

ایوب مراد آخوند بزمونه یکی از یارانش گفت: کریم آخوند به شعر و ادبیات علاقمند بود. با شاعران عیدی اونق اونق ، رحمان قلی توماج  و نازمحمد پقه دوست و همراه بود. از قواعد شعری اگاهی داشت اشعار مختومقلی را می خواند. با خط کریل آشنا بود و آثار کلاسیک ترکمنی را مطالعه می کرد.

استاد کریم آخوند چند بار نگارنده را به حوزه دعوت کرد ولی توفیق مصاحبت نشد. فقط چند بار در مراسم ها دینی ایشان را دیدم و گفتگویی کوتاه با هم داشتیم. در کل شخصیت جذابی داشت و نگاهش به مسائل مختلف پخته و وسیع بود.

مهندس سعید محمدآلق در گروه مجازی انجمن آینا نوشت:  « آن مرحوم  چندین بار در جلسه انجمن نشست داشتیم. علاقه خاصی به اشعار مختومقلی داشت. در رابطه با اشعار مختومقلی بحث می‌کردیم؛ بحث عقیدتی نداشتیم. از کلامش مشخص بود که اهل مطالعه است. چند مدتی در جلسات شرکت کرد؛ اما حس کردم زیاد علاقه‌مند مباحث ادبی نیست. بعدها چه شد نمی‌دانم دیگر به جلسات نیامد. البته اغلب، علاقه‌مندی‌های دوستان نسبت به شرکت در مجالس ادبی مقطعی است و متأسفانه ادامه‌دار نیست

این شاعر آق قلایی  افزود: « نمی دانم آیا با او از نزدیک مجالست داشتید یا خیر؟
آدم با دانش بی ادعا زمانی نیز حزبی و سپس روی به علوم دینی می آورد
از اون آخوندهای بروز بود. چندباری با هم بحث کردیم. روی مسئله شیطان
بیمه و تقلید که از اون بحث های پر سر صدایی بود. جیغ و داد زیاد زدیم. آرامش و ظرفیت بالایی داشت. مدام در حوزه در حال مطالعه بود. من بارها در حال مطالعه ایشان را دیدم روحش جاودانه در بهشت برین باد. »

و اما انسان دوم آنه بردی طعنه است که برخی او را آنام صدا می زنند. او ۲۲ تیرماه درگذشت. عموی دکتر جانعلی طعنه  است.

آنام با ما هم صنف بود. در شهر روزنامه می فروخت آن هم پای پیاده. از دکه روزنامه فروشی نعمت طعنه و دفتر مطبوعاتی ناصر میرزاعلی روزنامه می گرفت و آن را در بازار می گرداند و به مغازه ها می برد. با این کار ساده ولی مهم در رشد و ترویج فرهنگ رونامه خوانی نقش داشت و  به اطلاع رسانی در جامعه می کوشید.

این مرد شریف را  از دوران نوجوانی می شناسم به زادگاهم دوگونچی زیاد می آمد هر موقع مسابفات والیبال و کشتی ترکمنی بود ایشان با علاقه  می آمد و تماشا  می کرد. ورزشکاران نیز ایشان را دوست داشتد.

کورش کسلخه هنرمند آق قلایی در فقدان وی در گروه تلگرامی انجمن آینا نوشت: « مرحوم مغفور آنه بردی طعنه بزرگمردی که مردانه زیست و از دنیای فانی بر دنیای باقی شتافت. مردی که همیشه خندان بود. مردی که هیچ کس و در هیچ زمانی چهره عبوس او را به چشم خود ندیده است. هیچ وقت غم و غصّه دنیا نتوانست بر او چیره شود. مردی که دروس صداقت و مهربانی و صبوری را به دیگران هدیه میکرد. مردی که محبوب همه بود. »

وی افزود: « این مرحوم در تمامی مراسمات زحمت می کشید . زحمت توزیع چایی یا آبخنک و … در کشتی ترکمنی همیشه حاضر بود . در والیبال و فوتبال همیشه حضور داشت .»

نعمت طعنه که صاحب دکه مطبوعاتی در آق قلا است گفت: «  آنه بردی از من و ناصر میرزاعلی روزنامه می گرفت و در بازار می فروخت. فروشش از ما بیشتر بود. او به ورزش علاقمند بود. تیم ها و مربیان و ورزشکاران آنه بردی را دوست داشتند. و در مسابقات والیبال و فوتبال او را به عنوان تدارکاتچی می بردند .

وی افزود: « آنه بردی ۸۰ سال عمر کرد و در تجرد زیست. روزنامه های اطلاعات همشهری جام جم و خبر ورزشی را از ما می گرفت و در سطح شهر دور می زد و به علاقمندان می فروخت.  فروش خبر ورزشی بیشتر از بقیه بود. موسیقی سنتی ترکمنی را را دوست می داشت و  عاشق دردی طریک بود  هر جا که دردی برنامه داشت حضور می یافت. دلش خوش بود و آزاری به کسی نرساند. همیشه پیاده بود.  ۱۰ الی ۱۵ سال روزنامه فروشی می کرد. »

پایان کلام مرگ در راه است عالم و عامی همه باید در آینده ای نه چندان دور طعم تلخ آن را بچشیم، خوشا به حال انسان هایی که نام نیک از خود به یادگار بگذارند.

روحشان شاد و گرامی

* عکس آنه بردی طعنه از کورش کسلخه است

لطیف ایزدی – خبرنگار

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا