یادداشت

در باره‌ی تراژدی ِ آنتیگونه

پایگاه خبری اولکامیز-
مقدمه

چندی پیش فرصتی دست داد تا به تماشای اجرای نمایشنامه‌ی آنتیگونه اثر تراژدی‌نویس یونان باستان سوفوکل بنشینم. نمایش در یکی از سالن‌های خانه فرهنگ و هنر بسکی در گنبدکاوس اجرا شد. بعد از پایان نمایش و هنگام خروج از سالن ، یکی از دست‌اندرکاران مجموعه مصاحبه‌ی کوتاهی از من ضبط کرد. من در این گفت‌و‌گوی کوتاه به ( تقابل دو وجهی ) ِ موجود در نمایش اشاره کردم. همین مصاحبه انگیزه‌ای شد که تصمیم گرفتم مطلبی بر این محور در نقد و تحلیل نمایشنامه بنویسم. اما روزمرگی ‌های همیشگی سبب شد این خواست تا به امروز به تعویق افتد.
اما پیش از ورود به موضوع اصلی مایل‌ام مراتب تشکر قلبی خود از دست‌اندرکاران مجموعه فاخر فرهنگ و هنر بسکی را اعلان کنم. مایه‌ی مباهات است که زادگاهم گنبدکاوس ِ تاریخی ، به همت خانواده بسکی صاحب مرکزی شده است که فرهنگ و هنر فاخر را پاس می‌دارد. دست همه‌ی عزیزان را می‌فشارم و آرزوی توفیق دارم.

* داستان نمایشنامه‌ی آنتیگونه

نمایشنامه‌ی آنتیگونه یا آنتیگون / Antigone /نوشته سوفوکل ( ۴۹۷ – ۴۰۶ ق .م ) در حقیقت یکی از آثار سه‌گانه‌ی این تراژدی‌نویس یونان باستان است که به سه‌گانه‌ تبای موسوم‌اند.
آنتیگون به اتفاق یک خواهر کوچکتر و دو برادرش فرزندان اودیپ شهریارند . بعد از مرگ اودیپ ، بین دو برادر بر سر جانشینی پدر و تصاحب تاج و تخت پادشاهی اختلافاتی بروز می‌کند که در نهایت به جنگ بین ایندو می‌انجامد. در جنگی که واقع می‌شود دو برادر کشته می‌شوند. دایی آندو با نام کرئون که پیروز نهایی جنگ قدرت است حکومت را به دست می‌گیرد و خود را شاه اعلان می‌کند.

شاه جدید دستور می‌دهد یکی از برادران را با عنوان قهرمان جنگ با احترام به خاک سپارند. و برادر دیگر را به جرم خیانت به کشور بر دروازه شهر آویزان کنند تا طعمه پرندگان و ددان گردد. آنتیگون با دستور شاه مخالفت می‌کند. وی بر آن است که برادرش سزاوار این مجازات نیست و باید چون برادر دیگرش با تشریفاتی در شأن یک شاهزاده به خاک سپرده شود. وی برای انجام این‌کار از خواهر کوچکش یاری می‌طلبد اما وی از ترس مجازات شاه، آنتیگون را تنها می‌گذارد.

آنتیگون به تنهایی برادرش را دفن می‌کند. و با این اقدام فرمان شاه را نقض می‌کند. وی انگیزه‌اش از این اقدام را پایبندی به رسوم خانواده و پیروی از فرامین خدایان اعلام می‌کند. شاه خشمناک از نقض فرمان‌اش دستور می‌دهد آنتیگونه را به جرم سرپیچی از دستور پادشاه در غاری تاریک حبس کنند. نمایش در نهایت با خودکشی تراژیک آنتیگون و نامزدش ( پسر شاه ) و ملکه ( همسر شاه ) به پایان می‌رسد.

 نقد نمایشنامه

من در این نوشته کوتاه قصد دارم نمایشنامه آنتیگون را بر بستر تاریخ و با رویکرد تاریخگرایی نوین و با بهره‌گیری از نظریه‌ی تقابل‌های دوجزیی تحلیل کنم. سوفوکل نویسنده‌ی این تراژدی در طول قرن پنجم پیش از میلاد می‌زیست و معاصر سقراط بود. نمایشنامه محصول تحولات فکریِ جامعه‌ی یونان باستان در همین دوران است. قرن پنجم ق.م از منظر بررسی سیر تحول اندیشه‌ی فلسفی در یونان باستان ، دوره‌ی آغاز زوال تفکر اسطوره‌ای و برآمد اندیشه عقلانی است.

پیشگامان تفکر عقلانی در یونان مانند : هراکلیت و دموکریت و بعد تر سقراط و افلاطون روشی از تفکر را پایه‌گذاری کردند که اساس آن بر ( برخورد عقلانی با پدیده‌های طبیعی ) استوار بود. فیلسوفان متقدم یونان باستان برای توضیح پدیده‌های جهان هستی دنبال دلیل‌های ماورایی نبودند. آنها این دلیل ها را در طبیعت و زیست‌جهان ِ واقعی ِ موجود جستجو می‌کردند. این روش ، خلاف روش پیشینیان بود که با پدیده‌های طبیعی برخوردی غریزی داشتند و دلیل حدوث آن پدیده‌ها را در آسمان‌ها و عملکرد خدایان می‌جستند.

در واقع با ظهور فیلسوفان متقدم یونان باستان مانند هراکلیت ، در تاریخ تفکر بشر ، ما شاهد شکل‌گیری ِ دوگانه‌ی ( روش تفکر اسطوره‌ای و روش تقکر عقلی ) هستیم. حداقل از قرن پنجم ق . م این دو روش ِ اندیشگی در تضاد با یکدیگر فرایندی تقابلی را صورتبندی کردند که آن کم‌و‌بیش تاکنون تداوم داشته است.

بر این گمان‌ام که ژانر تراژدی در درجه نخست تقابل دو نیروی اندیشگی یاد شده در بالا را روایت می‌کند. من تراژدی را مرثیه‌ای می‌بینم که زوال اندیشه‌ی اسطوره‌ای را به نمایش می‌گذارد. سوفوکل به عنوان تراژدی‌نویس بزرگ یونان باستان درست در شرائطی زیست و قلم زد که زمانه شاهد این زوال بود. معتقدم سوفوکل در نمایش آنتیگونه روایتی تراژیک از این زوال ارائه می‌دهد. اگر چند سوفوکل بر له یا علیه هیچیک از دو نیروی متعارض جهت‌گیری ندارد اما آشکار است که بر مرگ خدایان می‌گرید.

ساختار تراژدی آنتیگون بر تقابل دو شخصیت بنا شده است. شخصیت آنتیگون در تقابل با شخصیت کرئون پادشاه . کشمکش ایندو بر سر موضوع دفن برادر آنتیگون ، رانه‌ی اصلی در حرکت نمایش به سوی تراژدی است . آنتیگونه فرمان پادشاه را غیر اخلاقی و مغایر با رسوم کهن خانواده و فرمان خدایان می‌داند. از این‌رو از پذیرش فرمان شاه تن می‌زند.

پادشاه کرئون از جایگاه حقوقی خویش به عنوان شاه به خود حق می‌دهد که فرمانی قانونی صادر کند مبنی بر این که برادر کوچکتر به جرم خیانت به کشور نباید دفن شود و ناقض این فرمان — تو بخوان قانون — را مستحق اعدام می‌خواند. شاه خود را نماینده اجرای قانون و نظم در جامعه می‌داند . و بر تمکین آنتیگونه نسبت به قانون پای می‌فشرد.

در حقیقت تقابل و کشمکش آنتیگون و کرئون شاه نه تقابل دو شخص که بل تقابل دو اندیشه و تفکر است. آنتیگون نمادی از اندیشه اسطوره‌ای و ارجداشت سنت‌های اخلاق باستان مبتنی بر قدرت ماورایی خدایان است ( ساخت کهن ) و کرئون پادشاه نماد قانون و نظم است ( ساخت نو ) . آنتیگونه نسبت به رویداد حادث شده رویکردی اخلاقی با تبیینی اسطوره‌ای دارد. کرئون اخلاق را با رویکردی واقع‌گرایانه و کاملا عینی تعریف می‌کند.

از دید او اخلاق یعنی رعایت قانون و تمکین به سامان سیاسی – اجتماعی ِ ناظر به حیات جامعه است. آنتیگون شخصیتی آرمانحواه و کرئون شخصیتی واقع‌گرا است. چنان می‌نماید که سوفوکل در تراژدی خود تقابل آندو را اجتناب‌ناپذیر برآورد می‌کند. اما آیا در حقیقت نیز چنین است ?!

آنادوردی عنصری.
گنبدکاوس. ۲۱ مهر ۱۴۰۵

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا