نگاهی گذرا بر تشابهات فکری مختومقلی و فردوسی

پایگاه خبری اولکامیز – کامبیز قوجقی نژاد*
مختومقلی به زبانهای عربی و فارسی مهارت کامل داشته است و کتابهای بزرگان علم و ادب ایران زمین را به فارسی مطالعه کرده و از آنان تاثیر پذیرفته است.
بر صورتام بوگون باقمانگ اوزیمه
عارف بولسانگ قولاق قویغین سوزیمه
ترجمه : گر در ظاهر من خیره و سرگردانی ار عارف و حیرانی به گفتارم گوش کن
ابوسعید عمر خیام همدانی
فردوسی نظامی حافظ پروانی
جلال الدین کیبی جامی النامی
الارینگ یانیندا من هم سان بولسانگ
اوقیب آیدیم اول سعدی نینگ بوستانی
وگرنه عجب خاقانی نینگ مداین می
استار من شاهنامه ساقی نامانی
مالک عمر بیلن سلیمان بولسانگ
ترجمه: کاش همچون ابوسعید عمر خیام و همدانی بودم کاش مثل فردوسی نظامی و حافظ بودم
کاش بسان مولوی و عبدالرحمان جامی بودم
کاش من هم جزو آنها شمرده میشدم
کتاب بوستان سعدی را خواندم
چه جالب قصاید دیوان مداین خاقانی
حال دلم شاهنامه و ساقی نامه را بخوانم
کاش مالک عمر و سلیمان بودم
مختوم قلی فراغی در جای دیگر میگوید:
اسفندیار رویین تن رستم زالیندا
شام نجف ده مکه ده دمشق ایلینده
ارض قارص دا کربلانینگ چولونده
یا رب خبر بیلرین می یارسندن
ترجمه: همچون اسفندیار رویین تن و رستم زال که نماد پایداری و مقاومت است در سرزمین شام نجف مکه مکرمه دمشق و صحرایی کربلا، الهی آیا از عشقت با خبر میشوم؟
مختومقلی، عاشقلارینگ مستینده
نرگس گوزی حیران ادر دوستوندا
ترجمه: مختومقلی همچون عاشقان به چشم نرگس که نماد معشوق است حیران میشود.
یک نمونه از اشتراکات فکری مختومقلی و فردوسی:
فردوسی می سراید:
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی
دل از نور ایمان گر آگندهای
تو را خاموشی به که تو بندهای
مختومقلی می گوید:
باش ایشی بر جای قیل مسلمان بولسانگ
یوری محمدینگ یولی بیلانی
فردوسی :
سخن هرچه گویم همه گفتهاند
بر باغ دانش همه رفتهاند
تو را دانش و دین رهاند درست
ره رستگاری بباید جست
مختومقلی:
یگیت اولدور یورت اوستونده
جانین برسه دین اوستونده
فردوسی:
جوان در راه وطنش جان میسپارد
جوان در راه دین جان میباد
مختومقلی :
قوچ یگیت لر ایل اوستونده
نامیس بیله عارف گرک
ترجمه: جوانان به عار و ناموس و غیرت نیاز دارند.
ذکر چند نکته :
۱. اشعار مختومقلی و فردوسی هر دو واقع گرا است درباره محیط زندگی اوضاع اجتماعی و سیاسی دربارها روحیه ترکمنها و ایرانیان کهن سخن میگویند.
۲. مختومقلی و فردوسی با معارف قبل و بعد از اسلام آشنا هستند.
۳. هر دو به زبان مادری شعر سروده اند. ترکمنی و فارسی زبان مادری شان است و از این رو زبان آنها طبیعی و ساده و روان است.
۴. موضوعات شعری آنها، عقلانی، برونگرا، توصیفات عینی، روحیه حماسی در اشعار فردوسی بزرگ بیشتر حاکم است.
*کارشناس ارشد ادبیات فارسی و مولوی پژوه.
www.ulkamiz.ir




با سلام- وقتی شاعر ملی مان را با شعرای فارس زبان مقایسه می کنند، اینگونه استنباط میشود که گویا مختومقلی از آنها الهام گرفته و گنجینه ذهن اش متبلور از آنهاست. درست که شاعران و سخنوران از آثار یکدیگر الهام میگیرند ولی شاعرمان را کمتر از دیگران نشان دادن مایه شرم است. مثلا همین شعر “سان بولسام” منتسب به مختومقلی (در اصل از قلیچ موللی یف می باشد)، مختومقلی آرزو می کندکه وی را ای کاش در ردیف قلان بهمان شاعر حساب کنند.
از آن گذشته ابیات زن ستیزانه و ضد ترک در فردوسی بفور دیده میشود حتی فردوسی اسم قهرمان ملی تورکان یعنی آلپ أر تونگا را عمدا به افراسیاب تغییر میدهد. و یا آرش تیری از بابل به سرزمین تورکان پرتاب می کند که بیشتر سرزمین توران را تصاحب کند (تیر از بابل تا مرو- حتما نوک هسته ای داشته)
باقی قضایا بماند به روزگاری دگر
آرنه گلی