دردسرهای خبرنگاری

پایگاه خبری اولکامیز – ح . آخوندی: چند روز پیش در یک مراسم که به مناسبت روزخبرنگار که از سوی یکی از ارگان ها برگزار شده بود یکی از دوستان خبرنگار حقیقت نویس کمی تندگو را دیدم. از حال واحوالش سئوال کردم.
گفت که بنگاه معاملاتی باز کرده و دیگر فقط گاهی به کار قبلی می پردازد.
می خواستم بپرسم شما که اغلب از درستی و راستی در همه امور همیشه دفاع می کردی و بارها دروغ و دغل و کم فروشی و گران فروشی و اختلاس و… را با آن لحن تند و آشکار بر ملا می کردی اکنون چه شد که از ان شغل حقیقت گویی و واقعیت نویسی به کار بنگاه داری پرداختی؟ به هر حال بنگاه داری کمی با….
این حرف ها را به او نگفتم. اما با خود گفتم خدایش خبرنگاران در بد اوضاع واحوالی گیر کردند. از واقعیت های نگفته و ننوشته اوضاع مملکت و اقتصاد بی در و پیکر کشور که نمی توانند بنویسند.
از وضعیت بلبشوی مسائل آموزشی کشور و کم لطفی و حذف زبان ملی از کنکور سراسری و راه یابی با تقلب و ادامه تحصیل دردانه های ثروت بادآورده های بعد از انقلاب هم که نمی توانند بنویسند.
وقتی رئیس ان سازمان را به خاطر بیان و اعتراض این مطلب از پست و مقامش برکنار می کنند معلوم است اگر کار به شکایت و دادگاه و ..بکشد چه بر سر خبرنگار بدون پشتوانه وبی پناه خواهند آورد.
از مسائل فرهنگی و ماجراهای حجاب نمی توانند بنویسند. تلخ تر آن که اگر در مورد تمام این موضوعات هم ننویسند و سکوت بکنند باز هم برای کسب در آمدی کافی برای تامین معیشت و ادامه حیات آبرومندانه شان با مشکل مواجه می شوند. حتی اگر رسالت شغل خبرنگاری و روزنامه نویسی خود را آن قدر تقلیل بدهند که با ارائه و درج گزارش عملکرد ادارات و کنار آمدن با روابط عمومی ها و اجرای اوامر آنها جهت گرفتن آگهی باز هم یک پای زندگی شان همیشه لنگ خواهد بود.
به نظر می رسد در شرایط کنونی خبرنگاران و روزنامه نویسان و مدیران و صاحب امتیازان نشریات همه در یک کشتی نیمه شکسته قرار دارند و با این وضعیت با وجود شوق و اشتیاق، چندان رمقی برای حرکت و پیشرفت ندارند.. واکنش سکوت خبرنگاران و روزنامه نویسان در مورد برخی مسائل فوق و کاهش صفحات نشریه و تبدیل روزنامه ها به هفته نامه هفته نامه به ماهنامه و ماهنامه به گاه نامه شاید مصداق« الغریق یتشبث بکل حشیش» باشد.
شاید بهتر باشد همه در خانه هایمان را تحته بکنیم و برویم دنبال بنگاه داری و خرید و فروش ملک و زمین . اما مشکل اینجاست که این کار را هم نمی توانیم بکنیم . چون به راست گویی و راست نویسی عادت کردیم و ترک عادت موجب
تازه این ها به کنار با سرمایه مادی که نداریم و لازمه این کار است چه بکنیم. دلم به حال دوست خبرنگارم که بنگاه باز کرده بود سوخت.
www.ulkamiz.ir




سلام اقای اخوندی منطورتان از این خبرنگار بنگاهی اقای انه بیات و بنگاه اق تام است
خیلی عجیب است که اینطور مطلب می نویسید چون به راست گویی و راست نویسی عادت کردیم و ترک عادت موجب تازه این ها به کنار با سرمایه مادی که نداریم و لازمه این کار است چه بکنیم. دلم به حال دوست خبرنگارم که بنگاه باز کرده بود سوخت. / نخیر اقا . از این خبرهام نیست لطفا پیاز داغ را زیاد نکنید ترا خدا
اگه می خواستند بگویند خودشان می گفتند. چه اهمیتی دارد X باشد یا y؟ اصل مطلب چیز دیگری است. چرا بی خود درباره افراد گمانه زنی میکنید؟
ببخشید می شود بگویید اصل مطلب چیز دیگری است یعنی چه ,,, اگر خبر داشتیم که نمی پرسیدیم