ادبیات

شعر

پایگاه خبری اولکامیز-

قله ی مرتفعی ندارم
هیچ اتفاق نیفتاده
بی خورشید
ادامه می دهم
این چه سزاواری ست!
آژیر خطر
” نوعی صوت ممتد یا طنین مخصوص برای هش دار دادن ”
برای آن شاعر خیابان کمینه ۵
” ساقی گوید/ یک جام دگر بگیر و من نتوانم ”

می توانم کثیف باشم
مثل دست های کثیف یک دیکتاتور
با صابون مایع هم تمیز نمی شود
گندیدنم طولانی شده
بدون تو
توسعه ی جهنم با بولدوزر
بدون تو
تلاطم بوسه ها
از دست من خارج است
طرد شده ام
به انزوایم
” لطفن به من دست نزن؛ آقا! ”

محمد توانگری

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا