
پایگاه خبری اولکامیز – علی کیان، خبرنگار:
یادش بخیر، پدر خدابیامرزم به نقل از پدربزرگ مرحومش میگفت : کدخدای دهشان الاغی داشت که هرروز سوار بر آن شده، در روستا جولان میداد و بر ساکنین دهاتشان فخرفروشی میکرد.
پدرم میگفت : آن زمان هیچکدام از اهالی ده بهغیر از کدخدا همان یک خر را هم نداشتند و در حسرت داشتنش بودند. البته جنابِ خانِ بلاد، که چند سر و گردنی از کدخدای ده بالاتر بود، علاوه بر چندین الاغ، دو سه راس اسب و قاطر هم داشت که با این مرکبهای خوشرکاب دائم در حال سرکشی دهاتهای تحت سیطرهی خود بود و با نمایش مرکبسواری خود، قند در دل دهاتیها آب میکرد.
از مزایای چارپایان این بود که؛ سوختشان کاه و یونجه و علف بود و سواری با این زبانبستهها ترافیک ایجاد نمیکرد، آلودگی هوا و صوتی نداشت، تصادفی در کار نبود و مسافرت با آنها بلیت هم نمیخواست.
پدرم میگفت : مسافرت راه دور از رویاهای دستنیافتنی پدربزرگم بود و شاید تا آخر عمرش هم به آرزویش نرسید.
گذشت و گذشت، تا پدربزرگم یعنی پدرِ پدرم با کار و تلاش بسیار بالاخره توانست صاحب یک الاغ سیاهگوش و مطیع شود و این اتفاق میمون شادی و شعفی را در دل پدرم انداخت که حد و نهایتی نداشت. صبحها پدربزرگم به اتفاق پدرم سوار بر مرکب خوشرکابشان به صحرا میرفتند و غروب آفتاب سوار بر الاغ برمیگشتند. خلاصه هم فال بود و هم تماشا.
با این مقدمه میخواهم بروم سر اصل مطلب و آنهم اینست که علیرغم اینهمه سختی و مشقت که در زندگی پدران ما مشهود بود، زندگیشان یک آرامش خاصی داشت که حاصل زندگی سنتی و بهدور از تکنولوژی و ماشینیسم بود.
مسلماً هیچکس از پیشرفت و تکنولوژی بدش نمیآید و همه دلشان میخواهد که آسایش داشته باشند، اما آسایشی که آرامش بهدنبال نداشته باشد مفت نمیارزد …
متاسفانه در این عصر ماشینی و تکنولوژی ظاهراً ما همچنان نیاز مبرم به چارپایانی داریم که مشکل حمل و نقل و مسافرتمان را حل کنند. زیرا بهدلیل عدم دسترسی به ناوگانهای مطمئن و بیخطر خطوط زمینی و هوایی از جمله اتوبوس و قطار و هواپیما مجبوریم به الاغ و قاطر و شتر رو آورده و جان و مال و روح و روانمان را به مخاطره نیاندازیم.
مسافرت هوایی با هواپیماهای ناایمن با بلیطهای گرانقیمت همانقدر استرسزا و دلهرهآور است که مسافرت خسته کننده با قطارهای قدیمی و کندرو و اتوبوسهای نایاب و غیرقابل دسترس.
دنیا در حال توسعه و پیشرفت تکنولوژی است و حتی کشورهای همسایه که توسعهیافته هم نیستند، برای رفاه حال شهروندان خود بهترین امکانات حمل و نقل و مسافرتی را در اختیارشان میگذارند، اما متاسفانه مردم کشور ما برای تهیه یک بلیط اتوبوس ناقابل جهت مسافرت باید در مضیقه باشند.
مردم روزها و شاید هفتهها در انتظار رزرو یک صندلی اتوبوس با تمامی خطوط ارتباطی پایانههای مسافربری تماس میگیرند و تنها یک پاسخ را دریافت میکنند؛ نگرد که نیست!
ظاهراً مشکلات پایانههای مسافربری خط پایانی ندارد. بلیت هیچ شهری در پایانههای مسافربری وجود ندارد. مسافران سرگردان و بلاتکلیف در پایانههای مسافربری دربهدر به دنبال پیدا کردن بلیت اتوبوس برای رسیدن به شهرهای محل اقامت خود هستند.
پشت باجههای فروش بلیت شرکتهای مسافربری تعداد زیادی مسافر ایستادهاند. بیشتر شرکتها تابلوهای کوچک «بلیت نداریم لطفا سؤال نفرمائید» نصب کردهاند. بعضی از مسافران تلاش میکنند بلیت مقصدشان را در بازار آزاد پیدا کنند، تا سریعتر از دیگران بلیت بازگشت به شهرهایشان را بهدست آورند.
خرید اینترنتی بلیت توسط سازمان حمل و نقل نیز تقریباً غیرممکن شده و متاسفانه در میان خانوادههایی که به دنبال تهیه بلیت در پایانهها سرگردان هستند، بعضاً بیمارانی وجود دارند که برای درمان در بیمارستانها با مشقت فراوان خود را به کلانشهرها رساندهاند و برای بازگشت به شهرهای خود دچار مشکل شدهاند
بازار مسافربرهای شخصی نیز در این شرایط بسیار گرم شده است. رانندههای مسافربر شخصی از فرصت بهدست آمده نهایت استفاده را برده و با حضور در پایانههای مسافربری مسیرهایی را فریاد میزنند.
البته تهیه بلیط اتوبوس در بسیاری از شهرهای کشور شرایط مشابهی دارند و کمبود ناوگان اتوبوسرانی بین شهری به شدت احساس میشود.
در پایان تنها یک سوال قابل طرح است؛ این اوضاع نابسامان تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و مشکلات پایانههای مسافربری آیا خط پایانی دارد؟
منبع – روزنامه گلشن مهر
www.ulkamiz.ir


