نقدی به برپایی برخی از چادر های عزا در ترکمن صحرا
پایگاه خبری اولکامیز – عطا محمد فروز ؛ عضو هیئت تحریریه اولکامیز :
درست یک هفته قبل بود که فعالی مجازی یکی از بستگان خود را از دست داد و در صفحات دیجیتال، شب و روز از غم خود می گفت و از هجر خود می نوشت و اینگونه از غریب و آشنا تسلی می گرفت و از بقیه استمداد حضور می طلبید تا اینکه ظریفی را صبر سکوت سرآمد و گفت: « غم و اندوه را این فضا درمان نتوان کرد! فاتحه ای بخوان و حلوایی خیرات کن… که درمان درد تو چنین است! »
و اما آن طرف تر، فرد متمول و دارایی ؛ چشم از جهان فرو بسته بود، چادری دوقلو برحیاط وی بیافراشته بودند و قرائت فاتحه را به قاریان خوش الحان و دعایش را به روحانیونی خوش سیما و خوش لباس سپرده بودند.
هر که از راه می رسید با توجه به کسوتش بر چادری رهنمونش می کردند چادر vip مختص روحانیون،تجار، ملاکان و کارخانه دارها بود البته در این بین حاجیانی نیز بودند که از بورگ منقش به نقش کعبه بر سرشان می توانستی بفهمی که احتمالا عمره ای رفته اند و یا این که سنگی بر سر شیطان اصغر زده اند. اما ای دل غافل که ؛ شیطان اکبرشان باهاشان بود!!
یادم آمد در سرمای استخوان سوز زمستان سال گذشته به قصد تسلیت بر مجلس ترحیم یکی از دوستان قدیمی ام رفته بودم. عزیزی که در زمان خود برو و بیایی داشت ولی در سالهای اخیر بیماری و نداری بدجور نزار و منزوی اش کرده بود. چادرش بسیار خلوت بود و زحمت قرائت قرانش هم بر عهده افراد معمولی بود. غریبه ای به آرامی گفت : « زمانه بدی شده است برخی از آخوندها (روحانیون ) اگر خبر فوتی بشنوند فوری از اسم و رسمش می پرسند و بعضی از قاریان هم اگر بخواهند فیکس در مجلس بنشیند روزی چند میلیون مطالبه می کنند.. »
آری آن چه در بالا گذشت سه پرده از برگزاری مراسم فاتحه خوانی و برپایی چادر ها عزا توسط برخی از اهالی محترم ترکمن صحراست، چادرهایی که درست است برای عزا برپا شده اند ولی در حقیقت بیانگر مجالس تجمل و چشم هم چشمی هستند و از همه اینها بدتر؛ مظهر بدترین نوع تبعیض نیز می باشند.
www.ulkamiz.ir



