اخبار

پیام سپاس وقدردانی

“وبشّرالصّابرین الّذین اذااصابتهُم مُصیبهٌ قالوا اِنّا للّه وانّاالیه راجعون

باکمال تاسف و تاثر برادر عزیزم حاجی محمد عظیمی به علت سکته قلبی غیرمنتظره درسن ۶۸ سالگی دارفانی راوداع گفت.

گرچه او تحصیلات هنرستانی نداشت ولی در صنعت و هنرهای دستی یک هنرمند تمام عیاربود و بقول ترکمنها از هر انگشتش هنرها می بارید، از بنایی گرفته تا گچ کاری، حلب، کاشیکاری، برق، قالبسازی دیگهای ترکمنی،از در و پنجره سازی

آهنی و گاری دستی، سم پاش و تریلی تراکتور تا  تعمیر وسایل برقی از جمله هنرهای آن مرحوم بود. 

برادرم فردی پاک سیرت و خنده رو  ومتدین بود واقعا دلسوز و خیّر و حامی خانواده های فقیر بود.  برای چندین  خانواده مستضعف بدون دریافت هیچ حق الزحمه ای بنایی خانه ها یشان را انجام داد.

او بنایی مسجد جامع قبلی بناور رانیزبرعهده داشت. بیاددارم برادرم علاوه بربنایی  ساختمان حوزه علمیه استادحاجی آخوند حنفی شبها بعلت نبودد برق با روشنایی چراغ نفتی سیمانکاری آن را انجام می داد. 

اوبرای خانواده اش پدری دلسوز ومهربان و در تربیت بچه هایش معلمی نمونه بود.

برای سعادت وخوشبختی دخترانش ازمال وجانش مایه می گذاشت.

 او دارای شخصیت  فردی واجتماعی قابل احترام بود. 

علاوه براینکه دوستانش ازبهترین افراد جامعه بود مورد احترام علمای منطقه نیزبود. ودرانجام کارهایش بطورجدی صادق بودو در وجودش سوءاستفاده و نیرنگ معنی نداشت. 

برادرم کارگاه شخصی خودرادرشهر رهاکرد تا درتهران کمک دست وسرپرست کارگاه تولیدی دامادش باباجان اونق باشد وازطرفی قرار بود تاپایان سررسیدبیمه اش چندماه دیگر آنجا کارکند.

اوهردوهفته یک باربرای دیداروتامین نیارهای خانواده می آمد. 

برادرم مرحوم حاجی محمدعظیمی

روز شنبه ۱۳دی ماه بخاطرولادت حضرت علی(کرم الله وجهه)وروزپدر

بودکه ازتهران به بناورمی آمد که دختران مهربانش باآماده کردن شیرینی وخوراکی های موردعلاقه پدرعزیزشان برای برگزاری  جشن روزپدر منتظر حضورش درجمع خانواده خودبودند.

برادرم درزمان برگشت ازتهران بدون

احساس هیچ گونه علائم ناراحتی جسمی ویاقلبی درداخل ماشین شخصی درحین صحبت بادامادش براثرسکته قلبی جان شیرنش را تسلیم حق کرد.

باغم واندوهی بسیارباید عرض کنم که دربین آن همه جمعیت درحین گریه و زاری عملی رامشاهده کردم که یک لحظه احساس کردم که قلبم ازحرکت ایستاده وازجایش کنده شده است.دختران برادرم رادیدم که کیک جشن روز پدر را بربالین پیکر بی جانش آورده بودند تا روزپدررابه اوتبریک گفته باشند.ازاین عمل آنها وجودم آتش میگرفت وقلبم پاره پاره وجسمم متلاشی می شد.

▪️”من لم یشکرالمخلوق،لم یشکرالخالق”

بانهایت احترام ورعایت ادب ودرکمال تواضع وارادت فراوان وباعرض سپاس ازابرازمحبت مردم شریف شهرم.

 بدین وسیله مراتب قدردانی وتشکرخودراازیکایک مردم شریف سیمین شهروحومه،علما،بستگان، آشنایان، دوستان ومدیران محترم گروهای مجازی ومسئولین دولتی (ازشخصیتهای استانداری وفرمانداران وبخشداران شهرستان ترکمن وگمیشان وگلدشت) که باحضوردرمراسم  باعظمت تشییع ودرتدفین ودر مجالس ترحیم ویاآن  عده ازسرورانی که باتماس تلفن ویابا ارسال پیام تسلیت درفضای مجازی که با ابراز همدردی محبت آمیزخود  تسلّی خاطراینجانب وبرادران و خواهران وخویشانم واهل خانواده برادر مرحومم حاجی محمدعظیمی شدندصمیمانه تقدیر وتشکر می نمایم.

 

جا دارد ازدامادمان شیرمحمدمهماندوست

وپسرعمویم جبارحاجی عظیمی و

دیگربستاگان ودوستانی که پا به پایم

درکنارم ازحضورمردم شریف استقبال ودرمهمانداری مراشرمنده محبت خود کردندکمال تشکررادارم. وازدرگاه خداوند متعال مسئلت دارم که ان شاءالله ابرازمحبت وزحمات شما سروران وهمشهریهای خوبمان را در شادیهایتان جبران نماییم.

بااحترام ازطرف خواهران و برادران بااهل خانواده:

نورمحمدحاجی عظیمی(انامحمد) 

عبدالعزیز، ملاحسن ومهندس فرهاد

عظیمی

وازطرف خانواده دامادلار: بهنام مسلمی، حبیب کر، 

باباجان اونق، محمدامین خندان ورضاکروازطرف دیگربستگان 

باشایسته ترین احترامات قلبی:

نورمحمدحاجی عظیمی

بتاریخ:۱۴۰۴/۱۰/۱۷


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا