
پایگاه خبری اولکامیز- در فضای عمومی، نقد تصمیمات مدیریتی نهتنها حق شهروندان، بلکه لازمه پویایی نظام اداری و حکمرانی است.
هیچ انتصابی نباید از دایره نقد کارشناسی مصون باشد و هیچ مدیری نیز نباید خود را فراتر از پاسخگویی بداند. اما آنچه این روزها پیرامون انتصاب دکتر رامین نورقلیپور مشاهده میشود، بیش از آنکه رنگ و بوی نقد منصفانه داشته باشد، به پروژهای برای ساختن روایتی نادرست شباهت دارد؛ روایتی که با تکرار یک برچسب آغاز میشود: غیربومی
این پرسش، پیش از هر چیز، متوجه طراحان همین روایت است؛ معیار شما برای بومی بودن چیست؟
اگر بومی بودن به زادگاه، تعلق اجتماعی، شناخت از مسائل استان و سابقه خدمت به مردم همان منطقه است، چگونه میتوان شخصی را که فرزند گلستان است و سالها با رأی مستقیم مردم غرب استان، نماینده حوزه انتخابیه کردکوی، بندرترکمن، بندرگز و گمیشان در مجلس شورای اسلامی بوده است، غیربومی نامید؟
اگر چنین فردی غیربومی تلقی شود، آنگاه مفهوم بومی بودن از یک شاخص واقعی به ابزاری سیاسی تبدیل شده است؛ ابزاری که هر زمان اقتضا کند، معنایش تغییر میکند.
واقعیت آن است که توسعه استانها هرگز با حذف سرمایههای انسانی رقم نمیخورد. استان گلستان، با همه تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی خود، زمانی مسیر پیشرفت را طی خواهد کرد که همه ظرفیتهای انسانی آن، فارغ از گرایشهای سیاسی، قومیت و مذهب، فرصت خدمت داشته باشند.
آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است، جایگزین شدن برچسبسازی به جای نقد کارشناسی است. اگر کسی نسبت به این انتصاب نقدی دارد، انتظار میرود درباره برنامهها، سوابق مدیریتی، تخصص، عملکرد یا سیاستهای مدیریتی سخن بگوید؛ نه آنکه با تحریف واقعیتهای آشکار، افکار عمومی را به سمت نتیجهای از پیش تعیینشده هدایت کند.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری توانایی تشخیص مرز میان نقد و تخریب را دارد. مردم بهخوبی میدانند که نقد، برای اصلاح است؛ اما تخریب، معمولاً از رقابتهای سیاسی، سهمخواهی یا حذف رقیب تغذیه میکند.
از سوی دیگر، گلستان همواره نماد همزیستی اقوام و مذاهب بوده است. ترکمن، فارس، سیستانی، بلوچ، قزاق و دیگر اقوام، اجزای جداییناپذیر هویت این استاناند. در چنین استانی، زیبنده نیست که فضای رسانهای به گونهای شکل گیرد که هرگاه یکی از فرزندان این دیار به مسئولیتی دست مییابد، پیش از آنکه فرصت ارائه برنامه و عملکرد پیدا کند، با موجی از تخریب و برچسبزنی مواجه شود.
نکتهای که نباید از آن غافل شد، این است که در حافظه تاریخی بسیاری از شهروندان اهل سنت و اقوام مختلف، همواره دغدغهای درباره فرصتهای برابر در مدیریت کشور وجود داشته است.
به همین دلیل، هرگونه نقد یا مخالف با انتصاب یک مدیر که به یکی از این گروهها تعلق دارد، باید با دقت، انصاف و استدلال مضاعف مطرح شود تا شائبه تبعیض یا برخورد دوگانه ایجاد نکند. این به معنای مصونیت از نقد نیست، بلکه به معنای مسئولیت بیشتر در شیوه نقد است.
دکتر رامین نورقلیپور نیز از این قاعده مستثنا نیست. ایشان، همانند هر مدیر دیگری، باید با عملکرد خود سنجیده شود. اگر موفق باشد، موفقیت او متعلق به مردم گلستان خواهد بود و اگر ناکام بماند، باید پاسخگوی نتایج عملکرد خود باشد. اما قضاوت درباره افراد پیش از آغاز مسئولیت، آن هم بر مبنای گزارههایی که با سوابق شناختهشده آنان همخوانی ندارد، نه با اخلاق رسانهای سازگار است و نه با اصول انصاف.
گلستان امروز بیش از هر چیز به آرامش، همدلی و بهرهگیری از همه ظرفیتهای انسانی خود نیاز دارد. تجربه نشان داده است استانهایی که توسعه یافتهاند، نه با حذف نخبگان و نه با دامن زدن به دوقطبیهای سیاسی و اجتماعی، بلکه با اعتماد به شایستگی، احترام به حقیقت و پرهیز از روایتسازیهای هیجانی مسیر پیشرفت را پیمودهاند.
در نهایت، پرسش همچنان پابرجاست؛ اگر نماینده مردم غرب گلستان، فرزند همین استان و شناختهشده در میان مردم منطقه، غیربومی محسوب میشود، پس دقیقاً چه کسی بومی است؟
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تغییر معنای واژهها برای حذف افراد، معیار قضاوت را به جایگاه واقعی خود بازگردانیم؛ شایستگی، کارنامه، پاکدستی و توانایی خدمت به مردم. تنها با چنین نگاهی است که گلستان میتواند از گرداب منازعات فرسایشی فاصله بگیرد و به سمت توسعهای حرکت کند که همه مردم استان، فارغ از قومیت، مذهب یا گرایش سیاسی، خود را در آن سهیم بدانند.
www.ulkamiz.ir



