تشریح و تبسیط یک مطلب / قسمت اول

پایگاه خبری اولکامیز- عبدالحمید کتولی ، صاحبنظر فرهنگ و ادبیات ترکمن و یکی از همراهان اهل عرفان سایت اولکامیز نوشت : با سلام خدمت همه عزیزان سایت اولکامیز و عرض خسته نباشید به محضر استاد رسانه و خبر جناب لطیف ایزدی عزیز که بدون کوچکترین چشمداشتی از مسئولین فرهنگی استان یکی از مهمترین کانال و سایت گلستان و ترکمنصحرا را برای آگاهی سازی اذهان عمومی میگرداند , چون انتظار حمایت از آنان نیست !!!
معلوم نیست اگر بودجهی فرهنگی استان صرف حمایت از کانال های فرهنگی مثل اولکامیز نمیشود !؟ کجا مصرف میگردد ؟!
و اما اصل مطلب : از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است و چه چیزی بهتر از اشعار مخدمقلی و خاصه نوع عرفانیش .
اخیرا مطلبی دیدم از جناب قربان جان سحر خیز با عنوان با مختومقلی در چند قسمت مطالعه کردیم حاوی نکات جالبی و اشاراتی بود به مضمون ابیات مختلفی از مخدومقلی ایشان .
چنین حرکاتی پسندیده است و با اکثر مطالب قربان جان موافقم و کمی باید بعضی نکات باید اصلاح گردد و گاها کمی بیستر توضیح لازم میشود تا جای ممکن حق مطلب ادا گردد .
اینک اشاراتی و اصلاحی و بسطی بیشتر .
اولین و مهمترین نکتهایی که باید گفت : این است که ذات باری تعالی با هیچ چیز قابل درک نیست , حتی با چشم دل عرفان !
در مرحلهایی فیض میآید از ذات و صفات که قاب قوسین اشاره به این دو نوع فیض دارد
و او ادنی : فیض خالص از ذات است .
صفات هم است ولی پوشیده , مثل در آمدن آفتاب و پوشیده شدن ستارگان .
در شب معراج بر پیامبر اعظم تجلّی از اللوهیّت شد و نفس منهدم گردید و شاید به همین دلیل باشد آن زمان که همه و حتی جمیع انبیاء گویند
وانفسی آن حضرت ندا دهد وا امّتی !
اوچماق آرمانینده آتا میز آدم
حوا نأگه شیطان دوشان گوللر هئ (۱۷)
آدم علیهالسلام بعد از هبوط بر زمین هزار سال عمر کرد و تمام مدت در آرزوی بازگشت به بهشت بود .
شیطان اول خواست آدم را گول بزند نتوانست و از راه اغفال حوّا وارد شد و او را گول زد و خواهش حوا برای آن خوردن میوهی ممنوعه باعث گول خوردن آدم هم شد .
جنت اچینه دیری گیرن
اِدریس کویناک تکیپ گیتدی ( ۱۸ )
گویند ادریس نبی الان در بهشت است و واقعا هم همین است .
ادریس یک روز به عئزرائیل گفت میخواهم بدانم جان دادن چقدر سخت است بیا جان مرا بگیر و اینکار با اجازهی خدا صورت پذیرفت و دوباره زنده شد . و بعد گفت میشه بهشت را ببینم ؟
رفت بهشت را هم دید و طبق قول از بهشت بیرون آمد , در داخل بهشت عمدا کفشش را جا گذاشت و گفت : برم کفشم را بردارم ؟!
این دفعه قول نداد که بیاید بیرون !
رفت و کفش را برداشت و دیگه نیامد بیرون و از خصلت بهشت اینه که کسی که رفت تو فقط با رضایت خودش بیرون آورده میشود .عئزرائیل رو به خدا کرد و گفت : خدایا این ادریس مرا گول زد و الان داخل بهشت است .
خدا گفت : من ادریس را برای زندگی در بهشت آفریدم او به جای خودش رفته است .
شغل ادریس نبی خیاطی بود .
ال آیاغنینی باغلایپ یونسنی دریا آتدیلار
نیچه واغت طاغات چکیپ هو دیدی بیر بالیق بیلان .
پونس نبی چون مخالفت امتش را دید بدون اذن الله از قومش جدا و راهی سفر دریا شد و هوا طوفانی شد و ماهی بزرگی اطراف کشتی پرسه میزد و ناخدا گفت : این ماهی دنبال کسی آمده است و باید قرعه بیندازیم آن کس کیست ؟
هر بار قرعه کشیدند نام یونس در آمد .
وی را به آب انداختند و ماهی وی را بلعید
در بطن نهنگ یونس توبه کرد با این جملات :
ای خدا تو پاک و منزّههی , همانا من بر نفس خود ظلم کردم .
دعایش مقبول و نهنگ وی در ساحلی انداخت و خدا در همان ساحل کدویی رویاند تا سایه باشد و میوه هم داد و دستور آمد تا به مدت یک هفته کدو بخورد تا روماتیسم مفصلی که از اثر رطوبت جهاز هاضمه نهنگ بود برطرف گردد .
الیاس کمین عمر چکان سولاردا
غووث کمین دومان دوشن داغلاردا
گنجلی شهر خضر گئزن چوللردا
فادیر برن دنیا مالی سیزینگور ( ۲۰ )
الیاس نبی در آبها و غوّوث در کوهها و خضر در صحراها در سیرند تا به بندگان خدا کمک کنند .
الیاس و خضر از انبیا بنی اسرائیل و فوت کردند
ولی خدا به روح آنان قدرت جسمانی داده است و بعد از ظهور اسلام مسلمان شده و بر مذهب شافعی هستند و در مسجدی در شام پنج وقت نماز میخوانند و چون نفس ندارند ثوابی بر آنان نیست و تبرکا مسلمانند و اگر از انبیا اوللعزم بودند بر مذهب حنفی می بودند .
دقیانوس واغتیندا یدی کمارسه
بیر ایت بیلن همراه بولیپ قاچدیلار ( ۲۱ )
این داستان اصحاب کهف است که از دست ظالمی بنام دقیانوس به کوه پناه آوردند و چون بخاطر خدا مهاجرت کردند و از خدا تقاضا کردند که بتوانند بر دین خدا باشند آزادانه و خدا بر آنانان خواب مستولی کرد به مدت ۳۰۰ سال تا در زمان آزادی اعمال دینی از خواب برخاستند .
این نشان قدرت خداوند است که میتواند جسم را محافظت نماید و بیدار شدن اینان مثل بیدار شدن مردگان است در قیامت .
اوچ یوز اون اوچ ( ۳۱۳ ) مرسل قالمدی بیری
هانی آصف سلیمانگ وزیری ( ۲۸ )
۳۱۳ رسول خدا در دنیا ماندگار نشدند
آصف ابن برخیا وزیر سلیمان نبی با آنکه اسم اعظم میدانست در دنیا نماند .
این بیت اشاره دارد به اینکه دنیا محل گذر است و همه باید از آن گذشت .
ابیات ( ۲۹ ) و ( ۳۰ )
در مورد داستان یوسف نبی است که در قرآن بنام احسنالقصص یاد شده است .
روزی یوسف جمالش را در آیینه دید و در دل گفت : اگر غلام بود قیمتم چقدر بود !؟
برادران وی را در چاه انداختند و کاروانی از آنجا رد میشد و به بهای اندکی یوسف را به کاروانی که راهی مصر بود فروختند .
گفت : خدایا قیمتم را فهمیدم !
در مصر بزرگ شد و با سرگذشتی عجیب و افتادن در زندان از دست زنان با تعبیر خواب فرعون مصر , عزیز و همهی کارهی مصر گردید و خدا قیمت واقعیش را نشان داد .
البته داستان یوسف بسیار زیبا و پر از اسرار و دقایق است .
در جواب این سئوالات راز و رمزیست بس زیبا
زیبایی یوسف از چیست ؟!
چرا بعقوب نبی در فراغ یوسف کور شد با اینکه نبی بود و در دل نبی نباید غیر الله جا داشته باشد ؟!
آیا زلیخا به یوسف رسید ؟!
و و و . . .
ادامه در مجالی دیگر
تا اینجا دو قسمت با مختومقلی قربان جان سحر خیز را تشریح و بسط دادیم برای آگاهی بخشی کاربران کانال و سابت اولکامیز .
قسمت اول تمام شد بعدی در فرستی دیگر .
www.ulkamiz.ir


