یادداشت

روستا در عصر اینترنت؛ سبک زندگی نوین یا فرسایش هویت بومی؟

پایگاه خبری اولکامیز – رضا حاجی‌محمدی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

روستاهای گلستان، از دشت‌های گندم‌خیز پیرامون گرگان تا روستاهای پراکنده ترکمن‌نشین در حاشیه دشت، دیگر آن فضای بسته و خودبسنده‌ای نیستند که تا چند دهه پیش شناخته می‌شدند. ورود گسترده اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به این مناطق، مرزهای جغرافیایی را که زمانی سبک زندگی روستایی را از شهری متمایز می‌کرد، تا حد زیادی کم‌رنگ کرده است. امروز، نوجوان یک روستای دورافتاده در آق‌قلا یا کلاله، همان محتوایی را می‌بیند و همان الگوهای مصرفی را دنبال می‌کند که همتای شهری‌اش در تهران یا مشهد؛ پدیده‌ای که هرچند در نگاه نخست نشانه‌ای از توسعه و دسترسی برابر به اطلاعات است، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود، پرسش‌های جدی درباره هویت، انسجام اجتماعی و پایداری فرهنگ بومی را پیش می‌کشد.

نخستین و ملموس‌ترین تحول، در الگوی مصرف قابل مشاهده است. خرید آنلاین، تبلیغات هدفمند در شبکه‌های اجتماعی و دسترسی به بازارهای مجازی، ذائقه مصرفی خانوارهای روستایی را به‌سرعت به سمت کالاها و برندهایی سوق داده که پیش‌تر تنها در فروشگاه‌های شهری قابل دسترس بود. این تغییر، در کنار مزایایی چون تنوع انتخاب و کاهش هزینه واسطه‌ها، پیامدهایی نیز به همراه داشته است؛ از جمله شکل‌گیری مصرف‌گرایی نمایشی در جوامعی که پیش‌تر بر پایه اقتصاد معیشتی و خودکفایی نسبی بنا شده بودند. کشاورز یا دامدار روستایی که تا دیروز درآمد فصلی خود را صرف نیازهای اساسی می‌کرد، اکنون در معرض جریان مداوم تبلیغاتی قرار دارد که خواسته‌های تازه‌ای را در او و به‌ویژه در فرزندانش برمی‌انگیزد؛ خواسته‌هایی که همیشه با واقعیت اقتصادی خانوار همخوانی ندارد.

تحول دوم، عمیق‌تر و کمتر قابل اندازه‌گیری است: تغییر در نحوه گذران اوقات فراغت و شکل‌گیری روابط اجتماعی نسل جوان روستا. نشست‌های سنتی خانوادگی و محلی، قصه‌گویی شبانه بزرگ‌ترها، یا حضور در مراسم جمعی روستا، به‌تدریج جای خود را به ساعت‌ها زمان صرف‌شده در فضای مجازی می‌دهند. این تغییر، پیوندهای بین‌نسلی را که زمانی انتقال ارزش‌ها، زبان محلی و حافظه جمعی روستا از طریق آن‌ها صورت می‌گرفت، تضعیف کرده است. جوانان ترکمن، سیستانی یا فارس‌زبان روستاهای گلستان، امروز بیش از آنکه هویت خود را از دل سنت‌های محلی بازتعریف کنند، آن را در تعامل با جامعه‌ای مجازی و فراملی شکل می‌دهند که الزاماً حامل ارزش‌های بومی آنان نیست.

با این حال، انصاف حکم می‌کند این تحول را صرفاً از دریچه تهدید ننگریم. همان اینترنتی که مصرف‌گرایی و گسست بین‌نسلی را دامن زده، برای بسیاری از روستاییان به دریچه‌ای برای کارآفرینی و کسب درآمد تبدیل شده است؛ از فروش صنایع‌دستی و محصولات کشاورزی از طریق شبکه‌های اجتماعی، تا دسترسی به آموزش‌های آنلاین که پیش‌تر تنها در شهرها در دسترس بود. دختران و زنان روستایی که به دلایل فرهنگی یا مسافتی امکان حضور در کلاس‌های حضوری را نداشتند، اکنون از طریق فضای مجازی به فرصت‌های آموزشی و اقتصادی تازه‌ای دست یافته‌اند. اینترنت همچنین ابزاری برای دیده‌شدن فرهنگ بومی نیز هست؛ بسیاری از صفحات محلی که موسیقی، پوشش و آیین‌های ترکمن یا سایر اقوام استان را به نمایش می‌گذارند، خود محصول همین فضای مجازی‌اند و به شکلی متناقض، در حفظ و بازتولید همان هویتی که تهدید می‌شد، نقش دارند.

آنچه در نهایت سرنوشت این تحول را رقم می‌زند، نه خودِ فناوری، بلکه نحوه مواجهه نهادهای محلی، خانواده‌ها و نظام آموزشی با آن است. غفلت از این تغییر و برخورد صرفاً نگران‌کننده یا سرکوبگرانه با حضور اینترنت در زندگی روستایی، راه به جایی نمی‌برد؛ چرا که این جریان اجتناب‌ناپذیر است. آنچه می‌تواند مؤثر باشد، سرمایه‌گذاری در سواد رسانه‌ای روستاییان، تقویت محتوای بومی و محلی در فضای مجازی، و ایجاد فرصت‌هایی است که جوانان روستا بتوانند از ظرفیت اینترنت برای توانمندسازی اقتصادی و فرهنگی خود بهره ببرند، بی‌آنکه پیوند خود را با ریشه‌های هویتی‌شان از دست بدهند. روستای گلستان امروز در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند اینترنت را ابزاری برای بازتعریف پویاتر هویت بومی خود سازد، یا اجازه دهد این فناوری به‌تدریج جای‌گزین آن شود؛ انتخابی که آینده اجتماعی این مناطق را رقم خواهد زد.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا