ضرورت همافزاییِ فرماندار و نماینده بومی برای پیشرفت شهرستان آق قلا

پایگاه خبری اولکامیز – ابراهیم دوگونچی؛ فعال رسانه نوشت:
نیاز به همافزاییِ نهادی بین فرماندار به عنوان مدیر اجرایی و نماینده بومی برای پیگیری سیاستگذاری و ارتباطات (نماینده مجلس) برای پیشرفت شهرستان آق قلا بیش از پیش احساس می شود.
نبود این همافزایی، حتی اگر هر دو نفر نیت خدمت داشته باشند، «سیستم» کند میشود و پیشرفت واقعی سخت یا غیرممکن میگردد
– فرماندار معمولاً باید کار را در سطح شهرستان جلو ببرد: مدیریت دستگاههای اجرایی، پیگیری مصوبات، رفع موانع اداری، اجرای برنامهها، هماهنگی بین بخشی و مدیریت منابع.
– نماینده مجلس بیشتر نقش مسیرسازی و نفوذ در شبکه تصمیمگیری بالادستی را دارد: پیگیری اعتبارها، اثرگذاری بر سیاستها و کمیسیونها، ارتباط با وزارتخانهها و برنامهریزیهای کلان.
وقتی این دو نقش مثل دو ریل جدا عمل کنند – یا حتی به شکل «ما مقابل هم هستیم» از هم جدا شوند – نتیجه طبیعی این است که:
۱) اجرای پروژهها به مشکل میخورد (چون حمایت و پیگیری بالادست به صورت منسجم نمیآید).
۲) پیگیریهای بالادست هم نیمهکاره یا کند میشود (چون فرماندار نتواند موضوعات را منظم، دقیق و قابل اجرا به صورت گزارش و مطالبه پیگیری کند).
۳) هزینههای پنهان بالا میرود: جلسههای بینتیجه، دوبارهکاری اداری، و حتی اختلاف در اولویتها.
پس موضوع فقط «سردی رفتاری» نیست؛ سردی رفتاری میتواند نشانه یا علت سردی مدیریتی باشد. در مدیریت، نبود هماهنگی سریعاً تبدیل میشود به بیاعتمادی، و بیاعتمادی هم پیشرفت را میکُشد.
آیا شهر با این وضعیت پیشرفت میکند؟
پاسخ واقعبینانه: پیشرفتِ پایدار و سریع بعید است—حداقل تا وقتی سازوکار هماهنگی بین این دو سطح از کار بازسازی نشود.
اما دو نوع حرکت ممکن است رخ دهد:
– پیشرفتهای مقطعی: پروژههایی که بودجه/مجوزشان از مسیرهای دیگر آمده یا کارشان از قبل جلو رفته باشد. اینها ممکن است ادامه پیدا کند.
– پیشرفتهای ساختاری: نیازمند هماهنگی کامل است. این نوع پیشرفت معمولاً متوقف یا کند میشود وقتی نماینده و فرماندار همراستا نیستند.
یعنی شهرستان ممکن است «حرکتهایی» بکند، ولی «جهتگیری و سرعت» به مشکل میخورد.
ریشههای محتمل این اختلاف (تحلیلی، نه قضاوت)
اختلاف بین مدیر اجرایی و نماینده بومی میتواند چند علت داشته باشد (اغلب ترکیبی):
۱) برداشت متفاوت از اولویتها: هرکدام دنبال دستور کار خودش باشد.
۲) رقابت بر سر میدان اثرگذاری: اینکه تصمیمها از کجا گرفته میشود و چه کسی اعتبار میگیرد.
۳) نبود ساز و کار توافق: اگر جلسه و خروجی مشترک، برنامه واحد و مسئولیتهای مشخص تعریف نشود، اختلافهای کوچک تبدیل به شکاف عمیق میشوند.
۴) ضعف اعتماد سازمانی: وقتی کانال ارتباطی خشک شود، مسائل جایگزین میشوند با حدس، برداشت بدبینانه و روایتهای موازی.
۵) عدم تعریف دقیق از نقشها در عمل: در ظاهر نقشها روشن است، اما در اجرا ممکن است مرزها رعایت نشود.
راه حل
۱) اختلاف باید حل شود برای پیشرفت شهرستان آق قلا
۲) درصورت حل نشدن مسئله باید نهاد ها ورود کنند و اختلاف را حل کنند مسئله ای که از طریق استاندار گلستان باید پیگیری شود اما تاکنون این اتفاق نیافتاده است
جمعبندی
در چارچوب مدیریت شهری/استانی، پیشرفت زمانی رخ میدهد که:
– نماینده مسیر تصمیمگیری و اعتبار را هموار کند، و فرماندار اجرای زمینی و هماهنگی دستگاهها را منظم و دقیق ببرد جلو.
وقتی این دو نقش از هم جدا شوند، نتیجه معمولاً کند شدن، توقف پروژهها، دوبارهکاری و فرسایش اعتماد عمومی است. بنابراین تا وقتی هماهنگی برنگردد، پیشرفت پایدار دشوار خواهد بود. / کانال انجمن ایل یار
www.ulkamiz.ir



