ادبیات

مختومقلی

پایگاه خبری اولکامیز – این شعر سروده ی محمود رحیمی شاعر  خوش قریحه و اهل رسانه گنبدی است. وی برای اولین بار این سروده ی زیبا را در مراسم بزرگداشت  ۲۹۲ مین سالرو تولد فراغی که در سی و یکم اردیبهشت ماه به همت انجمن جیحون و اداره کتابخانه های عمومی شهرستان گنبدکاووس برگزار شد قرائت کرد.

محتومقلی

هنوز بوی شعر هایت را

می شود از تن خسته ی

الاچیق ها فهمید

شعر لالایی ات را مادران

و زنان دیارمان در گوش کودکان

زمزمه می کنند

 

مختومقلی

امروز دشت و صحرا

آراسته به شعر توست

زمان در منحنی تن خود

تصویر تو را دارد

در دهان  مردمان این دیار

شعر تو جاری است

و واژه های کتاب تو را زمزمه می کنند

 

مختومقلی

واژه هایت ؛

شعرهایت فرای تصویر و تفسیر است

شعرت شعور و شرابی از بهشت می باشد

کلامت

گاهی درد است

و رنج

و گاهی سکوت

 

مختومقلی

واژگان کتابت یک جهان را

توصیف می کند

و ابزاری برای شبگردهای

شاعران محکوم به نوشتن است

 

مختومقلی

تو شعر بودی و شکوه

تو شعر بودی و عشق

 

مختومقلی

خطوط برگ های دفتر تو

جهانی را تصویر می کند

جهانی را تفسیر می کند

که سراسر مهر بانی است

 

مختومقلی

شعرت بر بام کیهان

خدا را؛

انسان را

عشق را می خواند

 

مختونقلی

امشب ماه مستانه می رقصد

در این دیار

و الهه ماه دل می برد

از جان و جهان

جهانی که تو از زبان

خدا ترسیم کردی

 

مختومقلی

شعرت اغاز خداوند گاری است

بر گستره ی شگرف عاشقانه ها

کلامت ناب ترین و زیباترین اثر است

و جاوید ماندگار …

 

مختومقلی

به گمان

ماه هم تو را می زیسته است

و بهار هم در چشمان

توشکوفه می داده است

 

مختومقلی

تو را باید ستود

شعر تو

نوری بر اریکه ی زمین است

که باید ان را بر تمام آفاق گستراند

شور و شوق زندگی را باید

با شعر تو زندگی کرد

 

مختومقلی

شعر تو اگاهانه

و عاشقانه است

انسان ها در خداوندگاری

خویش بر پا می کند

 

مختومقلی

تو را باید ستود

تو را باید دوست داشت

مانند اولین نیایش ها و گفتگوهای

عاشقانه

میان من و تو و این زندگانی

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا