نامه سرگشاده یک شاعر

پایگاه حبری اولکامیز- نامه سرگشاده توی محمد ایازی شاعر گنبدی را خطاب به یارانش و مدیران انجمن شعر و ادب تورکمنی میراث را در پی می خوانید :
💥بنام خداوند یکتا و پاک💥
سالهاست در انتظار طلوعی دوباره هستم تا یکبار دیگر دوستان هم قلم با شورعشقی مثال زدنی میداندار جلسات انجمنی باشند که امروز جز کالبدی خسته و بیمار و جز نامی بر صفحه ادبیات تورکمن نیست و چه انتظار بیهوده ای از برای دل دردمند غریب !
سالهاست گذشته های پربار انجمن را در ذهنم مرور میکنم آنگاه ندایی میگوید به تکرار ، امروزت را دریاب امروزت را مگر نمیدانی هرگز از رودخانه ایکه خشکیده است به جهت گذشته ی پرآبش تشکر نمیکنند!
دوستان هم قلم هیچ مایل نیستم امروز که میراثمان ناخوش احوال است با ذکر دلایل این رکود ایجادحاشیه نمایم!
لذا از همه ی شما سروران گرامی صمیمانه تشکر میکنم که سالها خاطرات خوشی را برایم رقم زدید خاطرات تلخ و شیرینی که در کنار هم ، یار هم غمخوار هم بودیم چه زیبا بود حدیث استقامت تک تکمان در روزهای سرد زمستانی که جلسات انجمن را در پیاده رو تشکیل میدادیم چرا که باور داشتیم چراغ این خانه نباید تحت هیچ شرایطی خاموش شود تا مبادا کاروان ادبیات تورکمن از حرکت درماند و فراوان فراوان خاطرات خوش دیگر که ذکر آنها مجال دیگری میطلبد!
دوستان ، اساتید معزز ، سروران گرامی اینجانب توی محمد ایازی متخلص به غریب بنا به دلایلی که از ذکر آن در میگذرم (البته واقفم که تک تک شما عزیزان بر چرایی عملم وقوف کاملی دارید) امروز با قلبی ملول و شکسته از این کاروان پیاده میشوم !
گرامیان امروز ۱۷ تیرماه ۱۳۹۸ اینجانب استعفای خود را از عضویت در انجمن شعر و ادب تورکمنی میراث بصورت سرگشاده اعلام میدارم چرا که اساسا هئت مدیره ای برای انجمن نمی بینم که بخواهم استعفایم را تقدیم حضور مبارکشان نمایم!
با درود بی پایان :
توی محمد ایازی☆غریب
۱۷تیر ۱۳۹۸
لازم به ذکر است که از نگارش این متن بیش از ۲سال میگذرد دوسال روی اینهمه سال صبر نموم تا بلکه فرجی حاصل اید بنا به توصیه تنی چند از دوستان و اساتید معزز استعفای خود را به تأخیر انداختم لاکن نشد انچه باید میشد
میراث خون تازه میطلبد
باشد که بعد از ما دلسوزانی پیدا شوند کاری کنند کارستان
با احترام
۲۲تیر ۱۴۰۰


