دیدار با عراز محمد طلبه؛ نویسنده و خادم مسجد – قسمت اول

پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی: در هر جامعه ای انسان هایی وجود دارد که در زندگی هدفی جز خدمت به مردم، عقاید اعتقادات مردم، باورهای مردم و…ندارند. بخاطر غرق شدن در امور دینی و مذهبی امور دنیوی برای این نوع افراد چندان اهمیتی ندارد. گرچه به امورات زندگی جهت گذران و تأمین نیازهای انسانی هم تا حدودی اهمیت می دهند.
چهارشنبه ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۴ همچون ماههای گذشته به همراه چند همکار فرهنگی.اجتماعی .سیاسی و…به دیدار یک فعال دینی.مذهبی درشهر و دیارمان گنبد رفتیم.
طبق قرار بعد از نماز مغرب تا نماز عشاء برنامه داشتیم که الحمدالله همگی قبل از نماز مغرب به محل قرارمان حوزه و مسجد مرحوم آت جان آخوند قوجقی رسیدیم.
ابتدا پس از سلام و علیک واحوالپرسی نماز مغرب را به جماعت اقامه کردیم بعداز درسالن مخصوص درمکان های در نظر گرفته شده نشستیم .
ابتدا پذیرایی مختصری بخصوص از روزه داران نیمه شعبان بعمل آمد. در زمان خوردن آب میوه و شیرینی در رابطه با مسائل جامعه کمی صحبت به میان آمد تا اینکه جلسه بصورت رسمی ساعت ۱۷ و۴۵ دقیقه آغاز گردید.
ابتدا مدیر مسئول مؤسسه ترکمن دیار عبداللطیف ایزدی با قرائت شعری از مختومقلی فراغی، مختصر فعالیت خود و همکاران را بیان داشتند و گفت این نشست پانزدهم موسسه ترکمن دیار است.
همچنین وی اعلام نمودند که فردا پنجشنبه در مکان بنیاد علمی دکتر بسکی مراسمی بخاطر ثبت نام شاعر ترکمن در تقویم رسمی کشورمان که ۲۱ اردیبهشت می باشد برگزار می گردد و همگان را به آن مراسم دعوت نمودند.
سپس از استاد طلبه تقاضا نمودند که سخنان خودشان را شروع نمایند.
عراز محمد طلبه فعال دینی مذهبی وهمچنین همکار فرهنگی ما با سلام وخوش آمد گویی درحدود ۲۵ دقیقه با معرفی خود کلیه فعالیت خودشان رادراین حوزه بیان داشتند که مختصرا آنرا بیان می دارم:
بنده عرازمحمد طلبه متولد۱۳۴۰ فرزند مرحوم حاج حمید طلبه هستم محل تولد من روستای کوچک اولوم می باشد.بنده دوران ابتدایی را درروستا ودوران راهنمایی ودبیرستان را درشهر گنبد گذرانده ام
درسال های ۱۳۶۱شمسی فعالیت حوزوی خودم را دراین مسجدشروع کردم.علاوه بر آن چون شغل اصلی بنده دبیر قرآن وعربی است بمدت سی سال درمدارس شهر ودیارمان هم تدریس نموده ام.
دردوران تدریس درمدارس دراین مسجد و حوزه کلاس های آموزش دینی وقرآن را بعداز نماز مغرب تا عشاء با حضور ۲۵ الی۳۰ دانش آموز برگزارکردم. که کلاس ختم قرآن مهم ترین فعالیت من بود.
یک خاطره ای از آنروزها با اجازه حضار محترم بیان می دارم درآن سال ها دانش آموزی داشتم بنام مرحوم فرزاد جهانی دانش آموز نخبه.علاقه مند به دروس دینی و…که با دوچرخه اش از اطراف شهرمان به مسجد می آمد.
بعدها به ترکیه مهاجرت نمود ومدرک پزشکی را درآنجا گرفت.روزی مادرش به من خبرداد که پسرش دوکتاب قرآن بهمن هدیه فرستاده است.بعداز ۲۰ روز دوباره مادرش به من خبر داد که پسرش براثر بیماری سرطان فوت نموده است.
من نمی دانم چه حکمتی درارسال دو کتاب قرآن با فوت سریع او نهفته است .پسری بود بسیار با ایمان وصبورو… همیشه به مادرش میگفته:
مادرم بیماریمن هم حکمتی دارم من راضی هستم به تقدیرالهی. بابت این وضع وحالم اصلا خودتان رابه دردسرنیندازید.خواست خدا بوده کهمن درچنین وضعیتی به دیدار خداوند منان بروم ازمن راضی باشید و….
بهرحال من دردوران تدریس درمدارس با اجازه مدیران مدارس آموزش نماز هم داشتم.گاهی والدین بخاطر عدم علاقه مندی فرزندانش به من زنگ می زدم و…
با توجه به این کتابی تصمیم گرفتم کتابی بنویسم دررابطه با آموزش فرزندان به نماز. پس از چندسال با زحمت فراوان اولین کتابم را نوشتم بنام آموزش نماز همراه باتصاویر و بزبان ساده وروان که برای کودکان بسیار جذاب بود.
ابتدا با چنداساتید مشورت کردم بعداز نوشتن کتابم .این کتاب رابه دانش آموزان نخبه مدارس نشان دادم تا اشکالات آنرا برای من بگویند و…
بالاخره درسال ۱۳۸۲ درتیراژ دو هزار جلد انتشاردادم که با استقبال بسیارخوبی روبرو گشت بطوریکه تابحال ۱۱ سری بچاپ رسیده است.
این کتابدراستان گلستان.ودرشهرهای زاهدان شیرازو…با استقبال روبرو گشت .
حتی خیلی ازجوانان بخاطر اینکه این کتاب توانسته بود آنها را درزمان گزینش ومصاحبه کمک کند ازمن تشکر کردند.
امامتأسفانه امروزه دررابطه با کتاب دومشکل بزرگ وجوددارد .هزینه بالای چاپ ودیگری عدم استقبال مردم از کتاب.
مثلا من اولین مرتبه کتابم را به هزارتومان بعد ده هزارتومان.و بعدها پنجاه هزارتومان.
بعداز چند مدتی متوجه شدم که خیلی از والدین با فرزندانشان دررابطه با خواندن نماز.وعدم علاقه مندی فرزندان به نماز مشکل دارند لذا با چندسال زحمت کتاب دوم خودم را باعنوان نماز وتربیت فرزندان نوشتم.
چون خیلی از والدین میگفتند با اجبار وتنبیه نمی شود این مشکل را حل کرد.
من دراول کتاب مطالعه این کتاب را به همه علاقه مندان تربیت کودکان توصیه نمودم
بنده درسال ۱۳۹۰ شمسی به سفرحج تمتع رفتم درآنجا متوجه شدم که خیلی از حجاج در نحوه برگزاری حج تمتع وعمره مشکلاتی دارند.لذا تصمیم گرفتم کتاب سوم خودم را با عنوان آموزس آسان حج وعمره بنویسم.
پس از چند سال بالاخره این کتابم را چاپ کردم .اتفاقا این کتاب هم خیلی با استقبال مردم بخصوص زائران خانه خدا روبرو گشت.
بنده دراین کتاب نحوه انجام فرایض دینی را درشهر مدینه یا مکه درسفر حج عمره یا حج تمتع با مشورت باکارشناسان زیادی نوشتم چون درک دعاهای زبان عربی سخت بود دعاها را بزبان ترکمنی نوشتم
بعداز این سه کتاب اوقات شرعی نمازهای یومیه را نوشتم
ابتدا پیش استاد عبدالجبار آخوند نیک نهاد که سی سال پیش کتابی دراین موردچاپ کرده بود بیست سال پیش رفتم ومشکلات جامعه را باتوجه به این موضوع بیان داشتم.
استاد این جداول را ازآخوندی بنام نورمحمد اخوند که ازترکیه آورده بود گرفته بود.من به استاد گفتم با نوشتن این جداول برای من مسئولیتی نداشته باشد.استاد گفت نه مسئولیتی ندارد.
همانطوریکه همگان می دانند درشهرو دیارمان درهنگام نماز هر چنددقیقه یک اذان گفته می شود که این چندان شایسته نیست چون افق شهر یکی است.بنظرم باید همه همزمان طبق جدول شرعی اذان بگویند.
گاها اذان اول با اذان آخری نیم ساعت درشهرمان فاصله دارد.اما درشهر زاهدان اوقات نماز را درجمعه ها اعلام می دارند وزمان شان هم یکسان است.
اگر بخواهم نحوه ماندگاری خودم را دراین مسجد وحوزه بیان نمایم باید بگویم:
من درسال۱۳۷۱ قصد خرید خانه را داشتم بخاطر همین پیش استاد رفتم وگفتم استاد شاید خانه را من جای دیگری بگیرم استاد تعجب کرد وگفت:
مگر میشه ؟ کی باید بعداز من این مسجد وحوزه را اداره کند
بعد استاد درطول دوهفته یک خانه ای برای من ازآقایی بنام رحمت بنا پیدا کردند.ومن ازسال ۱۳۶۱ تا بحال دراین مسجد وحوزه مشغول خدمت رسانی به مردم از جمله اقامه نماز جماعت.برگزاری نماز تراویح .آموزش قرآن .احکام و…هستم.
WWW.ULKAMIZ.IR






