نقدی بر سخنان استاد تنگلی

پایگاه خبری اولکامیز – ملا دانیال پقه : با سلام وعرض ادب خدمت دوستان عزیزِ کانال و سایت اولکامیز .
چند وقتی هست استاد محترم عبدالرحمن آخوند تنگلی بزرگوار و تنی چند از شاگردانش با استناد به احادیثی فرموده اند که بیماری مسری در اسلام وجود ندارد….
بنده نمیخواهم از لحاظ اجتماعی به سخنان استاد بزرگوار بنگرم چرا که متخصصین این امر بهتر از بنده نظر میدهند، اما میخواهم از لحاظ صحت و یا عدم صحت استناد استاد به احادیث مشارالیه بحث کنم.
۱:بحث سرایت و یا عدم سرایت یک مسئله ی پزشکی هست و نه دینی که بگوییم در اسلام نیست و در پزشکی هست، قاعدتا باید در ابحاث پزشکی باید دین موافق علم باشد.
۲:استاد عزیز چنانکه خود در حوزه ها تدریس میکنید این احادیثی که فرمودی ظنی هست هم از لحاظ دلالت بر معنایی که شما اراده کردی و هم از لحاظ ثبوت حدیث، اما علم اینجا بطور قطع میگوید که بله بیماری مسری وجود دارد، حالا چنانچه اهل حوزه میدانند در وقت تعارض دلیل ظنی شرعی با دلیل قطعی علمی یا باید حدیث رو به معنای درست تاویل کرد یا از درجه اعتبار ساقط است! (نگاه شود الانتباهات المفیده فی حل الاشتباهات الجدیده،شیخ اشرفعلی تهانوی رحمه الله تعالی)
حالا بیاییم حدیث را کاملتر بخونیم تا به معنای درست حدیث پی ببریم.
۱۱- [عن أبی هریره:] لا عَدْوى ولا طیرهَ ولا هامهَ ولا صَفرَ، وفِرَّ مِنَ المجذومِ کما تَفِرُّ مِنَ الأسدِ. رواه البخاری
ترجمه: سرایت وجود ندارد…. از شخص جذام (مرض مسری) دیده چنان فرار کن که از شیر فرار میکنی.
در اینجا در ابتدای حدیث چنان بر می آید که سرایتی وجود ندارد چنانکه بعضی از علما رحمهم الله تعالی گفتند اما با توجه به انتهای حدیث که میفرماید از شخص جذام دیده فرار کن، بعضی از علما نیز گفته اند بله سرایت وجود دارد اما با خلق و اراده خداوند نه اینکه بیماری خود به خود و بدون اراده خداوند سرایت کند. و ابتدای حدیث را نیز اینگونه تاویل و تفسیر کردند که بیماری خود به خود و مستقلا سرایت نمیکند.
حالا معنای حدیث معلوم شد که چنانچه استاد بیان کردند هم نیست چون در مقابل بسیاری از علما معنایِ سرایت شونده بودن بعضی از بیماری ها را از حدیث استخراج کرده بودند.
و با توجه به قاعده ای که گفتم (هرگاه حدیث ظنی با علم قطعی متعارض شود حدیث را باید تاویل کرد) باید عدم سرایتی که در ابتدای حدیث ذکر شده را تاویل کنیم به معنای اینکه بیماری خود به خود و بدون اراده خداوند سرایت نمیکند….
بعد از نگارش این چند سطر شرح خیلی خوبی را از علامه عبدالفتاح ابوغده رحمه الله تعالی که به حق شیخ الحدیث احناف در عصر حاضر بود دیدم که باعث روشنی دیدگانم شد.
شرح کامل حدیث توسط عبدالفتاح ابوغده رحمه الله تعالی رو با ترجمه مولوی دهواری با دقت و حوصله توجه کنید:
عن أبی هریره رضیاللهعنه قال: قال رسول الله صلیاللهعلیهوسلم: «لَا عَدْوى ولا طِیَرَهَ، ولا هامَهَ ولا صَفَرَ، وفِرَّ مِنَ المَجْذُومِ کما تَفِرُّ مِنَ الأسَدِ».
علامه عبدالفتاح ابوغده در تعلیقات خود بر ڪتاب «المصنوع» ملا علی قاری – رحمهم الله- میگوید: معنای این حدیث نزد من این است: «لا عدوی»؛ یعنی برخی از شما بعضی دیگر را مبتلا به مرض نڪند؛ یعنی ڪسی ڪه به بیماری واگیرداری مبتلا هست از مخالطه با افراد سالم پرهیز ڪند، به خاطر ترس از اینڪه به تقدیر الله افراد سالم مبتلا به آن مرض نشوند.
لفظ “لا” برای نهی است، همانطور ڪه الله تعالی در قرآن میفرماید: «فَلا رَفَثَ ولا فُسوقَ و لا جِدالَ فی الحج»؛ یعنی شخص حاجی در هنگام حجڪردن از جماع، فسق و جدال پرهیز ڪند.
همچنین لفظ “لا” در این قول پیامبر صلیاللهعلیهوسلم: «ولا طیره»، لای نهی است؛ یعنی فال نگیرید و شومفالی نڪنید با فال گرفتن.
عرب در زمان جاهلیت شوم فالی میڪردند با فال گرفتن ڪه آن شوم فالی آنها را از مقاصدشان باز میداشت.
«ولا هامه»؛ یعنی فال شوم (بدفالی) نگیرید به جغد یا آن چیزی ڪه عرب گمان میڪردند ڪه اگر انتقام مقتول گرفته نشود، روحش به جغدی تبدیل گشته و تا زمانی ڪه انتقامش گرفته نشود، میگوید: مرا بنوشانید!
پس اسلام آنها را از همهی این اعتقادات باطل نهی ڪرد.
«ولا صفر»؛ یعنی فال شوم نگیرید به ماه صفر؛ زیرا ڪه بر آنها خیلی سنگین بود؛ چون آنها از ماههای حرامی ڪه در آن از قتل و غارت و انتقامجویی منع شده بودند، خارج شده وارد ماه صفر میشدند و در آن به ڪشت و ڪشتار و… میپرداختند. این سبر شده بود ڪه گمان ڪنند ڪه ماه صفر، شوم است. پس اسلام آنها را از اعتقاد نهی ڪرد؛ زیرا “زمان” از این لحاظ ڪه “زمان” است مقتضی شومی نیست و ضرری برای انسان هم ندارد.
شومی یعنی ضرر به سبب آن چیزی بدی ڪه انسان در آن وقت انجام میدهد، میآید.
پس همان بدیای ڪه انجام میدهد شومی است بر زمان و وقت.
و قول پیامبر صلیاللهعلیهوسلم: «وفرِّ من المجذوم فِرارک من الأسد»، قسمت دوم همان حدیث است و آن طور ڪه بعضی گمان میڪنند حدیثی دیگر نیست.
پس
اول و آخر حدیث با هم ارتباط ڪاملی دارند.
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بیماری را ڪه مبتلا به مرض واگیر است از اینڪه در جمع مردم سالم داخل شود، نهی ڪردند تا بهتقدیر الله آن بیماری به آنها سرایت نڪند و موجب اذیت و آزار آنها نشود.
همانطور ڪه شخص سالم را بدین امر ڪرد ڪه از اسباب مریضی و اذیتی بیماریِ واگیر دوری ڪند و خود را به تقدیر الله تعالی از آن در امان نگه دارد.
و این معنی بصورت ڪامل و وافر با حدیث بخاری و مسلم موافقت دارد: «لا یُورِدَنَّ مُمْرِضٌ على مُصِحٍّ»؛ در این حدیث نهی ڪرده است از اینڪه شتر مریض در میان شتران سالم بُرده شود.
این ثابت ڪننده واگیر و مسری بودن برخی بیماریهاست.
نه تنها اسلام مُسریبودن را در اشیای حسّی ثابت ڪرده، بلڪه آن را در معنویات هم ثابت ڪرده است؛ زیرا ڪه رسول ڪریم صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: «الرَّجُلُ علی دین خلیله، فَلیَنظُر أحدڪم من یُخالِل»؛ انسان بر دین دوستش هست، پس هر یڪ از شما بنگرد ڪه چه ڪسی را به دوستی برمیگزیند.
و همچنین در جای دیگر میفرماید: «لا تُصاحِب إلا مؤمناً، ولا یأکل طعامک إلا تقی»؛ جز با مؤمن همراه نشو و غذایت را جز فرد پرهیزگار، دیگری نخورد.
و در حدیثی دیگر میفرماید: «ڪل مولود یُولَد علی الفطره، فأَبَواهُ یُهَوِّدانِهِ أو یُنَصِّرانِه أو یُمَجِّسانِه»؛ یعنی پدر و مادر، بچه را به سبب مخالطه با خود، یهودی یا نصرانی یا مجوسی میڪنند. / ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
www.ulkamiz.ir




با سلام
در طول یکصد سال اخیر در تورکمن صحرا چندین بار بیماری های مسری کشنده شیوع داشت. حصبه، سیاه سرف، سل، ایچ گچمه (کلرا)… که باعث مرگ و میر دسته جمعی شد حالا هم کرونا…. آخوندهای تورکمن بجای به چالش کشیدن مقامات رسمی که چرا واکسن تهیه نمی کنند و افراد را واکسینه نمی کنند و چرا امکانات بیمارستانی منطقه تورکمن آنقدر پایین است که بیماران در راهروها و کریدورهای بیمارستان جان می دهند.. چرا ماسک و دیگر وسایل بهداشتی را بصورت رایگان در اختیار مردم قرار نمی دهند- حالا بگذریم مثل کشورهای اروپایی جبران ضرر مادی مغازه دارها و دیگر شرکت ها را جبران می کنند— بجای این سئوالها .. اگه حرفتشان مستدل باشد پس بیماری های مسری را که شاید خود آخون هم شاهد آن بوده را چطور توجیه می فرمایند