گزارش

پاسداشت یادِ مرحوم هوشنگ ایری، بایرام سبحانی و یوسف صفایی در کلاله + تصاویر

پایگاه خبری اولکامیز – قمرالدین سیدی:  یکصدو شصت و دومین نشست ماهانه‌ی جمعیت فرهنگی هنری مختوم قلی کلاله علی رغم گرمای طاقت فرسا و نقص فنی وسایل سرمایشی سالن در مورخه سی ام تیر ماه هزار و چهارصد و دو که به یاد سه نویسنده و شاعر فقید ترکمن صحرا که سرمایه های معنوی این دیار بودند اختصاص داشت با ماه محرم تقارن یافت که به نوعی با فضائل و معنویات این ماه همخوانی داشت.

در این نشست که برای توضیح و تنویر شخصیت فرهنگی آنان که با قلم توانا و اندیشه رسایشان رسالت انسانی خویش را نسبت به جامعه و انسان های همنوع خود به نحو احسن انجام داده بودند، طبق برنامه از پیش تعیین شده، سخنرانانی از فعالین و شخصیت های فرهنگی انتخاب گردیدند تا در این خصوص به حاضرین علاقمند ایراد سخن نمایند. طبق رسم دیرینه و به اقتضای ادب، سخن از بزرگان را بزرگ و سالخورده این عرصه، استاد قربان صحت بدخشان که در این حیطه موی سر به دست آسیاب روزگار سفید کرده  و کوله باری از تجربه را درکارنامه فرهنگی خویش به خود اختصاص داده بود آغاز کرد. او باب سخن را از زندگی محقق و شاعری نام آشنا به نام بایرام گلدی سبحانی که تار و پود وشیرازه زندگی را جهت رشد و واعتلای فرهنگ قوم ترکمن هزینه نموده بود آغاز کرد.

استاد بدخشان افزود: بایرام گلدی سبحانی اگر چه بضاعت مالی چندانی نداشت ولی بضاعت و توانایی اندیشه و تفکر او با توجه به مطالعات مستمر ایشان، چراغ منیری بر شب های تار افکار جوانان و نو اندیشان تازه به میدان رسیده این دیار بود که با برگردان کتاب هایی از نویسندگان بزرگی چون بردی کر بابایف ، کریم قربان نفس اف، قربان نظر عزیزف و.‌.. از حروف کریل و لاتین سیر و سلوکی نو را فرا روی راه آنان قرار داد.

وی گفت : از جمله ویژگی های بارز ایشان مهمان نوازی او بود که از حضور دوستان بسیار خوشحال می شد و  با حضور آنان سفره دل و عقل خویش را نیز گسترانیده و از زمین و زمان ،و از وقایع روز و روزگار، و از مشکلات فرهنگی و فقر فرهنگی سخن به میان می آورد‌. وی از صدای خوش و طنین صدای او در خوانش اشعار گفت که این امرباعث می گردید که علاقمندان زیادی در حیطه شعر وادب در مراسمات و عروسی ها به دور او حلقه زنند و پاسی از شب را به جای های هوی بی هدف شبانه، به آشنایی راز و رمز اشعار ادیبانه سپری نمایند.

سخنران بعدی این نشست دوست بزرگوارمان استاد حاج حمید کمی بود وی گفت: گرچه مرگ حقیقتی جدایی ناپذیر است ولی انسان ها در به باور گنجانیدن این امر سخت در تحیّر بوده و هستند. هر انسانی اخلاق و رفتار خاص خود را داشته و با آن ویژگی پا در مناره هستی می نهد. و با آن رفتار و نگرش خاص ، در تیپ و طیف های متفاوت، زندگی پر هیاهوی خود را از سرمی گیرد.

 اکنون شخصیت هایی چون بایرام گلدی سبحانی، یوسف صفایی و هوشنگ ایری را که یادواره‌ی آنان در حال برگزاری است به خاطر خدمت به فرهنگ و مدنیت و ادبیات ترکمن و اهداف مشترکشان می توان در یک سنخ و گروه قرار داد. جای بسی تاثر و تاسف است که تعداد این طیف و گروه که جانمایه عمرشان را در طَبَق اخلاص نهاده و به خاطر رشد واعتلای فرهنگ و مدنیت قوم ترکمن دو چندان تلاش کرده و می کنند بسیار انگشت شمارند.

وی افزود : چنین پیوستگی و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری را در زندگی گیاهان و جانواران هم می توان مشاهده کرد زیرا که زندگی و چرخه زندگی بیشتر جانواران از پالایش پاک اکسیژن و باز پس گیری دی اکسید کربن، توسط تعداد اندک گیاهان صورت می پذیرد.

در زندگی اجتماعی انسان ها نیز تعداد معدودی از انسان ها سرآمد جامعه بوده و در چگونگی زندگی بیشتر انسان ها سره را از ناسره تشخیص داده و سراج منیر آنان درمسیر زندگی می گردد. که مرحوم یوسف صفایی نمونه بارز آن بود.

وی گفت : یوسف صفایی یکی از محققین و منتقدین ادبی فرهنگ و ادبیات قوم  ترکمن بود که در این راستا با توجه به علاقه خاص خود به زبان و تاثیر آن، مدرک فوق لیسانس زبانشناسی خود را در کنار تعلیم و تعلم درسنگر آموزش و پرورش به نو آموختگان، با عنوان معلم ضمن خدمت اخذ نمود. وی در دانشگاه پیام نور نیز در این رشته تدریس داشت. و با زبان های فارسی ، انگلیسی، ترکی، عربی، روسی و هندی آشنایی کامل داشت و به راحتی به این زبان ها مکالمه می کرد.

حاج حمید کمی گفت: یوسف صفایی در سرودن اشعار ترکمنی با تخلص سایه،  روش و اسلوب خاص خود را داشت و به خاطر افتادگی و فروتنی و اقتضای ادب ، هیچ وقت خود را در ردیف و زمره شاعران به حساب نمی آورد.

سومین سخنران این نشست دوست بزرگوار فاضلمان نیاز محمد اونق بود. وی سخنان خود را با قطعه شعری از هوشنگ ایری(شیدا) آغاز کرد:

مانگا بو دۆنیأده کأن زات گرِک دأل

غوشغولارئم بیلـِن ایله سان بوُلسام،

سؤزه بای آدام لانگ یانئندا بوُلوپ

شوُلار بیلـِن دینگه جانا جان بوُلسام.

وی افزود: این صحرای زیبا هیچ زمان عاری و خالی از ساز و دوتار و بری از جوانان برومند عاشق دیار نبوده و نخواهد بود. یکی از نمونه های بارز و رعنای این میدان که نابه هنگام دیدگان بی رمص خویش را از این هستی ناپایدار فروبست و ما را نیز به غم و اندوه افکند شاعر خوش ذوق و قریحه این دیار هوشنگ ایری بود. وی گفت: بیایید در حال با دنیای درونی و معنوی و الهامات شاعری و ذوق و قریحه بی انتهای این شاعر بی وقت آرمیده بر خاک این دیار آشنایی پیدا کنیم. آن مرحوم در اوان کودکی و نوجوانی زندگی خویش را با ساز و دوتار آغاز کرد وبا علاقه و اخلاص تام در این گونه جلسات حضور پیدا کرد. او دنیای شاعری را بسیار دوست داشت و به همین خاطر با نشست و برخاست با سالخوردگان و تجربه اندوختگان این عرصه حال وهوای روحی خویش را ارتقا داده و خود نیز یکی از تجربه یافتگان این عرصه گردید.

او به نوعی آچار فرانسه عرصه هنر بود و با آلات موسیقی، نی و دوتار و ساز و آواز غریبه نبود و زندگی وی مصداق این شعر دءولّت مأمِد بال قزل بود:

میلیس لی، مسگِن لی، غوُل لارئ سازلئ

ییگییت لِر ایچینده بیلبیل اوُوازلئ

استاد نیاز محمد اونق گفت: شاعر هوشنگ ایری بیشتر دوست داشت وجود روحی خویش را در دریای بی انتهای اشعار غوطه ور نماید تا بدین وسیله خود نیز به دریای از اشعار تبدیل گردیده و آلام و دردهای ایل را به نحو متعالی به تصویر بکشد.  او به قواعد قرائت اشعارنیز بسیار علاقمند بود و همانند کریم غوربان نپس اف با قرائت زیبای خود به کلمات مرده و بی روح جان می بخشید. حال که قرائت اشعار ایشان که برخواسته از چشمه ی گوارای روح او بود در کانال های تلگرامی به سمع مشتاقان شعر و ادب رسیده ، خود نیز به خزائنی از اشعار ادبی تبدیل گردیده و خیل عظیمی از علاقمندان را به دور کندوی گورای عسل گونه اشعار خود جمع نموده است.

استاد اونق گفت : مرحوم هوشنگ ایری خیلی دوست داشت که با بزرگان عرصه‌ی ادبیات و فرهنگ و هنر نشست های متمادی داشته باشد ولی حیف که دهره دهر مجال و فرصت زندگی را از ایشان ربود و ایشان که از نظر افکار و اندیشه هم طراز و همفکر شاعر فقید دولت محمد بال قزل بود اکنون آخرین منزل و مأوای آنان نیز در آرامگاه بهاالدین در یک جا و مکان متقارن به هم، وهمسایه ی همند. روحشان شاد و روانشان گرامی باد.

آنچه که در حاشیه این نشست گذشت:

۱- نو نهالی به نام طه دلبرده قرآن تلاوت نمود.

۲-در این مراسم بعد از تلاوت قرآن،سرود ملی نواخته شد

۳- در این مراسم دانش آموزان دختری به نام های سایرا برزین و ساینا امامی اشعاری از دیوان مختوم قلی و بردی ناظار خدای ناظارف قرائت نمودند.

۴- مقاله ای در خصوص شخصیت علمی بایرام گلدی سبحانی توسط قلیچ دردی تکه قرائت گردید.

۵- شاعرانی به نام های  محمد کریم محمدیان، گوزل آنه محمد زاده ،  عبدالقهار صوفی راد و قمرالدین سیدی  در خصوص شخصیت فرهنگی- ادبی این شاعران سروده های خود را قرائت نمودند.

۶- مجریان این مراسم : ۱-خانم مریم زمانی(شاعره) ۲-  خانم طواق خدمتگزار( شاعره) بودند.

* تیتر از اولکامیز است

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا