مطالب ویژه

جناب آقای دکتر سارلی؛ بالاخره مرکز و خاستگاه مدنیت ترکمن‌صحرا کجاست؟

پایگاه خبری اولکامیز – حقیر چندان در بند این نیستم که علم و فرهنگ یک ملت از کجا آغاز شده و یا به کدام سمت جغرافیایی درحرکت  است. مهم ذات علم و فرهنگ است که بدون دخالت نابجای افراد در خدمت آسایش و راحتی جوامع بشری باشد.

علم و فرهنگ محصول مشترک بشری است. همه جوامع  در آن سهیم هستند. هر ملتی بسته به شرایط خود چیزی بر آن افزوده‌ است. یکی بیشتر یکی کمتر. اما در مراحل مختلف تاریخی با تجمع انسان‌های فرهیخته و اندیشمند، مناطقی از جهان به کانون علم و هنر تبدیل شده است. این مراکز با تأثیرپذیری از متفکران خاصی از مناطق مختلف جغرافیایی، هسته اصلی اندیشه‌گی خود را بوجود آوردند.

همانطور که تفکر و اشعار مختومقلی بعداز قرن دوازده هجری ستون اصلی همه مراکز علمی و فرهنگی ترکمن‌ها در هر ناحیه جغرافیایی بوده و هست. به همین دلیل شخصیت‌هایی چون مختومقلی فراغی را شخصیت‌های ملی می نامیم. حتی گاهی پا را فراتر گذاشته و متعلق به تمام بشریت می دانیم. اما بایستی قبول کنیم که مختومقلی و مختومقلی‌های جهان نیز از اندیشه و اندیشمندان ملل دیگر تاثیر گرفته‌ و آن را بازتولید کرده اند. به این ترتیب همواره اتمسفر فرهنگی جهان تازه و لطیف نگه داشته شده است.

کوموش‌دپه نیز در برهه‌ای از تاریخ بنا به شرایط خاص خود به مرکز علمی و فرهنگی ترکمنصحرا تبدیل شده بود. حتما این مرکز مدنی نیز بنابه ضرورت تاریخی مشامشان از شمیم روحبخش افکار مختومقلی، مسکین قلیچ و دیگر بزرگان مردم خود معطر گشته است. حتی مسکین قلیچ یکبار در کوموش‌دپه حضور یافته و با شاعران این شهر هم صحبت شده است.

در مورد سابقه تاریخی و مدنیت درخشان کوموش‌دپه لازم به ارائه فاکت و توضیح نمی بینم. زیرا آنچه که عیان است حاجت به بیان نیست. چنان روشن و پرفروغ است که هیچ تلبیس و تدلیسی یارای کتمان آن نیست و نخواهد بود. مردم قدردان کلاله و حومه به خوبی می دانند پدر علمشان تربیت یافته و برخاسته از کدام سوی جغرافیای ترکمنصحراست.

از آنجایی که در مراسم‌ بیستمین سال تاسیس جمعیت مختومقلی کلاله حضور نداشتم. اما در گزارش منتشره در کانال اولکامیز از قسمت‌هایی از برنامه‌‌های اجرا شده در این مراسم مطلع شدم. این گزارش فرازهایی از سخنان دکتر ارازمحمد سارلی را نیز شامل می‌شد که متاسفانه برخی سخنان ایشان برخلاف درخواستشان مبنی بر وحدت جمعیت‌های فرهنگی ترکمنصحرا، شائبه تشتت و تشویش افکار را می داد.

با اینکه برخی از این سخنان حس خوبی در من ایجاد نکرد، مع الوصف به تبعیت از مثلی ترکمنی “گپی آیداندان بتر، گپی ائزارلان گپچی”، از نوشتن نقد بر آن سخنان صرف نظر کردم. اما با گزارش دوم لطیف ایزدی که با تیتری از سخن دکتر سارلی مربوط به کوموش‌دپه که بسیار غیرحرفه‌ای و غیرمسئولانه انتخاب شده بود، و حتی این گزارش احتمالا با هدفی خاص به صورت اختصاصی به پی وی من نیز ارسال شده بود. با این وجود در اظهار نظر خود مردد بودم. در میان این دو دلی‌ها چشمم به مطلب تازه ای از دکتر سارلی افتاد که در آن نوشته ایشان از سوء برداشت سخنانش گفته و به نوعی از مردم کوموش‌دپه عذرخواهی کرده بود.

اولا از جناب دکتر سارلی با آن همه سبقه علمی و رسانه‌ای بعید است که با نسنجیده گویی، خود را در موقعیت این چنینی قرار دهند و خود را به عسر و حرج بیاندازند. دوما از لطیف ایزدی با آن همه سابقه خبرنگاری به مانند “رسانه‌های زرد” با نیت “ایکی آدام اوروشسئن مانگا ایکی ائریال چئقسئن” جایگاه این شغل شریف را این چنین پایین آورده‌ اند.

اما جناب دکتر سارلی، جنابعالی را به برخی صحبت‌هایی که در گذشته در مورد کوموش‌دپه می فرمودید، ارجاع می دهم. بطور مثال، سالیان پیش در مصاحبه ای که با این حقیر در فصلنامه فراغی داشتید، در سوالاتتان از کوموش‌دپه به عنوان مرکزیت مدنی ترکمنصحرا نام بردید. باز در یکی از مراسمات مختومقلی در کوموش‌دپه در سخنرانی خود دوباره این سخنان را در حضور مردم کوموش‌دپه تکرار فرمودید.

همچنین اخیرا  در یکی از پست های اینستاگرامی خود که هنوز هم موجود است، برای چندمین بار این صحبت‌های خود در باره مرکزیت مدنی کوموش‌دپه را تکرار کردید. اما تعجب می کنم که در مراسم بیستمین سال جمعیت مختومقلی کلاله درست برعکس سخنان قبلی خود خاستگاه علم و فرهنگ را نه کوموش‌دپه بلکه کلاله عنوان می کنید.

بنده همانطوری که در اول این نوشتار گفتم، زیاد در بند خاستگاه و سمت و سوی حرکت جغرافیایی علم و هنر نیستم. اما در عجبم که گویا جنابعالی نظرات خود را بر اساس موقعیت و مکان محل سخنرانیتان انتخاب می کنید و به تشویق موضعی برخی حضار اهمیت می دهید. حال سئوال بنده این است. “جناب آقای دکتر! بالاخره خاستگاه و کانون تاریخی مدنیت ترکمنصحرا کجاست؟”

 حمید کمی

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۲ دیدگاه ها

  1. پاسخی به اقای سارلی درباره مرکز مدنیت ترکمن صحرا

    درباره مرکز مدنیت ترکمن عین صحبت های رییس انجمن مفاخر معماری ایران عینا نقل می گردد مبنی بر اینکه قدیمی ترین یافته های باستان شناسی منطقه شمال که در شمال گنبد کاووس یافت شده پیشینیه سکونت و زیست را در منطقه ترکمن صحرا به بیش از هفت هزار سال پیش می رساند.
    {{{{ “سید علیرضا قهاری” رییس انجمن مفاخر معماری ایران به خبرنگار حوزه میراث فرهنگی باشگاه خبرنگاران گفت: ترکمن های ایران در شرق دریای خزر، منطقه ترکمن صحرا و اطراف رودخانه های اترک و گرگان رود سکونت دارند از شهرهای مهم ترکمن های استان گلستان می توان به گنبد کاووس، بندر ترکمن، کلاله، آق قلا، گمیشان، مراوه تپه، سیمین شهر و اینچه برون اشاره کرد.
    وی افزود:ترکمن های ایران از اقوام ترک تبار و مسلمان ایرانی هستند که به زبان ترکمنی سخن می‌گویند و از نظر فرهنگی با سایر مردمان ترک گروه زبان های اغوز نظیر آذربایجانی ها و ترک های استانبولی نزدیک هستند.
    قهاری تصریح کرد:ترکمن صحرا که اکثریت نسبی جمعیت آن را ترکمن ها تشکیل می دهد، جلگه ای‌‌ رسوبی هموار است که از عقب نشینی دریای خزر و تجمع رسوب های رودهایی نظیر اترک و آق سو به وجود آمده، این جلگه عریض ترین بخش جلگه های کاسپینی بوده که استان های گلستان و خراسان شمالی را در بر می گیرد و با طول ۴۰۰ کیلومتر از غرب به شرق گسترده است.
    رییس انجمن مفاخر معماری ایران بیان کرد: ترکمن صحرا و دشت گرگان، تاریخی بسیار کهن دارد این منطقه به همراه شهرها و حوزه های باستانی معروف چون داهه (دهستان)، نیشابور، مرگیانا (مرو)، نیسا (نسا)، تپورستان (طبرستان) و کومش دفه ، تاریخ با ارزشی بوجود آورده اند.
    وی اظهار داشت:قدیمی ترین یافته های باستان شناسی منطقه شمال (سفالینه ها و دست ساخته های بشر که در شمال گنبد کاووس یافت شده) پیشینیه سکونت و زیست را در منطقه ترکمن صحرا به بیش از هفت هزار سال پیش می رساند.
    قهاری تصریح کرد:گنبد کاووس – مرکز ترکمن صحرا – که نام خود را از بلندترین برج آجری دنیا (که یک هزار سال پیش بنا یافته است) گرفته، دومین شهر بزرگ استان گلستان پس از گرگان بوده از این شهر در دوران باستان به نام هیرکان یاد شده است.
    رییس انجمن مفاخر معماری ایران بیان کرد:این شهر سالیان طولانی، هنگام حکمرانی آل زیار، پایتخت ایران بوده شهر کنونی (پس از نابودی کامل بواسطه زلزله) از نو، به سال ۱۳۰۵ در دوران پهلوی اول بنیان نهاده شد و به سپاس از قابوس بن وشمگیر، سلطان آل زیاری نام آن را گنبد قابوس (که اکنون به گنبد کاووس تغییر یافته است) نهادند و نقشه اصلی این شهر توسط شهرسازان آلمانی با الگوی شطرنجی طراحی شده و جزء اولین شهرهای ایرانی است که دارای بلدیه (شهرداری) بوده است.
    وی اظهار داشت :اینچه برون (دماغه باریک)، شهری مرزی در شهرستان گنبد کاووس و مرکز بخش داشلی برون بوده و در زمان های قدیم اطراق گاه مسافران خیوه و استرآباد بوده است.
    قهاری تصریح کرد: ساکنین اینچه برون از طایفه یموت (ترکمن) هستند زمین های اطراف اینچه برون شوره زار بوده و تالاب های آلما گل و آلا گل که از دیدنی های آن است.}}}}

  2. تاریخچه شهرهای ترکمن نشین به صورت ساده :گمیشان:بندرترکمن:گنبدکاووس:

    تغییرمرزهایی که با عث دگرگونی در ترکمن صحرا شد.مناطق ترکمن نشین در استان گلستان بیشتر در اطراف دو رودخانه اترک و گرگان رود قرار دارند .در گذشته نه چندان دور که بیشتر ترکمن ها کوچ نشین بودند ییلاق و قشلاق هر ایل و طایفه متغیربود . در بسیاری از مواقع طوایف ییلاق خودرا تا کنارجنگل های البرز شرقی یعنی تا نزدیکی شهرهای قدیمی مثل رامیان که امروزه آزادشهرجدید ساخت نیزمی آمدند در قسمت ها ی غربی تر استان تا کنارجنگلهای استرآباد (گرگان فعلی) کردکوی می آمدندودامهای خودرا می چرانیدند دراین بین بعضی از طایفه های بدون یورت (یورت محدوده چرای هرایل که به شدت از دفاع می کردند)یا افرادرانده شده از ایل یا طایفه براثر دیه خون در کنار هم قرارمی گرفتند و راهزنی می کردند یا به روستاها و شهرهای اطراف هجوم می بردندو باعث ناامنی می شدند در داخل یک مجموعه ایلاتی ریش سفیدان تصمیم گیری می کنند وقتی که دو خانواده با هم درگیر می شوند و اگرکسی کشته شود خانواده قاتل را مجبوردبه پرداخت دیه می کنند ویا آنهارا مجبوربه کوچ می کنند خانواده قاتل به ایل دیگری پناه می برد تا تحت حمایت آن باشد در غیر این صورت آواره کوهها و دشت ها می شوند و راهزنی می کردند. بعضی از ایلات قشلاق خودرا در آن سوی مرزها ی فعلی در ترکمنستان فعلی می گذراندند . به همین خاطر خیلی ازاین طوایف اقوام زیادی در آنسوی رودخانه اترک داشتند و هنوز هم دارند . مرزهای فعلی براثرشکست ایران از روس ها در زمان قاجارها براثرقراردادهای گلستان وترکمان چای مشخص شد . در محدوده استان گلستان رود اترک مرزایران و روس ها گردیدو جمهوری ترکمنستان فعلی به طور رسمی از ایران جداشد. اما تا انقلاب کمونیستی شوروی در سال ۱۹۱۷ این مرزها محدودیت چندانی نداشتند و رفت وآمدها همچنان ادامه داشت اما از سال حدود ۱۹۲۴ به بعد قطعی مرزهابسته شد و بسیاری از خانواده ها آواره شده بعضی از آنان در آن طرف ماندند و بعضی در این طرف خیلی از خانواده ها نصف شدند برادر در آن طرف مرز و برادر دیگر دراین طرف مرز یا پدر در آن طرف فرزندان در این طرف و برعکس . اما دو استثناء در کل ترکمن صحرا در این زمان وجودداشت اول ایلات گوگلان ها در شرق استان که از گذشته های دور ساکن و یکجانشین بودند و بیشتر در داخل و محدوده جنگل ها بودند . دوم در شهر کومش تپه (گمیشان فعلی ) از سال های دور حدود سال ۱۷۴۰ به بعد یکجانشین شدند و شهری بندری ایجاد شد که از وسط آن رودخانه گرگان می گذشت و وارد دریای خزر می شدو از همان زمان تعداد زیادی از مردم این شهر به تجارت دریایی روی آوردند . اما بیشتر ین تاثیر مرزبندی روی شهر کومش تپه (گومیشان )داشت و این شهررا کاملا دگرگون کرد . این شهر یک از قدیمی ترین شهرهای استان است که مردم آن با کشتی های بزرگ خود به نام ناو به تجارت پرداختند بزرگترین بنادری که به آن رفت و آمد می کردند بندر انزلی و بندر آستارا خان روسیه و بندر بادکوبه یا باکوی فعلی بود. این رفت ها باعث بالا رفتن سطح فرهنگمردم آن شد به خصوص ارتباط با روسیه باعث آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و فکری اروپاییان شد. گومیشان ابتدا شهری فقط با آلاچیق های منظم همانند خیابان در ردیف های مختلف در کنار هم به وجود آمده که در هر ردیف یک طایفه از طوایف جعفربای از ایل یموت قرار داشتند که بعدا بعضی از طایفه هایی از سایر ایلات مثل گوگلان ها و چند خانواده تکه ها به آن اضافه شدند اما ارتباط دریایی باعث شد که گومیشان بتوانند مصالح ساختمانی به خصوص چوب از روسیه و بندر انزلی به شهر خود بیاورندو با استفاده از سنگ ها و آجرهای باقی مانده از دیوار قزل آلان یکی از قدیمی ترین و طولانی ترین دیوارهای جهان که یکی از نگهبانی ها و مجموعه شهری آن در کومش تپه کوچک در شمال گمیشان فعلی قرار داشت مردم آجرهای این مجموعه را از زمین در می آوردند وبه شهر جدید می آوردند و برای پی ریز%:۸.۹!ساخت استفاده می کردند و در بالای آن از چوب ساخته و دو طبقه ساختمان در می آوردند که نمای بیشتر ساختمانها به این شکل بود و از بیرون آنرا با رنگهای زیبا می آراستند این سیستم ساخت برگرفته از الگوی روسی بود که به چوب فراوان دسترسی داشتند این روش ساخت و ساز ویژگی خاصی داشت .
    اول ساختمان های دو طبقه چوبی در محیط گسترده پراکنده شدندو چون از گذشته دور کوچ نشین بودند و همه با هم قرابت و قوم خویشی با هم داشتند بعداز تشکیل شهر بین خانه ها دیوار کشیده نشد و کشیدن دیوار توهین به همسایه بود و اعتمادعجیب به همدیگر باعث شده بودکه درهای منازل همیشه باز باشد چون هیچ کس دزدی نمی کرد در داخل مجموعه امنیت کامل برقرار بود و از خارج نیز با ایلات دیگر درگیری ها آنچنان نبود که نیاز به قلعه و حصار باشد پس از روی آوری به تجارت و بازرگانی و دریا نوردی مردم جعفربای گمیشان و خواجه نفس به ارتباط بیشتر برای فروش کالا های خود با شهرهای قدیمی و حکومت های محلی مانند استرآباد و کردکوی داشتند .هرچندبه طور جزئی در بعضی از مواقع زورگویی استر آبادی ها برای بدست آوردن مالیات هجوم هایی از طرف حکومت ها انجام میشد واین امنیت را به هم می زد.
    گمیشان در عصررونق تجارت از سال ۱۸۰۰ میلادی به بعد کشتی های نسبتا بزرگ به نام ناو کالاهای مختلف از بندر انزلی و!:.۷۸ادکوبه و آستارا خان روسیه به گمیشان می آوردند . انواع چوب . پارچه .سماور .نفت . قیر و انواع شیرینی ها و بعضی از ماشین آلات اروپایی را به ایران می آوردند و این کالا ها از داخل ناوها سوار قایق های کوچک (یک مردین )حمل واز طریق رودخانه گرگان که از وسط شهر می گذشت به داخل شهر می آوردند و تحویل مشتری ها می دادند. خیابان اصلی شهر که خیابان باریک و کوچک بود و دو طرف این خیابان مغازه های چوبی سراسر خیابان را گرفته بود و مرکز این خیابان چهار راه معروف چهارسو بود (همان چهارسوق) واز این مغازه ها دوباره این کالا ها توسط ارابه های مختلف که معروفترین این ارابه معروف به پایتون بود . پایتون ارابه ایی با چرخ هایی بزرگ که به اسب می بستند . و ارابه های کوچک به الاغ می بستندو چرخ های کوچک داشت . توسط آنان به استر آباد حمل می شد و در آنجا به تجار استر آبادی تحویل می دادند تا به نقاط دیگر ایران حمل شود این تجارت باعث رونق اقتصادی گومیشان شد همه به شدت در حال فعالیت بودند .
    علاوه بر کشاورزی دیمی که تقریبا تمام مردم داشتند در کنار آن دامداری رونق خاصی داشت . بسیاری از مردم به ماهیگیری و شکار پرندگان مشغول بودند . بسیاری از مردم نیز به کار صنایع کوچک مثل آهنگری برای ساخت چرخ ارابه ها بافت تورهای ماهیگیری قایق سازی و کشتی سازی و ساخت ابزار شکارو کشاورزی و دامداری مشغول بودند و بازاریان هم در تجارت پررونق اشتغال داشتند . این دوره رونق باعث شد که در تاریخ ماندگار شود. مثلا زمانی محمد علی شاه قاجار در دوره مشروطیت از ایران به روسیه پناه برد به کمک روس ها در گمیشان فرود آمد و به کمک مردم ترکمن که بیشتر سربازانش از ترکمن ها ی طایفه داز بودند از گومیشان به طرف تهران حرکت کرد و از جنوب تهران به آن حمله ور شد و شکست خوردند منهذم شدند و ترکمن ها ی سرباز باقی مانده در اطراف تهران باقی ماندند و نرسیده به جاجرود تهران در قسمت جنوبی آن در بیابانهای آن دورهم جمع شده و روستای ترکمن ده را ساختند که بعدها این منطقه شکارگاه سلطنتی شد و این روستا هنوز هم وجود دارد. یا در دوره رضا خانی برای اجرای برنامه های خودبه خصوص کشف حجاب و سواد آموزی و تشکیل نیروی نظامی و ایجاد راه آهن این منطقه هدف بود . اولین مدارس مدرن امروزی در گمیشان و خواجه نفس ساخته شد ه اولین دبیرستان و اولین مرکز تربیت معلم عشایری در بین ایلات جعفربای یموت ترکمن ایجادشد. وقتی که رضاخان وارد منطقه شد از دیدن ساختمانها و مغازه ها تعجب کرد در حالی که در بقیه نقاط ایران خانه ها اکثرا گلی و خشتی بود وجود ساختمانها ی چوبی رنگارنگ که آثار تمدن اروپایی داشتند . (اطلاعات بیشتر در کتاب چهار شهر ترکمن نشین نوشته استاد اسداله معطوفی . مدارک حمل ونقل از گمیشان به استر آباد نیز در نزد استادموجود است )
    چندنمونه از تجارت گومیشانی ها در شمال و شرق ایران :براساس مدارک و گفته ها اولین پارچه ها ی فاستونی را وارد شمال و شمال شرق ایران نمودند همچنین سماور و اولین موتور برق و تراکتور جان دیر توسط همین تاجران گومیشان واردایران نمودند و در قسمت شمال و شمال شرق ایران پخش کردند.
    رونق اقتصادی گمیشان و ایل جعفربای به چند دلیل نابودشد.
    الف )مرز بندی ایران و روس به خصوص بعداز تشکیل حکومت شوروی تمام راههای ارتباطی زمینی و دریایی بسته شده وتاجران نمی توانستند مثل گذشته رفت و آمدنمایند و به دنبال آن تمام مشاغل مربوط به آن از بین رفت و هزاران نفر بیکار شدندوناچار به مهاجرت به نقاط دیگر مثل استر آباد شهر جدید بندر ترکمن و شهر جدید گنبد کاووس و نقاط دیگر شدند.
    ب) تغییر مسیر رودخانه گرگان : رودگرگان که از وسط گومیشان می گذشت به علت رسوبات فراوان پرشد و راه دیگری را برای رسیدن به دریا که همان راه فعلی است و از وسط خواجه نفس می گذرد را انتخاب نمود و آب شیرین نیز در گومیشان کمیاب شد.
    ج)سیاست های رضاخانی : حکومت تمرکز گرای رضاخان سعی فراوان داشت که همه اقوام و ایالت ها و اقتصادهای محلی و منطقه ایی را متمرکز کند تا بتواند بر آنها دست یابند . این سیاست باعث شد که اقتصادهای شکوفای محلی نابود و همه چشمشان به مرکز باشند که باعث نابودی اقتصاد خود کفای ایران شد و به مرور به وابستگی به اقتصاد کشورهای دیگر شد.
    اقتصاد شکوفای محلی گومیشان در جنگهای جهانی اول و دوم که در تمام دنیا گرسنگی و فقرایجادکرده بود در شرق استان گلستان تاثیرکمتری داشت هرچند کمبود گندم وجوو آرد محسوس بود به دلیل جمع آوری توسط نیروهای روسیه و شوروی و صدور آن توسط بعضی از تجار به این کشور بود. با این وجود حداقل ماهی فراوان دریا آنان را گرسنه نمی گذاشت .کومش تپه یا گومیشان پررونق به شهری مهاجر فرست تبدیل شدبیکاری بیداد می کرداکنون دریا هم تعطیل شده و یک شهر این چنین به شهر بیکارها و فقرا تبدیل شد. که نود درصد جوانان بیکارند به دنبال آن اعتیاد بیداد می کند .
    گومیشان پررونق تبدیل به شهری مهاجر فرست تبدیل شد . اولین مقصدمهاجران بندرترکمن بود که حکومت رضاخان در طی جنگ جهانی دوم آنرا تبدیل به انتهای راه آهن سراسری جنوب به شمال کرد که از خلیج فارس بندر شاهپور (بندر امام خمینی ) شروع کرد و تا کنار دریای خزر ادامه داد این راه آهن جنوب ایران را به شمال ایران وصل کرد هرچند کارشناسان آلمانی در این طرح فعال بودند اما متفقین از آن استفاده فراوان بردند در موقع محاصره مسکو توسط آلمانی ها در جنگ جهانی دوم از این خط آهن برای حمل سلاح و مهمات و نیروی کمکی به شوروی ها استفاده فراوان بردند به طوری که ایران لقب پل پیروزی را گرفت به خصوص پل معروف ورسک به این نام مشهور شد . آمدن نیروهای فراوان خارجی همراه با مهمات و اسلحه فراوان و تخلیه آن در کنار دریای خزر برای مردم گمیشان کارایجادکرد هرچنداندک اما برای بعضی ها در آمدزا بود و باعث مهاجرت مردم گمیشان به بندر شاه (بندر ترکمن )شد. بعضی از مردم گمیشان در بندر ترکمن باقی مانده فلزات جنگی را جمع می کردند و باز آفرینی می کردند و مثلا سرب و آهن آنها را جدا می کردند و سرب را جدا می فروختند و آهن را جدا بعضی نگهبان انبارهای کالاهای روسی و انگلیسی بودند تعدادی هم محصولات کشاورزی و دامی اضافه مردم را جمع می کردند و به روس ها می فروختند و در قبال آن از روس ها طلا می گرفتند چون پول روس ها اصلا ارزش نداشت چون یک قرص نان در این دوره برابر با یک کیسه گونی پول روسیه بود چون گرسنگی در جنگ جهانی دوم جان میلیونها روس را گرفته بود .
    اما گومیشان بعداز افول از قدرت اول اقتصاد شمال شرق ایران و بیکاری مردم آن بندر ترکمن باعث جذب بسیاری از مردم گومیشان شد و بندر ترکمن شروع به رشدو توسعه نمود. ادارات جدید التاسیس و اداره راه آهن چندکارخانه روغن کشی و انبار دخانیات تعداد زیادی از مردم را به کار واداشت و از بیکاری رهانید . در تحولات تاریخی گومیشان و گنبد کاووس و بندر ترکمن و به طور کلی در استان گلستان در دوره جنگ جهانی دوم و دوره رضاخان یک عامل بسیار مهم زمینه تحول در این دوره بود. و آن ساخت اولین مدارس نوین در دوره رضاخانی بود.
    اولین مدرسه کلاسیک به فرم جدید پس از تخت قاپو کردن (اسکان عشایر کوچ نشین ) از سال ۱۳۰۴ خورشیدی احداث گردید . به امر رضا شاه ،حمایت زاهدی و همت اداره معارف استر آباد در امچلی مدرسه حکیمی به نام حاکم و فرماندار نظامی استر آباد خواجه نفس و گمیش تپه (دو مدرسه هما و پهلوی و سپس در گنبد کاووس (مدرسه آذر میدخت و چند مدرسه ابتدایی دیگر ساخته شدند و بلافاصله آغاز به فعالیت نمودند یک سال بعد ۱۳۰۵ زاهدی خود (مدرسه ملی زاهدی)را در خواجه نفس احداث کرد و اولین معلم ترکمن به نام حاج امان گلدی آخوند را باحقوق ماهانه ۳۰ ریال در این دبستان به کار تدریس گماشت . این مدرسه پس از دوسال فعالیت به مدرسه دولتی میرجرجانی تغییرنام یافت . دراین زمان دومین معلم ترکمن به نام نیاز قلیچ آخوند دراین مدرسه به کارتدریس پرداخت . به تدریج از ۱۳۰۸ خورشیدی وبه امر سرهنگ حکیمی برتعداد مدارس افزودند . در این راستا دبستان صفوی بناور یا همان امچلی به همت تاج محمد آخوند در همان ساختمان مدرسه قدیمیه متعلق به پدرش آغاز به فعالیت نمود . بدین گونه نهضت مدرسه سازی در منطقه گمیشان به تبع از سراسر ترکمن صحرا با قدرت و شدت زیادی ادامه یافت . (نقل از کتاب تاریخچه چهارشهر ترکمن نشین )
    فابل ذکر است که قبل از سال ۱۳۰۴ و قبل از بسته شدن مرز ایران و شوروی روحانیون ترکمن و علمای آن برای تحصیل بیشتر به بخارا خیوه و دیگر شهرهای آسیای میانه (مثل ازبکستان و ترکمنستان )امروزی می رفتند . از مدارس آنجا و کتابهای دست نوشته و چاپ سنگی آنجا و چاپ قازان مسکو استفاده می کردند .
    بعداز بسته شدن مرزها در داخل ایران مدارس دینی و حوزوی هم به موازات مدارس جدید افتتاح شد. و گسترش یافت و همان روحانیون که در بخارا سمرقند و خیوه درس خوانده بودند جوانان طلاب دینی را جذب کردند و در تمام ترکمن نشین این مدارس حوزوی هنوز هم به فعالیت سنتی گذشته ادامه می دهند .
    اما گومیشان و خواجه نفس سردمدار تحصیل در مدارس جدید بودند و تحصیل کرده های فراوان از این مدارس به علت نبود کار به نقاط دیگرمهاجرت کردند ازجمله گروهی به تهران کوچ کرده و در آنجا ساکن شدند و به امور اداری و تجاری پرداختند به خصوص در خیابان امیرکبیر و پله نوروز خان تهران محل اجتماع ترکمن های مسافر تهران بودند .
    گروه بزرگی از ترکمن پس از ساخته شدن بندر ترکمن به استر آباد (گرگان ) کوچ کردند . اما عده ای از گمیشانی های مدعی هستند سازنده اصلی و اولین ساکنان گنبدکاووس بودند. والله اعلم بالصواب

    منبع:جغرافیای ترکمن صحرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا