سفر ۲۷ ساعته به دریا

پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی
درگذر زمان انسان می تواند با نگرش به تحولات وتغییرات درونی وبیرونی خود تجربیات خوبی کسب کند. گاهی این تجربیات باعث ناراحتی.افسوس. نگرانی و…. وگاهی هم باعث افتخار.عزت. شادمانی و…می شود.
چندروزپیش بنا به اصرار خانواده از جمله نوه های گلم که حداقل یک ماه از من تقاضا کرده بودند.بیا برویم به دریا و…تا خاطرات گذشته خودمان را زنده نمائیم.
من با گفتن چند دلیل ؛هنوز زود است. هوا کمی سرد شود یا دیگر چندان حوصله ای ندارم.تا این زمان از شهریور آنان را معطل نموده ام اما بلاخره با خود گفتم بیش ازاین اهل خانواده بخصوص نوه هایم را معطل نکنم و یک سفر یک یا دو روزه بروم.
لذا روز یکشنبه ۱۶ شهریورماه طبق برنامه اعلام شده ساعت ۱۲ و ۴۵ دقیقه بار سفر را بستیم و بطرف دریا حرکت کردیم. اتفاقا هم شرایط ازهر لحاظ چه هوا.چه جسم و روح و… الحمدالله مناسب بود.
بعد از دوساعت جهت استراحت در مسیر زیر سایه درختی نشستیم و با خوردن چای و شیرینی و…نیم ساعتی استراحت کردیم. بعد با سرعت بطرف مقصد حرکت کردیم و ساعت ۴ بعدازظهر :
اولین مرتبه بارفتن به دو محل. درکنار ساحل امیر آباد ساری .با مشاهده گل آلود بودن آب دریا.بطرف سواحل چپکرود جایی که در ۷ الی ۸ سال اخیر می رفتم رفتم.
با پرداخت ۳۰ هزار تومان ورودی به ساحل رفتم و با پارک ماشین و گرفتن آلاچیق وسایل را پیاده کرده همگی به کنار دریا رفتیم و..
بچه ها زودتر از همه داخل آب رفتند و ما هم در کنار ساحل به تماشای دریا، حرکات مردم و…مشغول بودیم . مردم آب تنی می کردند عکس و فیلم میگرفتند و همچون ما با نشستن روی حصیر و… دریا را تماشا می کردند و…
تا زمان نماز عصر و مغرب آنجا بودیم واقعا از وضعیت ایمانی مردم متعجب شدم غیر از ما فقط دو خانواده در کنار ساحل که بودند نماز خواندند و بقیه مردم نعوذ بالله انگار که اعتقادی به دین .مذهب و..نداشتند هیچ به فکر نماز و… نبودند.
با تاریک شدن هوا و صدای موج دریا که کمی ترس داشت. مردم همچون ما آرام آرام بطرف آلاچیق ها و….رفتند.مانیز همگی رفتیم.
چنددقیقه ای خودم چون اهل تشیع اذان عشاء ندارند اذان گفتم و همگی نماز خواندیم و شام خوردیم و…بعلت شرجی بودن هوا وجود پشه تا ساعت ۱۱ شب به بازی.قدم زدن و… مشغول شدیم .
چون نزدیک نیمه شب ازطرف دریا بادملایمی شروع به وزیدن نمود.داخل چادررفتیم وبا کشتن چند پشه و…همگی راحت خوابیدیم
ساعت ۴ و۴۰ دقیقه جهت نماز صبح بیدارشدیم ودوباره تا ساعت ۸ صبح من خوابیدم.اما نوه هایم وپسر و… جهت آب تنی و…ساعت۶ صبح به ساحل دریا رفتند.
من هم حدودا ساعت ۸ وخورده ای با جمع کردن چادر و….وگذاشتن آنها درچادر بطرف ساحل رفتم. تا ساعت ۱۰ وخورده ای آب تنی کردیم.قایق سوارشدیم و..
من از مناظر و مکان های مختلف گزارش فیلم .عکس جهت گذاشتن درگروههای تلگرامی گرفتم. تا ساعت ۱۱ صبح درداخل آلاچیق با پهن کردن حصیر و.. نشستیم .صبحانه خوردیم و… بعد آرام آرام بطرف شهرساری رفتیم درداخل شهر کمی چرخیدیم .خرید کردیم و…
پس ازآن بطرف پارک زیبای صفویه یا ملت در بهشهر رفتیم جای بسیار خوب.تمیز با وسایل بازی کودکان و…. درآنجا تا آخروقت اداری که پارک هم تعطیل می شد. استراحت کردیم .ناهار خوردیم و…
بعد بطرف گنبد حرکت کردیم.اما در رابطه با پارک بگویم که این پارک حدودا ۴۰۰ سال پیش دردوره شاه عباس صفوی ساخته شده است.
الآن فقط یک ساختمان شهرداری ازآن دوره در پارک باقیمانده وبقیه موارد دگرگون شده . درختان چنار هم درپارک حدودا در۵ الی۶ دهه پیش کاشته شده است. کلا این پارک درموقعیت مناسب محل خوبی جهت گردشگران ومسافران خسته است.
سفر یکرروزه ما چنین به پایان رسید.اما مشاهده چند مورد مرا بفکر انداخت ازجمله :
۱-عقب نشینی دریا که طبق محاسبه من هرسال حدودا ۵۰ متردریا عقب نشینی دارد.
۲- سطح کشت شالی و برنج درمنطقه شمال بخاطر خشکسالی سال بسال کم می شود.
۳-.در مناطق شمالی ایران ازجمله مازندران هم چندین ماه بارش وجودنداشته است.چون کل برگ های درختان در آنجا هم پوشیده ازگردوخاک است
۴-چهره مردمان ایران زمین در کل خسته. افسرده.نگران و… است که مشاهده چنین وضعیتی برای خیلی ها دردناک است.
۵- شهرداری بهشهر بخاطر ساختمان به یادگارمانده از دوره صفویه دراین پارک درسال ۱۳۱۲ شمسی تأسیس شده است.
۶-رفت و برگشت ما دراین سفر۲۷ ساعته ۵۰۰ کیلومتر شد و…
الحمدالله ساعت ۱۶ و۴۵ دقیقه که زمان اذان نمازعصر بود بخانه رسیدیم. انشاءالله که نعمت سفرکردن.گردش کردن شادبودن و… دراین وضعیت اقتصادی نصیب همگان شود.
www.ulkamiz.ir





