سوء مدیریت یا فقر فرهنگی در صنعت فرش ترکمن + تصاویر

پایگاه خبری اولکامیز – آرتیق گرگانلی دوجی ، مراوه تپه: یادمون نرفته کمی نزدیکتر در سالهایی نه چندان دور که نسل دهه شصتی به پایین با فرش ترکمن زندگی میکردن، به نوعی میشه گفت فرش دستباف ترکمن جزئی از زندگی و یا میشه گفت مثل اکسیژنی بود که اگر انسان تنفس نکند قطع حیات آن میشود. فرش نیز مانند اکسیژن در زندگی خانوارهای ترکمن شده بود.
فرش ترکمنی که خانوارهای ترکمن با صدای شانه قالیبافی قبل از اذان صبح که دختران ترکمن به صدا در میاوردن و خود این صدای شانه قالیبافی (باسلق) ریتم و آهنگی به خود میگرفت و اهل خانه و کودکان با آهنگ دلنوازی و دلنشین این شانه ها (باسلق) بیدار میشدن و حتی رقابتی بین خانوارهای بافنده ایجاد میکرد که با شنیدن شانه قالیبافی،نشان میداد که اهل کدام خانه مشغول قالیبافی هستش.
جهیزیه عروس ترکمن نیز،تا ۹۰درصد از دستبافت خوده دخترخانم ها تهیه میشد، از قالی و فرش گرفته تا جانمازی، خورجین، قاب آیینه، پادری، پشتی و تا زین اسب و شتر و کجاوه و از همه مهمتر ،به خودی خود باعث شده بود سرپرست خانواده با فروش هنر دختران خود در بازار ، اقتصاد خانه را به گردش در میاوردن و میشه گفت تنها درآمد خانوارها فروش هنردست بانوان محترم و زحمتکش ترکمن بود.
در بازهای ترکمن نیز از مغازه های شهرهای ترکمن گرفته تا هفته بازرهای شهرهای ترکمن،وقتی نگاه کلی به آن میکردیم، چندین خیابان شهرهای ترکمن و همچنین ۷۰الی ۸۰درصد غرفه های هفته باز ترکمن را فرش ترکمن یا صنایع دستی را به خود اختصاص میداد.
همچنان که این فرهنگ در شهرهای دیگر کشور نیز طبق همین سنت تشکیل میشد، مثال در شهر یزد که معروف به کوزه و کوزگری میباشد از فروش کوزه و تبدیل چندین مغازه در چندین خیابان گرفته تا هفته بازرهای آن، ودر شهرهای جنوبی نیز تخصیص چندین خیابان به فروش خرما و یا صنایع تبدیلی خرما و همچنین هفته بازار آن از دیر باز تاکنون ودر شهر اصفهان نیز از تخصیص مغازه های آن به مغازه گز فروشی و همچنین هفته بازار آن اکثرا به گز اختصاص داده شده است.
با این همه تواصیف،چه بلایی بر سر ما آمده که در شهر گنبد که پایتخت شهرهای ترکمن به حساب میاید، مغازه های فروش فرش و صنایع دستی ترکمن، به اندازه های انگشتان دست هم نمی رسد و یا در هفته بازارهای ترکمن که زمانی ۹۰درصد آن را فرش و صنایع دستی تشکیل میداد، ولی در حال حاضر،غرفه ای به ندرت دیده میشود که در حال فروش فرش یا صنایع دستی مشغول باشند.
در مورد جهیزیه نیز ،در حال حاضر ،فرش ترکمن و صنایع دستی جایی ندارد،در حالیکه در دو دهه گذشته، تنها ده درصد جهیزیه را وسایل غیر تشکیل میداد و اکثرا از فرش ترکمن و یا صنایع دستی ترکمن تشکیل میداد.
چه بلایی بر سر ما آمده حتی جانمازی ما که زمانی ،دستبافت ترکمنی بوده و یا از پشم و نمد درست میشد، الان جای خود را به جانمازی ماشینی داده و یا در مساجد ما نیز ،با حذف جانمازی دستباف به جانمازی ماشینی روی آورده ایم، مگر نمیتوانستیم با ایده جدید و نو بروز شده توسط مهندسین، جانمازی خوب از دستباف بانوان ترکمن تولید میکردیم وبرای مساجد خود استفاده میکردیم.
چه بلایی بر سر ما آمده در حالیکه بهترین شغل را در خانه داریم، ولی بانوان ما برای چیدن پرتقال و تامسون،و یا سرایداری به شهرهای همجوار میروند.
در حالیکه در شهر مشهد ویا کشورهای خارجی با فروش فرش ترکمن دارند اقتصاد آن شهر را به گردش در میاورند،ویادرکشور چین با نام گذاری روستایی بنام ترکمن ،فرش اصیل ترکمن را بنام خود در کشور خودشان ویا بخارج صادر میکنند.
از مسئولین استانی و کشوری تقاضا داریم با تشکیل اتاق فکر،و هم اندیشی با فعالین صنایع دستی، نسبت به رونق و راه اندازی فرش و صنایع دستی ترکمن انجام نمایند که روزگاری چرخه اقتصاد شهرها و روستاهای ترکمن با این اقتصاد به گردش در میآمد.
متاسفانه اقتصاد فرش ترکمن در کشور ما جای خود را به فرش ماشینی و یا صنایع تبدیلی داده، در حالیکه فرش ترکمن و صنایع دستی از لحاظ پزشکی نیز بر فرش ماشینی و صنایع تبدیلی آن ارجحیت دارد.
همچنین مواد اولیه فرش وصنایع دستی با توجه به دامدار بودن روستاهای ترکمن، از خود شهرستان تولید میشود،که بعضا در این دو دهه دیده شده،از پشم گوسفندان گرفته تا پوست گوسفندان بعلت نبود بازار فروش و کم بودن ارزش ان،در اطراف روستاها توسط دامداران دور ریخته میشود،که این مشکلات نشانگر بی مدیریتی مسئولین را نشان میدهد.
در حالیکه شعار رهبر معظم انقلاب در چندین دوره به اشتغالزایی و رونق تولید نام گذاری میکنند، ولی باز با این همه تاکید،و پافشاری بر اشتغالزایی،نگاهی به فرش ترکمن و صنایع دستی نشده، و اگر هم بوده در حد شعار و مستند سازی می باشد.
امید آن داریم مسئولین صدای فرش ترکمن و صنایع دستی را بشنوند و فکری به حال آن بکنند.
www.ulkamiz













