یادداشت

عصرما و روابط خانواده

پایگاه خبری اولکامیز- آنه محمد مارامایی : انسان در گذر عمر خود یا با برخورد با دیگران به حقایقی از زندگی پی می برد .اگر دقیقا آن حقایق را بررسی نماییم متوجه می شویم که وقوع این نوع جریانات  طبیعی است ..ترکمن ها ضرب المثلی دارند ( اتسنگ گوررسنگ،  اکسنگ اورارسنگ ) یعنی اگر کاری کردید نتیجه اش را چه بد و چه خوب خواهی دید و اگر محصولی کاشتی حاصل آنرا درو خواهی کرد وبدست خواهی آورد.

چند روز پیش دقیقا ساعت ۱۹ روزیکشتبه ۲۶ شهریور جهت شرکت درمراسم تولد نوه ام به قسمت شمال شهرمان رفتم .چون آنجا رسیدم دیدم آنجا جای مناسبی برای من و امثال من نیست .به اهل خانواده گفتم من پیش دوستانم می روم بعد موقع شام می آیم.

 پس ازآن نزد بنگاهداری که ازدوستان وآشنایانم بود. رفتم  سلام و احوالپرسی کرده  در روی صندلی نشستم .متوجه شدم که آقای بنگاهی با یک آقایی که حدودا پنجاه سال سن داشت درباره مشکلات او بحث وگفتگو می کردند.چند دقیقه ای به حرف های آنها گوش کردم.

آقای بنگاهی وقتی سکوت مرا دید. گفت حاج آقا نظر شما درباره مشکلات این آقا چیست؟

گفتم چه بگویم.من این آقا را نمی شناسم شاید حرفی بزنم که این آقا خوشش نیاید .

آن آقا گفت : حاج آقا خوشحال خواهم شد که نظرشما راهم بشنوم. من گفتم دوتا اشتباه بزرگ شما دارید. اول: اینکه شما با پدر هشتادساله ات نباید رابطه ات را قطع می کردید .آن آقا گفت حاج آقا شما پدر مرا نمی شناسی .آنقدر آدم بی لیاقت وبی جرأتی است که در زندگیم  با آنکه کارمند بانک بود هیچ وقت یکبار هم دست منو درانجام کاری نگرفت .

گفتم هرچه که بوده دیگر گذشت الان پدرت اواخر عمرش است گذشته ها را فراموش کنید و به دیدارش با اهل خانواده بروید. وقتی هم این رابطه برقرار گردید دیگر نه شما و نه پدر و مادرت کارهای گذشته تان را انجام نخواهید کرد چون دراین مدت بیست سال متوجه خیلی ازاشتباهات خود شده اید.

  مورد دوم: اشتباه شما در برخورد با پسرتان است . شما همیشه معلوم است که در مقابل پسرتان ایستاده اید .درصورتیکه باید همراه ودرکنارش باید بایستید تا اورا خوب تربیت نمایید. الآن هم دیرنشده اگر پسرت دوست مؤدب و منطقی دارد او را پیش خود بیاورید ومشکلات ومسایل خودتان را با او مطرح کرده ازاودربرقراری رابطه خوب با پسرتان کمک بگیرید.

وقتی این حرف های مرا آنهاشنیدند کمی بفکر فرو رفتند.بنگاهدار گفت فلانی  حاج آقا راست می گوید باید شما این دو مشکل خودتان را برطرف کنید تا خیالتان از زندگی راحت شود‌.

آن آقا گفت من هم دوست دارم این کارها را انجام دهم و مشکلات خانواده خودم و خانواده پدرم را حل کنم ولی می ترسم فایده ای  نداشته باشد چون هم پسرم و هم پدرم خیالی از من متنفر هستند و بدشان می آید.

من و آقای بنگاهدار گفتیم نترسید توکل کنید. اینکارها را به یک طریقی انجام دهید.

بعد از آن من از آنها خداحافظی کرده از بنگاه بیرون آمدم.درمسیر خود و شب همان روز به بدبختی های آن آقا و امثال آن آقا فکرکردم .که چرا درجامعه ما اینجور افراد زیادشده که بخاطر مال .ثروت وغیره رابطه های خانوادگی آنها از هم گسسته است؟

مگر نمی گویند پول در زندگی مهم ترین ملاک خوشبختی است؟ این آقا و امثال این آقا بگفته خودشان نزدیک صد میلیارد مال و اموال دارد پس چرا نمی توانند با این همه امکانات مادی وغیره خوشبخت شوند؟  ولی بنظرم بعضی از افراد با داشتن پول و ثروت دچار یکسری اعمال غیراخلاقی و غیرشرعی می شوند و اعمالی انجام می دهند که الان چوب شان را می خورند.

اگر کسی پدر پیری داشته باشد و او را تحویل نگیرد و به اموراتش نرسد معلوم است که آن پدر فرزند خودش را دعای خیر نخواهد کرد. وقتی هم دعای خیر پدر و مادرمان ازبین برود برکت های زندگیمان هم از بین خواهد رفت..نمونه اش همین آقا است که چون به والدین خودش محبت نکرده، تحویل نگرفته .به دیدارشان نرفته .مخارج زندگیش را نداده و… الآن پسرش اینچنین عمل می نماید و کل زندگی پدرش را ممکن است بر باد دهد.

انشاء الله که جوانان ما را خداوند هدایت نمایند.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. چونکه یاداشت جناب آقای مارامایی با یاداشت های قبلی و مختلف ایشان تشابه هائی از نظر نگرانی در رابطه با اخلاقیات و فرهنگ جامعه و روابط آدم ها با یک دیگر مخصوصا جامعه ترکمن صحرا وجود دارد.موارد زیر پیشنهاد می شود:
    1- توصیف دغدغه های خود در رابطه با موضوع فوق
    2- توصیف نوع ایده آل روابط مورد نقد یا غلط از نظر خود
    3- علت بوجودن آمدن رابطه نامطلوب
    4- پیشنهاد راه حل مطلوب به صورت کاربردی
    از کارشناسان و تحصیل کردگان این حوزه درخواست می شود مقالات و نظرات خود به صورت قابل فهم و تا جای ممکن خلاصه ارسال نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا