فرهنگی

همدلی مردم با نوشته‌هایم

پایگاه خبری اولکامیز – عاشرمحمد رئوفی؛ خبرنگار و فعال فرهنگی و اجتماعی:

برای من بزرگ‌ترین افتخار و مایه‌ی دلگرمی این است که نوشته‌هایم توانسته راه خود را به دل‌های مردم باز کند، مردمانی که نه تنها از جای‌جای ترکمن‌صحرا بلکه از شهرها و استان‌های دیگر نیز با من تماس می‌گیرند، پیام می‌دهند و از دغدغه‌ها و موضوعاتی که قلم من به تصویر می‌کشد سخن می‌گویند. هر بار که می‌شنوم مطلبی که نوشته‌ام در دل مردم نشسته و بر ذهن و جانشان اثر گذاشته است، احساس می‌کنم رسالت قلم بیهوده نبوده و زحمتم به بار نشسته است.

آنچه می‌نویسم، برگرفته از دردها، کاستی‌ها و نیازهایی است که هر روز در جامعه لمس می‌کنیم. وقتی در نوشته‌هایم از نبود تابلوهای راهنمای مسیر گرگان ، گنبد می‌نویسم یا وقتی به نقد مسائل اجتماعی و فرهنگی می‌پردازم، در حقیقت پژواک صدای دل مردم را به کاغذ می‌سپارم. این صداست که شنیده می‌شود، این دغدغه است که در ذهن‌ها ماندگار می‌گردد. خوشبختانه بسیاری از این موضوعات مورد توجه مردم عادی و حتی مسئولین نیز قرار گرفته و گاه بازتابی فراتر از انتظار داشته است.

نوشته‌های اخیر من چون «بیایید دوباره انسان شویم» یا «انتقاد یا تخریب» تنها عنوان‌هایی ساده نبودند، بلکه دریچه‌ای بودند برای گفت‌وگو، برای بازاندیشی و برای تلنگری به روح خسته‌ی جامعه. تماس‌ها، پیام‌ها و محبت‌های بی‌دریغ دوستان نشان داد که این دغدغه‌ها بی‌راهه نبوده و در دل‌ها اثر کرده است.

بخش مهم دیگری که همواره مایه‌ی دلگرمی من بوده، بازخورد مردم از گزارش‌های کامل و دقیق من از مراسمات و نشست‌هاست. بارها شنیده‌ام که دوستان می‌گویند: آقای رئوفی، شما چنان می‌نویسید که حتی کسی که در مراسم حضور نداشته، با خواندن گزارش شما، خود را در میان جمع می‌بیند و حس می‌کند در آن لحظه حضور داشته است. این سخنان، زیباترین تقدیر و بهترین انگیزه برای ادامه‌ی مسیر قلم من است.

طبیعی است که در این راه، همواره نگاه‌های متفاوتی وجود دارد، برخی نقد می‌کنند، برخی می‌ستایند، برخی تشویق می‌کنند و عده‌ای هم با نگاهی حسودانه به جای نقد منصفانه، تخریب را برمی‌گزینند. اما خوشبختانه تعداد این افراد انگشت‌شمار است و حضور پررنگ و پرمهر مردم و حتی مسئولینی که مطالب مرا دنبال می‌کنند، وزنه‌ای است به مراتب سنگین‌تر. همین استقبال، برای من بهترین پاداش و ارزشمندترین سرمایه است.

به تخریب‌ها نمی‌توان با آرامش پاسخ داد، چرا که تخریب از سر دشمنی و بدخواهی است اما به انتقادها باید با پاسخی منطقی و محترمانه جواب داد. بارها دیده‌ام همان کسانی که ابتدا با نگاه انتقادی سخن می‌گفتند، پس از شنیدن پاسخ روشن و منطقی، زبان به قدردانی و تشکر گشوده‌اند. این تجربه‌ها به من نشان داده که اگر قلم با صداقت و نیت خیر حرکت کند، در نهایت حتی سخت‌ترین دل‌ها نیز نرم می‌شوند و حقیقت پیروز خواهد بود.

در پایان، آنچه مرا خوشحال می‌کند نه صرفاً دیده شدن نوشته‌ها، بلکه این حقیقت است که قلم من توانسته جریانی از گفت‌وگو، اندیشه و دغدغه‌ی اجتماعی ایجاد کند. همراهی مردم، توجه مسئولان و حتی نقدهای منصفانه، همه و همه نشانه‌ی آن است که مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام.
25مرداد ۱۴۰۴شنبه

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا