گرانی نوشتافزار؛ فشار مضاعف بر خانوادهها و شرمندگی والدین

پایگاه خبری اولکامیز- داریوش شیرمحمدلی:
آغاز سال تحصیلی برای بسیاری از کودکان، فصل شوق و تازگی است؛ فصل بوی دفترهای نو، تراشیدن مدادها، مرتب کردن کیف مدرسه و رؤیای دیدار دوباره دوستان. اما پشت این تصویر شیرین، برای بسیاری از خانوادهها واقعیتی تلخ جریان دارد؛ واقعیتی که با فهرستی از قیمتها آغاز میشود و گاهی به شرمندگی پدر و مادری ختم میشود که تمام تلاش خود را میکنند تا فرزندشان چیزی از همسالان خود کم نداشته باشد.
این روزها خرید نوشتافزار دیگر صرفاً تهیه چند دفتر و مداد نیست. قیمت کیف، کفش، دفتر، خودکار، مداد، مدادرنگی، وسایل هندسه و دیگر ملزومات تحصیل، در مجموع هزینهای ایجاد میکند که برای بسیاری از خانوادهها سنگین است. خانوادهای که همزمان باید هزینه مسکن، خوراک، درمان، رفتوآمد و دهها نیاز ضروری دیگر را تأمین کند، ناگهان با فهرستی از وسایل مدرسه مواجه میشود که تأمین آن به یکی دیگر از دغدغههای جدی زندگی تبدیل شده است.
تلختر از خودِ گرانی، احساسی است که در سکوت خانه شکل میگیرد؛ شرمندگی پدر و مادری که دوست دارد بهترینها را برای فرزندش فراهم کند، اما توان مالی او با خواستهها و نیازهای فرزندش همخوان نیست.
کودک شاید نداند قیمت یک دفتر چقدر افزایش یافته یا درآمد خانواده چگونه میان هزینههای مختلف تقسیم میشود. او تنها میبیند که همکلاسیاش کیف تازهای دارد، مداد رنگی جدیدی خریده و دفترهایی با طرح مورد علاقهاش در کیف گذاشته است. در همین نقطه است که یک مسئله اقتصادی میتواند به مسئلهای عاطفی تبدیل شود؛ جایی که کودک احساس میکند با دیگران متفاوت است و پدر و مادر نیز در خلوت خود، این تفاوت را به حساب ناتوانی خویش میگذارند.
فشار اقتصادی فقط سفره خانواده را کوچک نمیکند؛ گاهی لبخند پدر و مادر را هم کمرنگ میکند.
سال تحصیلی نباید برای خانوادهها با اضطراب و حسابوکتاب طاقتفرسا آغاز شود. مدرسه قرار است دروازهای به سوی آینده باشد؛ جایی که کودک با امید وارد آن شود، نه با دغدغه اینکه چرا وسایلش سادهتر از دیگران است. آموزش و برخورداری از ابزارهای اولیه آن، نباید به امتیازی وابسته به وضعیت اقتصادی خانواده تبدیل شود.
در چنین شرایطی، مسئولیت حمایت از دانشآموزان تنها بر عهده پدر و مادر نیست. مدرسه، خیرین، نهادهای حمایتی، تولیدکنندگان و دستگاههای مسئول، هر یک میتوانند سهمی در کاهش این فشار داشته باشند. حمایت از تولید و عرضه نوشتافزار با قیمت مناسب، کمک به خانوادههای کمبرخوردار، تهیه بستههای آموزشی و ایجاد زمینهای برای دسترسی عادلانه دانشآموزان به ملزومات تحصیل، میتواند بخشی از این بار سنگین را از دوش خانوادهها بردارد.
از سوی دیگر، نباید اجازه داد تجملگرایی، سادهترین نیازهای آموزشی کودکان را به رقابتی پرهزینه تبدیل کند. دانشآموز برای آموختن، بیش از هر چیز به انگیزه، امنیت، آرامش و فرصت برابر نیاز دارد؛ نه به گرانترین کیف و پرزرقوبرقترین لوازم مدرسه.
با این حال، فراتر از همه این بحثها، باید یک حقیقت ساده را به یاد داشته باشیم: پشت هر فهرست خرید مدرسه، یک کودک ایستاده و پشت هر کودک، پدر و مادری که آرزو دارند لبخند فرزندشان را ببینند.
نباید شرایط اقتصادی به جایی برسد که پدر، هنگام خرید یک دفتر، چشمش را از فرزندش بدزدد تا شرمندگی در نگاهش دیده نشود؛ یا مادری که تمام هزینههای خانه را با دقت محاسبه میکند، شب هنگام با نگرانی به فهرست لوازم مدرسه نگاه کند و از خود بپرسد کدام نیاز را باید حذف کند تا دیگری تأمین شود.
گرانی نوشتافزار، اگرچه در ظاهر مسئلهای اقتصادی است، اما در عمق خود با کرامت خانواده، عدالت آموزشی و آینده کودکان پیوند خورده است.
آغاز مدرسه باید بوی دفتر نو و امید بدهد، نه بوی نگرانی و شرمندگی. کودکان حق دارند با شوق به مدرسه بروند و والدین حق دارند از اینکه نمیتوانند تمام نیازهای فرزندشان را تأمین کنند، احساس شرمساری نکنند.
جامعهای که آینده خود را در قامت همین دانشآموزان میبیند، نمیتواند نسبت به دغدغههای امروز آنان بیتفاوت بماند. گاهی حمایت از یک دانشآموز، از یک دفتر ساده آغاز میشود؛ اما نتیجه آن میتواند ساختن آیندهای بزرگ باشد.
www.ulkamiz.ir



