ایثار را کوچک نکنید؛ مردم فراموش نمیکنند

پایگاه خبری اولکامیز – در روزهایی که سخنان امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، درباره «ایثار» پس از نتایج ضعیف علیرغم دریافت دستمزدها و پاداشهای سنگین، واکنش تند افکار عمومی را برانگیخت، یک زخم قدیمی دوباره سر باز کرد:
تحریف واژهها.
وقتی مفهومی به بزرگی «ایثار» تا سطح یک قرارداد مالی پایین آورده میشود، طبیعی است که مردم سکوت نکنند. این واکنش، نه از سر خشم لحظهای، بلکه از یک فهم عمیق جمعی میآید؛ مردمی که سالهاست ایثار را با گوشت و پوست خود لمس کردهاند، نه با مصاحبه و تریبون.
در همین فضا، اظهارنظر علیرضا بیرانوند دروازه بان پر حاشیه تبم ملی ،درباره اینکه «باید مجسمه ما را بسازند» این شکاف را عمیقتر کرد؛ شکاف میان واقعیت جامعه و تصویری که برخی از خود ساختهاند. پرسش ساده است :
مردم باید مجسمه چه کسانی را بسازند؟
کسانی که قراردادهای سنگین میبندند و بعد نامش را ایثار میگذارند، یا کسانی که بیصدا از همهچیز خود میگذرند؟
ایثار، واژهای نیست که بتوان آن را بی محابا خرج کرد. ایثار تعریف مشخصی دارد: گذشتن از خود، برای دیگری، بدون چشمداشت.
با این معیار، کافی است نگاهی به اطراف بیندازیم تا بفهمیم این مفهوم دقیقاً کجا معنا پیدا میکند.
ایثار را باید در زندگی معلمی دید که با حقوقی محدود و دغدغههای فراوان، هنوز با عشق سر کلاس میایستد. او میتوانست مسیر سادهتری را انتخاب کند، اما نماند برای خودش؛ ماند برای ساختن آینده دیگران. این انتخاب، ایثار است؛ نه گفتنی، بلکه زیستنی.
ایثار را باید در چشمان پرستاری دید که شب و روز نمیشناسد. خستگی، فرسودگی، فشار روانی و همه را به جان میخرد، فقط برای اینکه بیماری تنها نماند. وقتی دیگران عقب میکشند، او جلو میایستد. این، ایثار است.
ایثار را باید در شعلههای آتش جستوجو کرد، آنجا که آتشنشانها به دل خطر میزنند. نامهایی مثل شهید مجید قربانی، شهید سعید شریفزاده و شهید علی قانع فقط اسامی نیستند؛ معیارند. آنها در دل آتش رفتند و برنگشتند، تا دیگران زنده بمانند. اینجا دیگر جایی برای بازی با کلمات نیست. اینجا ایثار، با جان تعریف میشود.
ایثار را باید در سکوت مدافعان پای لانچرها دید؛ در مرزها، دور از خانواده، در شرایطی که هر لحظهاش خطر است. آنها نه دیده میشوند، نه مطالبهای دارند، اما امنیتی که بسیاری بدیهی میدانند، حاصل ایستادن همانهاست.
ایثار را باید در قامت پدری دید که زیر بار سنگین اقتصاد خم میشود اما نمیشکند. خودش را حذف میکند تا خانوادهاش بمانند. از خواستههایش میگذرد، از نیازهایش میزند، فقط برای اینکه چراغ خانه خاموش نشود. این ایثار، بیصداست، اما واقعیترین شکل آن است؛ همانگونه که در زندگی کارگرها، معدنچیها، صیادان و همه زحمتکشان گمنام این سرزمین نیز جاری است.
و در نهایت، ایثار را باید در قلههای بلند این سرزمین جست: شهدا، جانبازان و رزمندگان. کسانی که از جان و سلامت خود گذشتند، نه برای نام، نه برای پاداش، بلکه برای بقا و عزت یک ملت. آنها نه گفتند، نه خواستند، اما بزرگترین فداکاری را کردند. اگر قرار باشد معنای ایثار در یک جمله خلاصه شود، زندگی و مرگ آنها همان جمله است.
داریوش شیرمحمدلی
www.ulkamiz.ir

